✦ حکایت: امام ابوحنیفه رحمهالله و همسایهاشامام ابوحنیفه رحمهالله همسایهای داشت که شبها سر و صد…
انتشار: 2026/08/06 13:54 UTCویرایش: 2026/08/07 10:50 UTCدریافت: 2026/08/07 10:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 10:50 UTC
✦ حکایت: امام ابوحنیفه رحمهالله و همسایهاشامام ابوحنیفه رحمهالله همسایهای داشت که شبها سر و صدا میکرد و مردم را آزار میداد. با این حال، امام هرگز با او با تندی رفتار نکرد.روزی متوجه شد که آن همسایه چند روزی پیدا نیست. از حالش پرسوجو کرد و فهمید که او را زندانی کردهاند.امام ابوحنیفه نزد مسئولان رفت و برای آزادی او وساطت کرد تا آزاد شود.وقتی آن مرد آزاد شد، از این رفتار شگفتزده شد و گفت:«من همیشه تو را آزار میدادم، اما تو برای آزادی من تلاش کردی!»همین اخلاق نیک، سبب شد که آن مرد از رفتار گذشتهاش پشیمان شود و راه درست را در پیش بگیرد.✨ پیام حکایت:اخلاق نیک و گذشت، گاهی دلهایی را تغییر میدهد که با تندی هرگز تغییر نمیکنند. نیکی در برابر بدی، از زیباترین آموزههای اسلام است.کانال داعیان اسلام @dahyain_isalamتوجه: این حکایت در کتابهای مناقب و شرح حال امام ابوحنیفه رحمهالله نقل شده است و حدیث پیامبر ﷺ نیست.