هرچه بپرسی بپرس، از غم جانان مپرسایبه فدای تو من، از شب هجران مپرسداغ دلم تا سحر، جان ودلم را بسوخ…
انتشار: 2026/08/12 11:28 UTCدریافت: 2026/08/16 09:56 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 09:56 UTC
هرچه بپرسی بپرس، از غم جانان مپرسایبه فدای تو من، از شب هجران مپرسداغ دلم تا سحر، جان ودلم را بسوختبسکنو بسکندگر، از تب سوزان مپرسجز سخن عشق تو، هیچ ندارم به دلای شهو سلطانمن، از لب خندان مپرسسوز دلم را ببین، تا جگرم آتشستدل به تو پرداختیم، از دل نالان مپرسدر تب وتابت منم، دیده به راهت منمچشم ترم چشم تر، از ترِ چشمان مپرساز دلو جان صد رضا، جان بسپارم به رهجانودلم انِتوست، از سر و از جان مپرسغیر دل و غیر من، سوخته جان و تنمبال و پرم آتشست، از پر سوزان مپرسجور تو قند و نبات، وصل تو روز نجاتدل نکشم من ز تو، از دل حیران مپرسرویتوچون بوستان، رونقجانستو جانرشک برد گلسِتان، از گل و ریحان مپرسمرشد راحم تویی، حضرت جان منیهرچه بپرسیبپرس، از شب هجران مپرس#راحم_تبریزی@Bolbolibargegoli1397