گرچه با چشمان خود دیدم سراپا خنده شدلحظه تلخ وداعش قلبم از جا کنده شدمن سرم گرم قفس او فکر پروازی ب…
انتشار: 2026/06/27 20:48 UTC
گرچه با چشمان خود دیدم سراپا خنده شدلحظه تلخ وداعش قلبم از جا کنده شدمن سرم گرم قفس او فکر پروازی بلندعمر ما با این تفاوت راهی آینده شدعشق شاید بیمرام... اما غمش پابند من..مثل شمعی بر مزارم شب به شب تابنده شدمن که نفرینش نکردم او ولی مانند خویشهم مسیر یاری از خودراضی و یک دنده شدلحظه هایش خالی از عشق و به دور از دلخوشیبی امان اندوه من در خاطرش آکنده شدخار بودم پیش چشمش رفت و در پاییز خویشخوار شد برگشت و از بی مهری اش شرمنده شدمن شدم جان سوخته او هم شد آتش ساختههرکدام ازما به طرزی عاشقی بازنده شد#سعید_فارس♥️☕️ @caafee


