#غلامحسین_ساعدی رمان «#تاتار_خندان» را در سال ۱۳۵۳، در زندان اوین، نوشت. در این رمان، از روستایی سخ…
انتشار: 2026/08/06 17:20 UTCدریافت: 2026/08/08 14:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 14:35 UTC
#غلامحسین_ساعدی رمان «#تاتار_خندان» را در سال ۱۳۵۳، در زندان اوین، نوشت. در این رمان، از روستایی سخن میگوید که قرار است شخصیت اصلی برای اقامت و کار به عنوان پزشک عمومی (پزشک روستا) به آنجا برود.هنگامی که کدخدای روستا درمانگاه را ــ که هم محل سکونت و هم محل طبابت پزشک است ــ به او نشان میدهد، باغی را نیز که از پنجره درمانگاه دیده میشود به او معرفی میکند. نقطهٔ جالب و تأملبرانگیز روایت آنجاست که پزشک میپرسد این باغ متعلق به چه کسی است و در پاسخ میشنود که باغ از آنِ مدیر مدرسه است.نام مدیر مدرسه نیز از منظر نمادین معنادار است: «اشراقی». واژهٔ «اشراقی» یادآور «اشراق»، روشنایی و نور است. به نظر میرسد ساعدی آگاهانه این نام را برگزیده تا معنایی فراتر از ظاهر روایت را منتقل کند. این نکته زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم شخصیت اصلی رمان پزشکی خسته، سرگشته و دلزده از زندگی شهری است؛ کسی که برای یافتن آرامش و معنایی تازه، به روستایی دورافتاده پناه میآورد.t.me/Daricheh_1





