🪔امروزه، میتوانیم بر موضعی که کارل پوپر، فردریش هایک، و ریموند آرون همواره در مقابلِ متفکرانی چون…
انتشار: 2026/08/22 11:02 UTCدریافت: 2026/08/23 06:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 06:20 UTC
🪔امروزه، میتوانیم بر موضعی که کارل پوپر، فردریش هایک، و ریموند آرون همواره در مقابلِ متفکرانی چون ماکیاولی، ویکو، مارکس، اسپنگلر، و توینبی بهخود میگرفتند، مهر تأیید بزنیم. گروهِ نخست، بهحق، استدلال میکردند که تاریخ هرگز پیش از آنکه رخ دهد «نوشته» نمیشود؛ برمبنای متنی ازلی نوشتهی خداوند، طبیعت، منطق، یا مبارزهی طبقاتی و ابزار تولید پیش نمیرود. بلکه زایشی مدام و تغییرپذیر است که میتواند از غیرمنتظرهترین پیچها، تکاملها، پسرفتها، و تناقضها عبور کند و پیش برود. پیچیدگیاش هماره تهدیدی است که کسانی را که در تقلای پیشبینی و توضیحِ آن هستند گمراه میسازد. حق داریم از روندهای کنونی چون خیزشِ دوبارهی فرد در برابر دولت؛ آزادی اقتصادی در برابر برنامهریزی مرکزی؛ مالکیت خصوصی و بنگاه اقتصادی در برابر جمعباوری و دولتسالاری؛ دموکراسی مشروطه در برابر دیکتاتوری و مرکانتیلیسم به وجد آییم. اما نباید خودمان را فریب دهیم. هیچیک از اینها «نوشتهشده» نبودهاند. هیچ نیروی پنهانی، که در دخمهی کهنهپرستی و وحشتآفرینیای که مردم سراسر جهان را اسیر فقر و تحقیر کرده پرورش یافته و به کمین نشسته، [مسبب پیروزی بر کمونیسم] نبوده است. این پیروزیها—و تمام دیگر پیروزیهای مشابه که اخیراً الهامبخش مبارزان علیه جباریت بودهاند—نتیجهی تلاشِ سختِ جنبش مقاومتی جسور و خیرهسر از قربانیان بودهاند، که برخی اوقات از محلِ نومیدی الیگارشهای کمونیست هم مدد گرفتهاند. این دستهی آخر، در رویارویی با ضرورتِ تغییر در سایهی ناتوانی کمونیسم در حل مشکلات بغرنج اقتصادی و اجتماعی، خود را در تسخیر فجایعِ ملی کاملی یافت که عدمِ اصلاح قطعاً به ارمغان میآورد. غلبهی آزادی بر تمامیتخواهی قاطع و مسلّم بوده است، اما هنوز راه درازی تا تثبیتِ کامل دارد. بهواقع، دشوارترین بخشِ مبارزه پیشِ روست. 🕯برچیدن دولتسالاری و پراکنشِ نیروی اقتصادی و سیاسیای که بوروکراسیای مستبد از چنگ مردم درآورده بود، کارهای بهغایت دشوار و پیچیدهای هستند. این کار نیاز به فداکاریهای عظیمِ مردمانی دارد که هنوز تحت این توهم که دموکراسی سیاسی و آزادی اقتصادی راهحلی فوری برای تمام مشکلات پیشِ چشم میگذارند، در محنت و رنجی مدام هستند. این مردمان باید بر میراث بُهت و سختانگاریای که جمعباوری پشتِ سر برجای گذاشته غلبه کنند. باید این فرض بیخویشتنسازِ پروردهی کمونیسم را که تمام مشکلات باید ابتدا به پیشگاهِ دولت برده شوند تا راهحلی برایشان بیابد، و اینکه خود دستبهکار حل مشکل شوند آخرین راه چاره است، کنار بگذارند. ایجادِ چنین تغییر عظیم و گستردهای در جانهای خفته و رفتارهای دیرین چالشی بس ترسناکتر از بیرون راندن دیکتاتورهای کماهمیتِ کوتهفکر است.ماریو بارگاس یوسا .نویسنده لیبرال■مقاله: فرهنگِ آزادی@cafe_andishe95


