✨🕋✨قرآن؛ پیشوا است نه پیرو! شایسته است کسی که خواهان فهم قرآن یا تفسیر آن است، خود را از باورها و ا…
انتشار: 2026/08/24 10:44 UTCدریافت: 2026/08/24 13:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 13:40 UTC
✨🕋✨قرآن؛ پیشوا است نه پیرو! شایسته است کسی که خواهان فهم قرآن یا تفسیر آن است، خود را از باورها و افکار پیشین تهی سازد. او نباید خود را بر قرآن تحمیل کرده و آن را به زور بر اساس آراء و تمایلات شخصیاش تفسیر کند، یا آیات را چنان جهتدهی نماید که مؤیدِ باورهای موروثی، افکار پذیرفتهشده یا مذاهب مورد اتباعش باشد.بلکه موضع او در برابر قرآن باید موضعِ «تلقّیکننده» و «پذیرندهای» باشد که از هدایت آن راه میجوید. باید به قرآن به مثابه اصلی بنگرد که به آن رجوع میشود، بر آن تکیه میگردد، از آن مدد گرفته میشود و در هنگام اختلاف، به عنوان داور پذیرفته میشود. پس قرآن متبوع (پیشوا) است نه تابع (پیرو)، حاکم است نه محکوم، و اصل است نه فرع.هرگز جایز و شایسته نیست که قرآن تابعِ مذهبی در فقه، فرقهای در کلام، مقولهای در فلسفه یا شطحیاتی در تصوف باشد؛ بلکه قرآن باید فراتر از همگان، مرجع همگان و داورِ همگان باشد.جایز نیست که قرآن به زور کشیده شود تا علیرغم دلالت آشکارش، مؤیدِ مدرسهای خاص در اعتقاد، فکر، فقه یا سلوک باشد؛ چرا که این کار واژگونسازی حقایق، تحریف امور و پس راندنِ آن چیزی است که حقش پیش بودن است، و پیش انداختنِ آن چیزی است که باید در پس باشد. در این صورت، حاکم به محکوم، اصل به فرع و پیشوا به پیرو مبدل گشته است!این یکی از بزرگترین اسباب گمراهی، ریشههای انحراف و منابع دوری از صراط مستقیم است: اینکه فردی آهنگِ تفسیر قرآن کند در حالی که ذهنش انباشته از افکار و تصورات، و قلبش مؤمن به قضایا و باورهایی باشد که در محیط خود بر آنها نمو کرده یا از پیران و مشایخ خود فرا گرفته است؛ با آنها کودکی را سپری کرده، در جوانی با آنها بالیده، در مردانگی بر آنها استوار گشته و در کهنسالی بر آنها مداومت ورزیده است.چنین فردی قرآن را «خوانشی جهتدار» میکند؛ پس هر آنچه ـ حتی با تکلف و چارهجوییهای بیهوده ـ موافقِ افکارش باشد، برجسته و بزرگ مینماید؛ آنچه را با اندیشهاش همخوانی نداشته باشد، نادیده گرفته و به فراموشی میسپارد؛ و آنچه را که در کمال وضوح و صراحت، متناقض با باورهایش باشد، با تعصب و خودکامگی رد یا تأویل میکند.- د یوسف قرضاوی