🔻 خوابگاه یا منطقه جنگی؟!🖊 گفتوگو با صدیقه وسمقی؛ مسئول کمیته پیگیری حادثه ۱۸ تیردرشورای شهر🗓( پنج…
انتشار: 2026/07/09 13:55 UTCدریافت: 2026/08/01 00:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:11 UTC
🔻 خوابگاه یا منطقه جنگی؟!🖊 گفتوگو با صدیقه وسمقی؛ مسئول کمیته پیگیری حادثه ۱۸ تیردرشورای شهر🗓( پنجشنبه شب، 18 تیر 1378، کوی دانشگاه با حمله لباس شخصیها و نیروهای امنیتی مواجه شد. حملهای که تأثیری بهسزا در ادامه کار دولت خاتمی داشت. پس از حمله، خاتمی گفت این حمله واکنش به افشای قتلهای زنجیرهای بود. زخمی که از فاجعه کوی بر جان دانشگاه نشست، آنقدر عمیق بود که باعث شد مهمترین پشتیبان دولت، یعنی دانشگاه، پس از آن هیچگاه رابطهاش با دولت مانند قبل از کوی نشد. ویژهنامه چشمانداز ایران درباره 18 تیر، یکی از کاملترین اسناد درباره کوی دانشگاه بود. برای تهیه این نشریه با ما در تماس باشید. در ادامه گفتگو با خانم صدیقه وسمقی منتشر شده در این ویژهنامه را میخوانید. این ویژهنامه به همت لطفالله میثمی و پروین امامی منتشر شد.)✅ جمعه اول صبح ۱۸ تیربود که تلفن منزل ما زنگ زد. آقای درودیان از اعضای شورا با صدای لرزان و پریشان گفت: “من قزوین هستم ولی باخبرشدم که نیمه شب گذشته به خوابگاه دانشجویان حمله کردهاند و بچهها را گرفتهاند و زدهاند و لتوپارکردند، من باکسی هم نتوانستم تماس بگیرم، شما اولین نفرهستید. شما کاری بکنید و به بقیه خبربدهید.” ایشان خیلی نگران و پریشان بود. با شنیدن این خبر من تصمیم گرفتم خودم به محل بروم. چون فکرکردم الان صبح جمعه است و دسترسی به اعضای شورا ساده نیست، من تا بخواهم آنها را پیدا کنم و خبربدهم وقت میگذرد. ضمن اینکه به تجربه میدانستم در چنین مواقعی نمیشود به شنیدهها و شایعات بسنده کرد. باید اول دید واقعه چیست و خبر موثق از ماجرا پیدا کرد. این هم میسرنبود مگر اینکه خودم شخصاً میرفتم و از نزدیک ماجرا را میدیدم. بنابراین به همسرم گفتم و سریع آماده شدیم و به سمت کوی دانشگاه راه افتادیم. ✅خیابانها خلوت بود و سریع به محل رسیدیم. دیدم خیابان امیرآباد پر از ماشینهای آرمدار و غیره است. عدهای هم از خیابان مشغول سنگ پرت کردن به داخل کوی دانشگاهند. همه هیجانزده و سراسیمهاند. دانشجویان هم داخل کوی پشت میلههای آهنی میدوند و فریاد میکشند و پریشانند.ما زیر این سنگباران به سختی خودمان را به در کوی دانشگاه رساندیم. ماشین را کناری گذاشتیم و گفتیم هرچه شد، نهایتاً شیشههایش را میشکنند و خردش میکنند. صحنه عجیبی بود، آدم احساس میکرد وارد منطقه جنگی شدهاست. باید خودت را میپاییدی که آسیب نبینی. از در اصلی وارد شدیم. به نگهبان دم در کارتم را نشان دادم که عضو هیات علمی هستیم. کارت شورا را هم نشان دادم. درهمین حال عدهای از دانشجویان داخل کوی مرا شناختند و دورم جمع شدند. قبل ازآن که نگهبانی اجازه بدهد، بچهها ما را بردند داخل کوی و صحنهها را نشان دادند. فضای عجیبی بود. همه گریه میکردند. اصلاً قابل تصورنبود. من الان هم که چند سال گذشته و دارم تعریف میکنم یاد آن فضا میافتم خودم متاثرمیشوم و بغض گلویم را میفشرد. تاکسی نمیدید نمیفهمید یعنی چه.✅از همان اول که وارد شدیم روی زمین شیشه خرده بود و لختههای خون و اشیای شکسته، تا ساختمانهایی که سیاه شدهبود که معلوم بود آتش گرفتهاست.بچهها همه عصبی بودند، جیغ میکشیدند، داد میزدند، گریه میکردند. با لحن تندی با من حرف میزدند. ✅شاید من دومین یا سومین نفری بودم که از کوی بازدید میکردم. قبل از من مثل اینکه یکی دو تا ازمسئولین به آنجا سرزده بودند. وقتی وارد ساختمان شدیم و اتاقها را دیدیم اولین چیزی که برایم تداعی شد خرمشهربود. وقتی خرمشهر را بچهها پس گرفتند من به آنجا رفتم و از شهر جنگزده بازدید کردم. خانهها همه آسیب دیده بود. ✅در وپنجرهها شکسته ، وسایل خانهها زیر خاک و خاشاک رها شده و یا سوختهبود، همه چیز بهم ریخته و شکسته و متلاشی شده بود. همه جا آثار خمپاره و گلوله و ترکش به چشم میخورد. کمتر چیزی، سرجایش یا سالم مانده بود. درکوی دانشگاه من با دیدن صحنهاتاقهای بچهها ناخودآگاه احساس کردم وارد جایی مثل خرمشهر شدهام. درگزارش مفصلی که نوشتم به این هم اشاره کردم. گزارش من شاید جزو اولین گزارشهایی بود که دراین مورد نوشتهشد. هرچند توحشی که درآنجا میدیدی اصلاً قابل توصیف نبود. فقط با مشاهده مستقیم میشد به شدت این توحش تاحدی پیبرد. متاسفانه غفلت شد، باید از هنرمندان، عکاسان، فیلمبرداران و نویسندگان نه تنها ایرانی، بلکه سایر نقاط هم دعوت میشد میآمدند از نزدیک این صحنهها را میدیدند و درآثارشان منعکس میکردند. بیسابقه بود که برسر یک مرکز دانشگاهی چنین بلایی نازل شدهباشد. #18_تیر#کوی_دانشگاه🔻(متن کامل این گفتگو را در سایت چشمانداز ایران بخوانید)🗓چشمانداز ایران را از کتابفروشیهای معتبر و کیوسکهای روزنامهفروشی بخواهید.ما را در اینستاگرام دنبال کنید.@cheshmandaz_iran
