#دریچه_شبطاقتداریوش@daricheh93http://Daricheh93.ir
انتشار: 2026/08/23 18:10 UTCدریافت: 2026/08/23 21:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 21:15 UTC
#دریچه_شبطاقتداریوش@daricheh93http://Daricheh93.ir
پستهای تلگرام — انجمن ادبیات داستانی دریچه
#دریچه_موسیقی"سلطان قلبها" با اجرای زیبای زید دیرانی؛ پیانیست و آهنگساز اردنی-آمریکایی نوایی آشنا و نوستالژیک که خاطرات گرم و دور را دوباره زنده میکند… "سلطان قلبها " زید دیرانی◾️Zade Dirani◾️King of Hearts@daricheh93http://Daricheh93.ir
#پاراگراف_طلاییآدم از خود می پرسد که تو با این سال ها که گذشت چه کردی؟ بهترین سالهای عمرت را کجا در خاک کردی؟ زندگی کردی یا نه؟#شب_های_روشن📔#فئودور_داستایفسکی✍@daricheh93dariche93.ir
°❀°🌸°❀° 🌸°❀°°❀°#دریچه_بزرگانما همیشه اختیار اتفاقات اطرافمان رانداریم؛ اما همیشه اختیار دو چیز را داریم،اول، نحوهی تفسیر چیزی که برایمان اتفاق میافتد، دوم، نحوهی واکنشمان به آناتفاق!#مارک_منسن@daricheh93http://Dariche93.ir °❀° 🌸°❀°°❀°🌸°❀°
#دریچه_اندیشه🎯 درباب نابرابری جنسیتیگفتگوی فرانسواز ژیرو روزنامهنگار و وزیر فرهنگ فرانسه با ژان فوایه وزیر دادگستری فرانسه ۱۹۷۰🎙 #فرانسواز_ژیرو: «ما و شما در شرایط یکسان نیستیم.» زنان محبوس بدنشان هستند . زیرنویس و ترجمه: بنفشه فریسآبادی@daricheh93http://Daricheh93.ir
#دریچه_شعریک نفرم از هشت نفری که در این کتابخانۀ کوچک سکوت کردهاند.یک نفر از بیستوهفت نفری که کلاس ۴۴۲ رادر طبقۀ چهارم دانشکده پُرکردهاند،یک نفراز چهل نفری که پشت این چراغ قرمز ایستادهاند،یک نفراز صدها نفری که ایستگاه دروازهدولت را با شتاب ترک میکنندو به خانه برمیگردندفرقی با دیگران ندارماواخرِ شب چراغ را خاموش میکنمو به نقطهای نامعلوم در تاریکی خیره میشوم.لیلا کردبچه@daricheh93http://Daricheh93.ir
بارها سروش دباغ، این بیت مولانا را در باب غربت انسان در این عالم زمزمه کرده و به آن اشاره کرده است که: «بشنیدهام که عزم سفر میکنی مکن...»این قطعه از غزلی از دیوان شمس است که از غربت انسان در زمین پرده برمیگیرد. غربتی که نه از جنس دوریِ مکان، که از تبار تنهاییِ جان است. گویی هر انسان، مسافری است که با کولیباری از سؤال و اشتیاق، در کوچهپسکوچههای این خاک سرگردان میچرخد و در هر سایه و روشنای جهان، ردی از خانهی نخستینش را میجوید.مولانا، با آن شورِ بیقرارش، گویی از درونِ هر دل مضطربی خبر دارد؛ از لحظهای که انسان ناگهان درمییابد این جهان، با همهی وسعتش، برای او همچون کاروانسرایی است که تنها برای شبی کوتاه باید در آن آرام بگیرد. و چه تلخ و شیرین است این آگاهی؛ تلخ از آنکه هیچ جا ماندنی نیست، و شیرین از آنکه همین ناپایداری، ما را به سوی سرچشمهای میخواند که قرار حقیقی در آن نهفته است.حسین جمالیپور@daricheh93http://Daricheh93.ir

