"ما گاو نبودیم!"هرچه گفتیم کسی باور نکرد!باور نکرد که کچلی جنگلها تقصیر ما نبود!هرچه گفتیم احتمالا…
انتشار: 2026/08/17 06:14 UTCدریافت: 2026/08/18 09:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 09:20 UTC
"ما گاو نبودیم!"هرچه گفتیم کسی باور نکرد!باور نکرد که کچلی جنگلها تقصیر ما نبود!هرچه گفتیم احتمالا درخت سیب سرخ، از سر حسادت یا شاید شیطنت، قیچی بر دست گرفته و شاخ و برگ کاجها را کوتاه کرده، کسی باورش نشد که نشد!پرسیدند چنار چرا تکیه زده بر چنار؟گفتیم حکایت عشق است دیگر!آن درختی هم که دارد میسوزد و میسوزاند، لابد خودش قبلا زخم خورده و سوخته. چکارش دارید؟ بگذارید انتقامش را بگیرد!اصلا چرا در ذهن شما نمیگنجد که درختها هم گاهی از زندگی خسته میشوند و دست به خودکشی میزنند؟!باور کنید آن پوست های تخمه هم برای ما نبود. خودمان به چشم دیدیم که بیدمجنون با موهای بلند و شانه نکردهاش، شبیه مجنون ها به تماشای دعوای سرو با خواهرش نشسته بود و تخمه میشکست. از شما چه پنهان، طرفدار خواهر سرو هم بود نه خود سرو!آخر به ما چه که حواشی جنگل را می چسبانید بهمان؟ این حواشی را که می سازد، جز درختها؟حالا ما هی بگوییم، کو گوش شنوا؟ چه کسی باور میکند اینها را؟چون ما هرچه گفتیم کسی باور نکرد، پس تصمیم گرفتیم باور نکنیم که گاو هستیم!فردا صبح، وقتی جنگل از خواب بیدار شود، ما را در حال بوسیدن تنههای زخمی میبیند و می شنود که برای درختها، با مهربانی، ترانه میخوانیم.ف_عین_گاف.@cafee_art..
