📺🚫وقتی از خیانت بیبیسی و عمله اکرهی ملکه حرف میزنیم از چه حرف میزنیم.سیاوش اردلان از بیبیسی فارسی در شبکه اجتماعی X نوشته: «نگرانی از سهم ایران در #دریای_خزر وقتی بجاست که مردم و حکومت، #خزر را یک زیستگاه و سرمایه طبیعی ببینند نه جای رهاسازی روزانه میلیونها کیلو #پسماند خانگی، صنعتی و بیمارستانی، سموم #کشاورزی و شیرابه. حتی سهم ۵۰ درصدی هم بدون #توسعه_پایدار مشکل را حل نمیکند»آقای اردلان، اینکه کسی بگوید یکی از مشکلات دریای خزر، زباله، فاضلاب و آلودگی است، حرف نادرستی نیست.اما وقتی دقیقاً در همان زمان، موضوع بر سر حقوق حاکمیتی و منافع ملی ایران باشد، تقلیل تمام مسئله به زباله و فاضلاب، دیگر صرفاً یک بحث محیطزیستی نیست؛ بلکه جابهجا کردن محل نزاع است و نامش در محضر تاریخ: خیانت به ایران.چرا ملکهی مرده دست از سر ما برنمیدارد؟چرا بیبیسی دست از کاردآجین کردن مردم زخمی این خاک گرامی برنمیدارد؟مگر چقدر پول میگیرید که بیرزد به اینهمه زخم، اینهمه رنج و اینهمه درد ملت ایران.ما ایران را از خیانت پس میگیریم و دوباره میسازیمش برای فرزندانمان. این را به خونهای ریخته روی این خاک گرامی قول دادیم.یک نشانهای برای ما مردم ایران وجود دارد برای شناسایی خائنین و آن هم این است: کسی که در هر مسئلهای، از بحران آب تا فاضلاب، دنبال این است که «مردم» را مقصر بداند.آقای اردلان، شما در محضر تاریخ متهماید به خیانت به ملت بزرگ ایران به چند دلیل:📌اول: جایگزین کردن یک مسئله با موضوعیت «حاکمیت ملی» با مسئلهی محیطزیستی در اوج بحران این سرزمین.در منطق، به این مغالطه «عوض کردن موضوع بحث» میگویند.باز هم هر نوسوادی میداند اگر کسی درباره واگذاری احتمالی بخشی از حقوق ایران در دریای خزر سؤال کند، پاسخ آن میزان زبالهای نیست که وارد دریا میشود.این دو موضوع میتوانند همزمان درست باشند: آلودگی خزر یک بحران است.حقوق ایران در خزر نیز یک مسئله ملی ژئوپلیتیکی است و وجود اولی، دومی را بیاهمیت نمیکند.📌دوم؛ کوچک کردن اهمیت حاکمیت ملی.یک دریا فقط حوض آب نیست.یک کودک دبستانی هم میداند دریا یعنی: مرز، منابع نفت و گاز، شیلات، کریدورهای تجاری، امنیت ملی و قدرت ژئوپلیتیکی.اگر بحث بر سر تغییر یا کاهش حقوق یک کشور در چنین پهنهای باشد، تقلیل آن به اینکه «مردم زباله میریزند» یعنی نادیده گرفتن تمام ابعاد راهبردی موضوع و یادآور میشوم این یعنی خیانت محض.📌سوم: تغییر دستور کار افکار عمومیدر همه جای دنیا، وقتی بحث بر سر منافع سرزمینی است، رسانهها معمولاً همان مسئله را در مرکز توجه نگه میدارند و سایر مشکلات در زمانی پس از آن مهم.در دنیای امروز حتا نوسوادان رسانهای هم میدانند اگر درست در لحظهای که افکار عمومی درباره حقوق ایران در خزر بحث میکند، روایت غالب ناگهان به سمت زباله، فاضلاب منحرف شود، علتش قصد فرد منحرفکننده برای کاهش حساسیت نسبت به مسئله اصلی است.اینکار فقط از یک عملهی ملکهی انگلیس که تعلقی به خاک وطنش ندارد برمیآید که دوگانه میان آشغال و تمامیت ارضی بسازد تا به دستور وارثان ملکه، به خیالشان ایرانیِ وطندوست را مجبور کند تا میان «حفظ محیطزیست» و «حفظ حقوق ملی» یکی را انتخاب کند.