💬قصه های اعضای کانال (۵۰) سلام آقای «چهل سالگی» ! خوب هستید ؟ احوالاتتون خوبه؟ یکی از پیج هایی که د…
انتشار: 2026/06/27 17:08 UTC
💬قصه های اعضای کانال (۵۰) سلام آقای «چهل سالگی» ! خوب هستید ؟ احوالاتتون خوبه؟ یکی از پیج هایی که در این سالها همیشه حالمو با مطالب ارزشمندش خوب کرده، شمایید، می دونستید؟ نه از کجا بدونید من که قبلاً نگفته بودم اصلا پیامی نداده بودم به شما! من با خودم قرار…💬قصه های اعضای کانال (۵۱) درود جناب حلاجیان!چهل سالگی من امسال یه جایی بین جنگ وآتش بس،جایی بین امید وناامیدی،بین تلخی های عجیب روزای اردیبهشت از راه رسید.انقدر ناخونده بود که حتی چای هم دم نداشتم براش.باورم نمیشد این منم که تولد چهل سالگی رو انقدر بی خیال دارم میگذرونم،من که هر سال برام خیلیی مهم بود که دیگران (دوستان وخانواده) بهم زنگ بزنن یا باپیامی تولدم رو تبریک بگن تا باور کنم هنوز به فرقه فراموش شدگان تبعید نشدم....ولی امسال، میون تمام اتفاقاتی که در جدال برای افتادن ونیافتادن بود،تولد، راستش بی اهمیت ترین مسئله بود وحتی درجواب کیکی که همسرجان به رسم هر ساله گرفته بود، فقط یه لبخند زورکی(که یعنی خب که چی) تحویلش دادم...انگار نسخه چهل ساله من واقعا یه نسخه دیگه از منه....یه چهل ساله متفاوت....🆔 @chehel_salegiراستش من ۵ساله که دارم برای رسیدن به خواسته ای تلاش می کنم وهر بار محکم باصورت میرم تودیوار....انقدر تقلاکردم ونفس بریده دویدم ونرسیدم که انگار سرابی بود میون بیابون....همیشه سربه آستان دوست میساییدم، که هان وچرا؟به خیال خودم که من هر آنچه در توان داشتم در طبق اخلاص گذاشته وتقدیم کردم، پس چرا نشد آنچه باید؟خلاصه چندروز پیش یکی از همکاران که اتفاقا اهل تسنن هم هستن داشتن درباب آیات قرآن مسئله ای رو مطرح میکردن، که به صورت ناگهانی این جمله رو گفتند،که خداوند فرمود مازمین وآسمانها رادر خدمت انسان مسخّر کردیم.واین چک افسری بود و گره ای که ۵سال بود تلاش میکردم باز کنم رو راه بازگشاییش رو نشونم داد...: نگار یه نوری توی دلم روشن شد،(این خیلی کلیشه بود)یه دریچه باز شد...نمیدونم انگار یه مسیر مشخص شد.اینکه وقتی خدا همه آفرینش رو برای من انسان مشخص کرده،پس مشکل از خدانیست. آخه میدونید، من همش گله میکردم که خدایا مگه توخودت نگفتی وقتی چیزی رو آرزو میکنی اون از قبل توی زندگیت قرار داده شده وخدااون آرزو رو توی دلت گذاشته که ببینیش،حسش کنی وبری به سمتش، پس چرا نمیشه...تواین آرزو رو توی قلبم گذاشتی چرا نمیشه!ولی وقتی اون دریچه باز شد انگار هوای خنک وتازه سرصبح اومد توی اتاق نم زده، یهو حالم از این روبه اون رو شد، گفتم مشکل منم،نه مسیریه که دارم میرم، نه میزان تلاشم ونه خدا....برای من این جمله یعنی وقتی من میگم کل عالم به خاطر تو، یعنی هرچی بخوای(واقعی واز ته دل، بدون اگه واما)تلاشم کنی، خب مال توعه...این گوی واین میدون!!مسیرهمگی پرنور🆔 @chehel_salegi
