💬شوخی شوخی ؛ داریم از هم جدا میشیم !خاله اش با مامانش قهر کرده . رفته سوغاتی که سه سال پیش مامانش…
انتشار: 2026/08/17 05:23 UTCدریافت: 2026/08/21 02:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 02:40 UTC
💬شوخی شوخی ؛ داریم از هم جدا میشیم !خاله اش با مامانش قهر کرده . رفته سوغاتی که سه سال پیش مامانش براش آورده رو گذاشته خونه مادربزرگ. پیغام داده که مامان بره برداره 🤣🤣🤣 زن ! اخه 65 سالته 🤣🤣این بچه بازیا چیه 🤣🤣🆔 @chehel_salegi..........................................هنوز حرف زدن رو بلد نیستیم ... هنوز قهر کردن رو و آشتی کردن رو هم یاد نگرفتیم ... مثلا ۵۰ ساله یا ۶۰ ساله ایم 😔
پستهای تلگرام — آرامش (چهلسالگي)...
میدانی چیست؟گاهی دلم میخواهد «یک نفر» از راه برسد که خسته باشد. یکنفری که خوشیهایش را کرده، شکستهایش را تمام و کمال خورده و هزاران بار زمین خورده باشد. که طعمِ انواع عشق های رنگی پوشالی را چشیده و گوش هایش از دوست داشتن های جعلی پُر شده باشد. یک نفر که راه های زیادی را پیاده طِی کرده، خطاهای زیادی را متحمّل شده و تجربه های زیادی رویِ دوش هایش تلمبار شده و آنقدر پُخته و آب دیده شده که فرقِ بین عشق و هوس را به خوبیِ هر چه تمام تر میداند و در پیِ یک عشقِ واقعی همهی شهر را میگردد. کسی که گویا چشم هایش با همهی مردمِ شهر فرق میکند. @chehel_salegi ناگهان بیاید و در اوجِ نا امیدی مرا از دورترها ببیند، با دیدنم صاعقهای به قلب و روحِ زخمیاش بخورد و حسِ خوبِ زندگی در رگ هایش جاری شود! مردانه عاشق شود و مردانه تر بماند پایِ این دوست داشتنی که تمامَش را زیر و رو کرده است. یک نفر که از شدتِ خستگی، با من به پایانِ قصهیِ خوب و شیرینی بیاندیشد. طوری که اگر روزی خودم را گُم کردم، بداند باید کجا پیدایم کند. آنطور که تا ابد، تا همیشه، من نقطهی پایانیِ زندگی اش شومنویسنده : ؟ 🍏عکس : دهسال پیش ؛ حوالی یزد
💬حاشیه های دیدار قشنگ عکاسان جوان رامسر با استاد بهاری این اولین باره که کسی که در جلسه ای نبوده ، داره حاشیه نگاری میکنه ! دهه ۶۰ تا ۸۰ استاد بهاری گاهی به فروشگاه کفش ملی میومدن و با حضرت پدر ؛ مراوده و رفاقت داشتن . دو سه تا از عکسهای دوره مدرسه ی خودم هم ؛ مُهر عکاسی سانترال داره . ( دیگه هیچی از استاد نمیدونم ) . رامسر حداکثر سه تا پنج مغازه عکاسی ثابت داشت که خداروشکر اکثرا مشغولند و باید بزودی خدمت شون برسیم برای ارادت ورزی ble.ir/khalass%D8%A7%D8%B2 جناب ابوذر شافعیان خواستم تا « صدا» ی خودش رو بلافاصله بعد از جلسه ؛ هدیه بده به گوش و هوشم . خیلی پرانرژی و متفاوت بود صداش.سرشار از ویتامین « شوق و شعف و محبت و گرمای عشق »🧿یه جمله از دیشب داره توی رگها و روحم ؛ میجوشه : استاد بهاری در همین نشست ؛ گفتن که انگار چند سال به عمرشون اضافه شده 🍏❤️ همین جمله برای مستی یک شب گرم در قلب تهران کافی بود ... ایدون باد . ایدونتر 🙏قاسم حلاجیان 🍏🆔 @chehel_salegi
💬وقتی « سن » آدم بالا میره .....به گذشته که نگاه میکنم، اینکه چه آدمهایی را بسیار صمیمی و امن می پنداشتم، عاشقشان می شدم، تحسینشان میکردم، چه آدمهایی را دوست نداشتنی و گیر و ملالآور برچسب میزدم، به چه کسانی اعتماد تام داشتم و هر چه در زندگی ام میرفت، خیلی داوطلبانه بعنوان اولین خبر روزانه بهشان اطلاع میدادم، از چه کسانی فاصله میگرفتم و بی دلیل و بادلیل ازشان خوشم نمی آمد، دوری از کدامها قلبم را به درد می آورد و نزدیک شدن به کدامها آرزویم بود،.... و الان که جایگاه بسیاری طی این سالها تغییر کرده، اصلا جایشان با هم عوض شده، اهمیتشان بسیار کم یا اتفاقا زیاد شده، دوریشان حقیقتا نعمت شده یا بیخبری طولانی ازشان آزاردهنده است درحالیکه قبلا اصلا اینطور نبوده و حتی برعکس بوده،... به من نشان میدهد که خودم، امیالم، ظرفیتم و نیازهایم طی سالیان چقدر زیاد تغییر کرده ایم. آدم معمولا به دلیل کارکرد آشناسازی مغز و میل شدیدش به عادت پذیری و عادتسازی، تغییرات روزمره و پیوسته خودش را متوجه نیست. درست مثل وقتی که عکس دوستی را بعد بیست سال ببینی و فکر کنی اوه چقدر تغییر کرده در حالیکه خودت هم همانطوری بی آنکه از دانستش شوکه شوی.