دوست داشتنت وظیفهام که نبود، فریضهام بود به جا آوردمش، تا پای جان؛ در هر مکان و در هر دقیقهای. د…
انتشار: 2026/08/12 07:33 UTCدریافت: 2026/08/16 09:56 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 09:56 UTC
دوست داشتنت وظیفهام که نبود، فریضهام بود به جا آوردمش، تا پای جان؛ در هر مکان و در هر دقیقهای. دوست داشتنت قانون که نبود، آیین بود بدان مشرّف شدم بی قیل و قال و بی بوق و کرنایی. دوست داشتنت نماز که نبود اما گزاردمش ، شبانهروزی هزار رکعت به وقت صبح و ظهر و شام.دوست داشتنت زکات که نداشت اما پرداختمش به هر دمی و به هر بازدمی به هر نفَس. دوست داشتنت دینی بود که مخفیانه به آن ایمان آوردم، دینی که جز عشق و تنهایی ثوابی نداشت... عرفان_نظرآهاری