ما میتوانیم هم از آلودگی خزر خشمگین باشیم و هم نسبت به هر اقدامی که حقوق تاریخی و منافع ملی ایران را تحت تأثیر قرار دهد حساسیتی در حد اهمیت فاجعه داشته باشیم.خدا میداند که این ملکه از توی قبر هم دارد شما را عروسکگردانی میکند و این حال بسیار بهمزن است آقا و خانم بیبیسی.راستش حرف شما بیبیسیچیها ارزش پرداختن ندارد.این را خطاب به ملت بزرگ و متمدن کشورم نوشتم تا همه به هم یادآوری کنیم که کار ما سخت است و در پیش رویمان انواع هیولاها.ما باید برای ساختن این سرزمین با جان و دل بجنگیم.بنای خراب و آدم خراب سر راه ما بسیار است.عزیزان، راه سخت است و متأسفانه اول باید با زگیلهای پای خودمان بجنگیم.زهرا عبدی@cafe_andishe95
به هرکدامشان که اعتراض کنید، پاسخ آمادهای دارند: «من از جمهوری اسلامی پولی نگرفتهام؛ فقط عقیدهام را بیان میکنم.»بسیار خوب؛ ممکن است واقعاً پاکتی از وزارت اطلاعات یا حوالهای از سپاه دریافت نکرده باشید. اما همدستی با یک حکومت فقط در دریافت پول نقد خلاصه نمیشود. گاهی رژیم بهجای پرداخت دستمزد، برایتان صحنه فراهم میکند، مجوز میدهد، درها را باز میگذارد، رسانه در اختیارتان میگذارد و امکان شهرت و درآمدی را فراهم میکند که منتقدان واقعی از آن محروماند.شما هم در مقابل، همان «عقاید شخصی» را بیان میکنید که جانیان حاکم میپسندند: جنایت اصلی را به حاشیه میبرید، خشم مردم را افراطیگری مینامید، قربانی و قاتل را کنار یکدیگر مینشانید و با چند انتقاد آبکی از فلان نماینده یا مدیر درجهچندم، برای خود چهرهای مستقل و منتقد میسازید. بعد همین استقلال نمایشی را در بازار سادهلوحی میفروشید.این معامله الزاماً قرارداد و فیش حقوقی ندارد؛ سازوکارش بسیار ظریفتر است: حکومت برای شما امکان دیدهشدن و کسب درآمد فراهم میکند و شما نیز چهرهای قابلتحمل و حتی دوستداشتنی از حکومت میسازید. سهم رژیم، عادیسازی جنایت است و سهم شما، صحنه و شهرت و منفعت. این همان دستمزد غیرنقدیِ مالهکشی است.دلیل ادامهدادن این نمایش نیز روشن است: هنوز بخشی از جامعه با دیدن یک انتقاد کمخطر، باقی کارنامهتان را فراموش میکند. میدانید میتوان پشت به مردم ایستاد، برای رژیم آرنجمالی کرد و بعد با یک جملهٔ دوپهلو، دوباره لباس «هنرمند مستقل» پوشید.اما اگر هزینهٔ اجتماعیِ رژیمشویی از سود آن بیشتر شود، ناگهان بسیاری از این «عقاید شخصی» نیز تغییر خواهند کرد. آن روز معلوم میشود چه اندازه از این مواضع، محصول باور بوده و چه اندازه تابع بازار.لازم نیست همهٔ مالهکشها از جمهوری اسلامی پول بگیرند؛ کافی است جمهوری اسلامی برای مالهکشیشان بازار بسازد. وظیفهٔ ما هم روشن است: این بازار را از رونق بیندازیم؛ تا هیچکس نتواند با چند انتقاد تزئینی، هم از سفرهٔ رژیم بهره ببرد و هم در صف مردم جا بزند.✅@behzadmehrani77
👁🗨بعد از پایان حکومت کمونیستها در شوروی، هر روز خبرهای خودکشی مردان و زنان پولداری را میشنیدی که از ترس باز شدن بایگانیهای پلیس مخفی و افشای نامشان در یک جنایت، بازجویی و خبرچینی دست به خودکشی میزدند. بسیاری در ظاهر حتی آدمهای محترمی بودند، اما دقیقا «آگاه» بودند که چه کردهاند.محمد الف @cafe_andishe95
