بر آستان تو دل پایمال صد درد استببین که دست غمت بر سرم چه آورده استهوای باغ گل سرخ داشتیم و دریغ که…
انتشار: 2026/07/11 05:15 UTC
بر آستان تو دل پایمال صد درد استببین که دست غمت بر سرم چه آورده استهوای باغ گل سرخ داشتیم و دریغ که بلبلان همه زارند و برگها زرد است شب است و آینه خواب سپیده میبیندبیا که روز خوش ما خیال پرورده است دهان غنچه فروبسته ماند در شب باغکه صبح خندهگشا روی از او نهان کرده است چهها که بر سر ما رفت و کس نزد آهیبه مردمی که جهان سخت ناجوانمرد است به سوز دل نفسی آتشین بر آر ای عشقکه سینهها سیه از روزگار دم سرد است غم تو با دل من پنجه درفکند و رواستکه این دلیر به بازوی آن هماورد است دلا منال و ببین هستی یگانهی عشقکه آسمان و زمین با من و تو همدرد است ز خواب زلف سیاهت چه دم زنم که هنوزخیال سایه پریشان ز فکر شبگرد است#هوشنگ_ابتهاج@chaameghazal ⛵️