☠ناسیونال سوسیالیسمادامهاصطلاح ناسیونال سوسیالیسم اصطلاحی نیست که فقط نازی ها آن را به کار برده باش…
انتشار: 2026/06/24 08:42 UTC
☠ناسیونال سوسیالیسمادامهاصطلاح ناسیونال سوسیالیسم اصطلاحی نیست که فقط نازی ها آن را به کار برده باشند. در سال 1898 موریس بارس برنامه ای با عنوان برنامه ی انتخاباتی «کمیته ی ناسیونال سوسیالیستی جمهوری خواهان» نانسی ارائه داد، به این شرح:دگربار آمده ام تا علیه سیاستی که تنها هدفش ارضای دشمنی ها و یگانه نیروی پیش برنده اش شهوت قدرت است، علیه دو مفهوم ناسیونال و سوسیال که آن ها را ستوده اید و امروز انکارشان نخواهید کرد، به مخالفت برخیزم.[...] بیگانگان در بالاترین رده های اجتماع، در قلب ولایات، در عرصه های اخلاقی و مادی، در تجارت، صنعت، کشاورزی، و حتی در صنعت کشتی سازی، آن جایی که در آن با کارگران فرانسوی رقابت می کنند، دارند مانند انگل ما را مسموم می کنند.یک اصل اساسی که باید سرلوحه ی سیاست نوین فرانسه قرار گیرد آن است که تمامی اتباع خود را از این تجاوز مصون بدارد و نسبت به آن نوع سوسیالیسمی که چنان جهانی یا در واقع چنان آلمانی است که مواضع دفاعی کشور را سست خواهد کرد هشیار باشد.بارس معتقد بود که سوسیالیسم بین الملل گرا-مارکسیسم-چون ایدئولوژی ای «آلمانی» است تهدیدی علیه ملت فرانسه و در حقیقت نژاد فرانسوی به شمار می رود. او خواهان سوسیالیسمی بود که به دو معنا ملی (ناسیونال) باشد: تنها از کارگرانی حمایت کند که ریشه در خاک ملی دارند، و طبقات متخاصم را با واداشتن شان به مقدم دانستن خیر و صلاح ملی بر منافع خاص خود با یکدیگر آشتی دهند.بارس خواستار سرکوب مالکیت نبود، بلکه خواهان ایجاد تغییر در روح مناسبات طبقاتی بود این فرمول برای سرمایه داران کمتر از مارکسیسم ترسناک بود. با این حال بارس خواستار اصلاحاتی بود مانند درجه بندی درآمد مالیاتی و تقسیم سود که امروزه ممکن است پیش پا افتاده به نظر برسند، اما در آن زمان با مخالفت مطلق و حتی عصبی جریان غالب محافظه کاری روبه رو شد. غول های صنایع فولاد محلی نیز از خواست بارس برای قطع جریان نیروی کار ارزان از خارج استقبال نکردند.در نهایت برنامه ی بارس گروهی از محافظه کاران سرخورده ی نانسی را به خود جذب کرد، اما نه به آن اندازه که برای او رأی کافی فراهم کند.بیست و هفت سال بعد هیتلر در دادگاهی که برای محاکمه ی او به سبب نقشش در کودتای آبجوخانه برپا شده بود، با استفاده از آزادی عمل بیش از اندازه ای که قاضی به او در مقام متهم داده بود، خطاب به اعضای هیئت منصفه چنین گفت:نخستین اصلی که جنبش ناسیونال سوسیالیستی حزب کارگران وقت پذیرفته بود آن بود که باید تا انتها با جنبش مارکسیستی جنگید؛ اصل دوم آن بود که راه مقابله با انقلاب [1918] به عنوان نتیجه ی مارکسیسم و نتیجه ی جنایتی بی سابقه آن نیست که طبقه ی بورژوای آلمان بار دیگر ملی شود، بلکه آن است که طبقه ی کارگر آلمان و توده های عظیم بار دیگر ملی شوند. این نه به معنای یک رابطه ی ناب، و در واقع منفعل، با ناسیونالیسم، بلکه به معنای پیکاری فعالانه علیه همه ی کسانی است که تا این لحظه ناسیونالیسم را نابود کرده اند. به علاوه مضحک است بخواهیم مردمی را تبدیل به ملت کنیم هنگامی که صدها هزار نفر از همه سو کمر بسته اند که آن مردم را از حالت ملت به درآورند، آن هم صدها هزار نفر انقلاب کننده ای که حتی به نژاد آن مردم تعلق ندارند. بنابراین مسئله ی مارکسیسم به مسئله ای نژادی بدل شده که مهم ترین و عمیق ترین مسئله ی امروز است.📝هیتلر شاید از ذوق ادبی بارس برخوردار نبود. اما پیش فرض هایش همان پیش فرض های او بود: این که سوسیالیسمِ مارکسیستیِ بین الملل گرا دشمن نژاد آلمانی است و برای نبرد با آن کارگران باید بار دیگر به قالب مفهوم ملت درآیند، و این که ناسیونال سوسیالیسمْ طبقات را با یکدیگر آشتی دهند.@cafe_andishe95