هر صبحدم نسیم گل از بوستان توستالحان بلبل از نفس دوستان توستچون خضر دید آن لب جانبخش دلفریبگفتا که…
انتشار: 2026/08/07 05:39 UTCدریافت: 2026/08/08 11:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 11:25 UTC
هر صبحدم نسیم گل از بوستان توستالحان بلبل از نفس دوستان توستچون خضر دید آن لب جانبخش دلفریبگفتا که آب چشمهٔ حیوان دهان توستیوسف به بندگیت کمر بسته بر میانبودش یقین که ملک ملاحت از آن توستهر شاهدی که در نظر آمد به دلبریدر دل نیافت راه که آنجا مکان توستهرگز نشان ز چشمهٔ کوثر شنیدهایکاو را نشانی از دهن بینشان توستاز رشک آفتاب جمالت بر آسمانهر ماه ماه دیدم چون ابروان توستاین باد روحپرور از انفاس صبحدمگویی مگر ز طُرّهٔ عنبرفشان توستصد پیرهن قبا کنم از خرمی اگربینم که دست من چو کمر در میان توستگفتند میهمانی عشاق میکنیسعدی به بوسهای ز لبت میهمان توست#سعدیغزل شمارهٔ ۵۷@Bolbolibargegoli1397