🔻 شهرِ زیرِ آتش و اخلاقِ هنر🖊 گفتوگو با احسان عبدیپور☑️مهدی فخرزاده: جنگ پدیده عجیبی است. جنگ م…
انتشار: 2026/07/02 06:59 UTCدریافت: 2026/08/01 00:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:11 UTC
🔻 شهرِ زیرِ آتش و اخلاقِ هنر🖊 گفتوگو با احسان عبدیپور☑️مهدی فخرزاده: جنگ پدیده عجیبی است. جنگ میتواند دست استالین را در دست روزولت و چرچیل بگذارد. موضع سیاستمداران در جنگ مشخص است؛ آنها برای منافع خود کنار یا رودرروی یکدیگر میایستند. در کشاکش جنگ، صدای تار هنرمندی از نیروگاه دماوند بلند شد، وقتی ترامپ میخواست آنجا را به آتش بکشد، اما بخش بزرگی از نخبگان هنری و ادبی و سلبریتیهای ایران صدایی نداشتند. حتی وقتی معلوم شد میناب «کار خودشان» نبود، کمتر از زبان هنرمندان و سلبریتیها، درباره کودکان معصومی که با موشکهای فوق مدرن آمریکایی جان باختند، شنیدیم.آیا باید از آنها صدایی میشنیدیم؟ چرا این صدا شنیده نشد؟ اینها مسائلی است که محور گفتوگو با هنرمند مستندساز، احسان عبدیپور شد. عبدیپور از معدود هنرمندانی بود که در جنگ هم از او روایت شنیدیم و حالا روایت او از جایگاه و مسئولیت اجتماعی هنرمندان را خواهیم خواند.☑️انقلاب که شد، جنگ که شد، سال ۵۹ ستادهایی با عنوان دعا و سرود تأسیس شد که بعدها در سازمانهایی مانند حوزه هنری و تبلیغات اسلامی حل شد و استمرار یافت. معنای نهفته در طراحی اسم این نهادها تصدیق میکند که اولاً حکومت هنر را میپذیرد و موجه میداند، البته که تعریف منحصربهفرد خودش را از او و حرفهاش دارد. این سازمانها و مشابه آنها در همه نظامها مؤید نیازشان به پایگاه هنری است. به یاد بیاورید فیلم محشر «لنی ریفنشتال» از سفر هیتلر به نورنبرگ را. یا سینمای بلشویکها. یا نقش هالیوود در عالمگیر کردن هژمونی ایالات متحده.☑️ در مدتی که از آغاز جنگ اخیر گذشته است مقر و معترفم که هنر، با هر تعریفی، توانسته بر خیابانهای ایران و درنتیجه بر جنگ و روابط بینالملل تأثیر بگذارد. به یاد بیاورید سفر نخستین هیئت ایرانی به پاکستان و بالا رفتن صدای اسپیکر نوحهها یا حماسهها یا پرفورمنسها را در میادین. بنیادگراترین قسمت حاکمیت دارد با ترانه مانیفستهاش را صادر میکند و کارکردش را عمیقاً میداند.☑️ شاید در اروپا شما فقط کشیشها را میتوانید از پوشششان تشخیص دهید. یا یک دسته آمیش را در آمریکا از لباس یا کالسکهشان. اما در ایران، لباس و شکل آرایش موی سر و صورت، نصف سوگیری سیاسی را برملا میکند و این کار یک محقق میدانی را خیلی آسان میکند. به صف بلیطفروشی هنرمندان کنسرت و سینما که نگاه کنید، از تیپیکال ظاهرشان خبردار میشوید که بیشتر آنها یا منتقد ساختار فعلیاند یا حداقل اینکه سمپاتی به ساختار موجود ندارند. اگر کمی راحتتر باشیم و نخواهیم تحلیل را سختگیرانهتر ارائه دهیم، میتوانیم بگوییم این قبیله اپوزیسیونْ است که مصرفکننده اصلی این نوع کالای فرهنگی در ایران بهشمار میرود.☑️ هنرمندی که درآمدش از فروش بلیط است همواره در تلاش است ارادتش به این اپوزیسیون را از دست ندهد و اینجاست که «مُد اخلاقی» و «شجاعت اخلاقی» برجسته میشود. یک هنرمند چقدر باید درویشمسلک باشد تا جرئت کند نظری غیر از اپوزیسیون ارائه دهد؟ مسلماً اگر درباره مسائل سیاسی و اجتماعی مختلف، از جنگ با آمریکا گرفته تا مسئله غزه یا جنگل هیرکانی یا مصائب زیست گربهها در تهران یا هر چیز دیگر، به دلخواه اپوزیسیون ابراز عقیده نکند-بخوانید پسند اخلاقی روز را اجابت نکند- کنسرت یا اکران یا اجرا یا نمایشگاه بعدیش متأثر از موضعگیری او خلوت خواهد بود. ☑️ ما اصلاً در کارناوالهای یکدیگر شرکت نمیکنیم. تنها استثنا جشنواره فیلم فجر بود که آن هم دیگر از لیست خط خورد. قبل از آن هم جشنواره موسیقی فجر خط خورده بود. به محض اینکه دولتی بودن کارناوالی محرز شود، اتوبوسِ ارادتمندان ازلی و مومنان بلا ریب و بیتردید، چهار اسبه میتازند، اما اتوبوس مخالفان سر اولین بریدگی دور میزند. مردم از ترسِ، یا به شوقِ همراهی با حکومت، مدام از هم دور میشوند و این اصلیترین غصهایست که در جان من ساکن است.☑️همیشه نقد میکردیم که خون یک بچه در اوکراین، خون یک کورد کوبانی و خون فلسطینیهای اردوگاه یرموک در سوریه برای ساختار اهمیت ندارد و تنها یک خون برای او واجد ارزش است؛ خب مایی که داشتیم از این رویکرد فرار میکردیم و آن را دلیلی برای دفع و ذم برمیشمردیم، به یکباره در قبال میناب همان شدیم. ☑️میناب یک چشمپوشی فراگیر است که در نظر من ارزش مخدوششدن حریّتم را نداشت. پس هرجا نشستهام از میناب حرف زدهام.#احسان_عبدی_پور#میناب#حمله_آمریکا_به_ایران#هنرمند🔻(متن کامل این گفتوگو را در نشریه چشمانداز ایران شماره 157 بخوانید)🗓چشمانداز ایران را از کتابفروشیهای معتبر و کیوسکهای روزنامهفروشی بخواهید.ما را در اینستاگرام دنبال کنید.@cheshmandaz_iran