درست وقتی عکس هنرپیشه محبوب نوجوانی ات را ببینی و زیرنویس نامحبوب «پیر نشو لعنتی»، غافل از آنکه خودت نیز رد گذر زمان به چهره و بدن داری، فقط چون بیهوا باهاش مواجه نیستی روند زندگی روزمره به تو این توهم را داده که خودت همان آدمی، بی تغییر خاصی، و بقیه اند که یکهو بزرگتر و پیرتر و .... شده اند.فکر میکنم مبحث ثابت ماندن ارزشها/باورها و تغییر بنیان شخصیت طی گذار عمر، اصلا مغایر هم نیستند. ولی این به معنی توازی و همپوشانی هم نیست. یعنی اصلا پیشفرض نیست سالخوردگی آدم، اثر بگذارد روی یک سری باور بنیادی: معنای صداقت، معنای شرافت، معنای خیانت، معنای رذالت... آدم احتمالا همان تعریف کلی را که در پانزده سالگی از خیانت دارد، در پنجاه سالگی هم خواهد داشت (صرف نظر از اینکه طی این سالها خیانت کرده یا نکرده) ولی نظرش در مورد دسته بندی آدم های درستکار و خیانتکار، به احتمال زیاد تغییر خواهد کرد. برچسبها را تغییر خواهد داد یا برای بعضی تبصره هایی خواهد گذاشت که قبلاً نبود.سالخوردگی یک موانعی را از سر راه درک آدم برمیدارد، یعنی فضای دید آدم را خلوت تر میکند و با حذف حواشی، تشخیص این طرف از آن طرف را راحت تر.بعد طی کرد مسیر هم راحت تر است. یک جایی که دیگر فرعی ها تو را به خود مشغول نکند: کدامها درباره ام چه فکری میکنند، چقدر دوستم دارند، مفهوم شرم، مفهوم آبرو، اهمیت نظرات حلقه معاشران، اهمیت وقایع،....اینجوری است که سن آدم بالا میرود، حلقه معاشران تغییر میکند، بسیار کوچک میشود، آدم مزخرفی در گذشته میشود دوست آدم، آدمهای صمیمی قبلی میشوند آشناهای دور، و تایید و تکذیب ونتچ نتچ و تحسین بسیاری، صرفا حواله میشود. هشتگ میخورد: فاقد اهمیت.@November25th🆔 @chehel_salegi
دیشب وقتی همه خواب بودیم ! توی تبریز یه پسر برای دخترا مزاحمت ایجاد میکرد، مردمم سریع ریختن سرش، کتکش زدن و بعدش انداختنش توی سطل آشغال!ble.ir/khalass%F0%9F%86%94 @chehel_salegi
Voice message💬برای محافظت کردن از انرژی و سلامت روان خودمون در زندگی اشکالی نداره که:1- اشکالی نداره به بعضی از تماس ها پاسخ ندین.2- اشکالی نداره که نظر خودتون رو تغییر بدین. 3- اشکالی نداره که بخواین مدتی تنها باشین.4- اشکالی نداره که چند روز مرخصی بگیرین.5- اشکالی نداره که برای مدتی کاری انجام ندین.6- اشکالی نداره از محیط کار فاصله بگیرین. 7- اشکالی نداره چند روز مسافرت برین. 8- اشکالی نداره “نه” بگین. 9- اشکالی نداره از یک رابطه سمی بیرون بیایین. 10- اشکالی نداره بابت مشکلتون صحبت کنین. 11- اشکالی نداره “رها کنین.12- اشکالی نداره تنهایی کار کنین.13- اشکالی نداره دیر به پیام ها جواب بدین.14- اشکالی نداره بخواین چند ساعت بیشتر بخوابین.15- اشکالی نداره گریه کنین.16- اشکالی نداره حوصله کسیو نداشته باشین.17- اشکالی نداره یه روز پر خوری کنین.18- اشکالی نداره تنهایی برین بیرون و برای چند ساعت گوشیو خاموش کنین.چون شما لایق آرامش و عشق هستین و در کنارش نیاز هست که جاری باشین. پس انقدر به خودتون سخت نگیرین و کاری که فکر میکنین برای سلامت شما مفیده و به کسی آسیب نمیزنه رو انجام بدین🍏🆔 @chehel_salegi
آهسته چند ضربه به در حمام زدم و گفتم مادر چیزی لازم ندارید؟ در را باز کردم مادرم را دیدم که گیسوان سپید در هم تنیده اش را به سختی شانه می کرد نرم کننده موی سر را روی سرش خالی کردم موهایش به نرمی شانه شد گفت خدا خیرت بدهد این دیگر چه بود ؟ .... از خودم خجالت…💬یاد شیرین مرگ (۱۳۹) بهشت زهرا تهران گریه کن آقا و خانم استخدام میکنه و بابت شرکت یک ساعته تو هر مراسم ختم بهشون ۶۰۰ هزار تومن به همراه غذا میده !ble.ir/khalass اگه روزانه تو ۵ تا فاتحه شرکت کنن؛ میشه ماهیانه ۹۰ میلیون تومن درآمد !! 🍏🆔 @chehel_salegi