🧻در مقابل علما ، روشنفکران دینی از دیر باز به ادله برون دینی و عمومی (قابل استناد و استفاده برای غیر دین باوران) دخالت دین در سیاست توجه بیشتری داشته اند. این ادله اغلب معطوف به آنند که دینی کردن سیاست ، لازمه تامین صلاح و رفاه معنوی مردم و اصلاح و حسن اجرای سیاستهای دولتی است. در مورد این گونه ادله مدرن تر و عقلانی تر دیگران هم می توانند وارد مباحثه شوند...🚽مثلا مهدی بازرگان در رساله مرز میان دین و سیاست استدلال کرده بود که وقتی دین بر سیاست غلبه پیدا کند" آن را اصلاح واداره خواهد کرد و زنده خواهد کرد" و بالعکس اگر مذهب کنترل سیاست را به دست نگیرد ، سیاست مذهب را نابود خواهد ساخت وبا نابودی مذهب ، اساس جامعه سست خواهد شد.📚دیباچه ای بر جامعه شناسی سیاسی ایران حسین بشیریه ص 158 @cafe_andishe95
🔹 اظهارات کمسابقه سناتور تام کاتن درباره افسانه «کودتای ۲۸ مرداد» در پربینندهترین قاب رسانهای آمریکاتام کاتن، سناتور جمهوریخواه آمریکا، در برنامه هفتگی مارک لوین در فاکسنیوز، روایت رایج درباره وقایع مرداد ۱۳۳۲ را به چالش کشید و گفت: «اوباما ادعا کرد که ما نخستوزیر منتخب دموکراتیک ایران را در سال ۱۳۳۲ سرنگون کردیم. این یک افسانه کامل است. مصدق نخستوزیر دموکراتیک نبود و اساساً سرنگون نشد. برعکس، او کسی بود که تلاش کرد قدرت را تصاحب کند و به طور غیرقانونی در قدرت بماند.»کاتن سپس مستقیماً سراغ باراک اوباما رفت و گفت او عمیقاً باور داشت که آمریکا بابت دههها تنش با ایران مقصر است و همین نگاه، سیاست او در قبال جمهوری اسلامی و تلاش برای توافق با این رژیم را شکل داد.حرفی که دههها زیر کوهی از روایتهای سیاسی دفن شده بود، حالا از زبان یک سناتور آمریکایی در برابر میلیونها مخاطب تلویزیونی گفته میشود: روایت «کودتای آمریکا علیه یک نخستوزیر دموکراتیک» از اساس ...
📃«آنچه روی میدهد نوعی عقبنشینی به درون است. در تاریخ حیات انسان گاه پیش میآید که چون مسیر طبیعی به سوی تحقق اهداف آدمی بسته است، انسانها به درون خود پس مینشینند. با خود درگیر میشوند، و میکوشند آن دنیایی را که تقدیر ناخجسته در عالم بیرون از ایشان دریغ داشته در درون خود تحقق بخشند.... این به راستی همان حکایت گربه و بویناک خواندن گوشت است. اگر در این دنیای خارجی دستت به آن چه میخواهی نمیرسد باید نخواستن را بیاموزی. اگر به آن چه میخواهی دسترسی نداری باید یاد بگیری چیزی را بخواهی که در دسترس توست. این همان شیوهی رایج گریز به درون است. گریز به دژی استوار که در آن مینشینی و در بر همهی مفاسد و مصائب عالم میبندی. امیر ولایت زمین مرا مصادره کرده... مقام به چیزی نمیارزد. پادشاه همهی دارایی مرا چاپیده. دارایی به چه کارم میآید؟ تعلقات دنیوی در برابر عشق به خداوند هیچ است. بدین گونه رفتهرفته حصاری تنگ گرداگرد خود میکشی چرا که میخواهی وجود آسیبپذیرت را هرچه کمتر در معرض هجوم بگذاری...»▫️ریشههای رومانتسیم - آیزایا برلین ترجمهی عبدالله کوثری@cafe_andishe95