📜🌺📜🌺📜🌺📜🌺📜💞بِسْـمِ اللهِ الـرَّحـْمـنِ الـرَّحِـيـم💞🔸 زندگانـی پیامـبران🔸💢 قســمت ←بیست و سوم←…
انتشار: 2026/07/04 17:00 UTC
📜🌺📜🌺📜🌺📜🌺📜💞بِسْـمِ اللهِ الـرَّحـْمـنِ الـرَّحِـيـم💞🔸 زندگانـی پیامـبران🔸💢 قســمت ←بیست و سوم← زندگی حضرت اسماعیل عليه السلام 📜🌺حضرت ابراهیم عليه السلام هیچ فرزندی از سارا خاتون نداشت و تمایل داشت که از او فرزند صالحی داشته باشد.📖﴿رَبِّ هَبۡ لِي مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ١٠٠﴾ 🥀[الصافات: 100]🥀📖 حضرت ابراهیم فرمود: خدایا فرزند صالحی را به من بده.📜🌺 روزی سارا خاتون به حضرت ابراهیم فرمود از این جهت که قیم بودن من نمایان است و به خاطر اینکه تو نیز بیفرزندنباشی من به شمارضایت میدهم که هاجره خاتون را به عقد خود در آوری تا از او فرزندی داشته باشی. 📜🌺حضرت ابراهیم و هاجره خاتون با هم ازدواج کردند و هاجره خاتون حامله گردید ، بعد از گذشت زمان معمول وضع حمل کرد و پسری زائید و او را به نام اسماعیل نامگذاری کردند. 📜🌺در این هنگام حضرت جبرئیل آمد و برای حضرت ابراهیم وحی آورد که هاجره خاتون و پسرش را اسماعیل به ولایت حجاز ببرد و حضرت ابراهیم به فرمان خداوند آنها را به محل بیت الله الحرام در حجاز برد.📜🌺 وحی آمد که ای ابراهیم آنها را در اینجا بگذار و حضرت ابراهیم عليه السلام آنها را در آنجا گذاشت و خودش به طرف فلسطین برگشت. 📖﴿رَّبَّنَآ إِنِّيٓ أَسۡكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيۡرِ ذِي زَرۡعٍ عِندَ بَيۡتِكَ ٱلۡمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ فَٱجۡعَلۡ أَفِۡٔدَةٗ مِّنَ ٱلنَّاسِ تَهۡوِيٓ إِلَيۡهِمۡ وَٱرۡزُقۡهُم مِّنَ ٱلثَّمَرَٰتِ لَعَلَّهُمۡ يَشۡكُرُونَ٣٧﴾ 🥀[إبراهیم: 37]🥀📖«حضرت ابراهیم هنگام مفارقت و جداشدن از هاجرهخاتون همسرش و اسماعیل پسرش فرمود: پروردگارا من بعضی از فرزندانم را به فرمان تو در یک سرزمین بدون کشت و زرع در کنار خانه تو که تجاوز و بیتوجهی نسبت به آن حرام ساختهای سکونت دادهام، خداوندا تا اینکه نماز را بر پای دارند پس چنان کن که دلهای گروهی از مردمان برای زیارت خانهات متوجه آنان گردد و ایشان را از میوهها و محصولات سایر کشورها بهرهمند فرما شاید که از الطاف و عنایات تو با نماز و دعا سپاسگزاری کنند»📜🌺حضرت ابراهیم ضمن دید و بازدید ماهانه و سالیانهاش از محل بیت اللهالحرام با همکاری اسماعیل پسرش ساختمان کعبه الله را بنا کردند و بعداً از خدا خواست که تا خودش آرزوی مرگ نکند، نمیرد.📜🌺 روزی مردی پیر مهمان او شد موقعی که غذا میخورد اول لقمه غذا را به طرف بینیاش میبرد و بعداً دردهانش میانداخت. حضرت ابراهیم از او پرسید چرا اینطور غذا را میخوری؟ گفت: کسی که پیر شده نمیتواند زود غذا را به دهانش ببرد. 📜🌺حضرت ابراهیم از او پرسید چند سال عمر داری ، مرد پیر گفت: دو سال از تو بزرگتر هستم. حضرت ابراهیم گفت: من هم بعد از دو سال دیگر مانند شما ناتوان میشوم. مرد پیر گفت: بلی، بعداً حضرت ابراهیم با حضور آن مرد از خدا خواست که قبل از اینکه حال او مانند حال مرد پیر باشد مرگش فرا رسد.📜🌺 مرد پیر گفت: دعای شما قبول شد من عزرائیل هستم و من مأموریت دارم که شما را بمیرانم ، عزرائیل جان حضرت ابراهیم را کشید و وفات فرمود.در سن حضرت ابراهیم اختلاف نظروجود دارد بعضی میگویند سن مبارک او 200 سال بوده است. بعضی میگویند 175 بعضی دیگر گفتهاند که سال 195 عمر داشته است. 📤 ان شاءالله ادامـه دارد...