شعر کارفرماییست که جز مصلحت خود ننمیبینددوات، پایگاه اطلاعرسانی فرهنگ،فلسفه، هنر و ادبیات،چالش:ش…
انتشار: 2026/08/21 13:07 UTCدریافت: 2026/08/24 02:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 02:00 UTC
شعر کارفرماییست که جز مصلحت خود ننمیبینددوات، پایگاه اطلاعرسانی فرهنگ،فلسفه، هنر و ادبیات،چالش:شعر کارفرماییست که جز مصلحت خود نمیبیند؛ ما هرآنچه را در ذهن بهعنوان ذخیرهی نشانههای شاخصهمند و بسامد واژگانی داریم، در چانهنگاری و نثر از آن بهره میبریم، اما در محاوره اغلب نه، مگر بهقصد و یا ارادهای،یا پروفرمنسی. علائق انسان، بهویژه از سر نوستالژی، در بهرهگیری از واژگان دیرین و کاربردهای آرکاییک، بیشترینهی حضور خود را در وضعیت شعری مییابد؛ جایی که زبان، و هرآنچه ما متصرف آنیم، بر اساس همان «آنیت» آنکانه و لحظهی خلق، شکل نهایی خود را در فرم شعری عرضه میکند. وسواس من در باور به ارکائیسم و دیدن زبان بهمثابهی پدیدهای ذیروح، تکلیفم را با متنِ دنکیشوتِ زبان: علیه رؤیای زبان ناب روشن میکند. شما در این متن نشان میدهید که سرهگرایی، اگرچه با پرسشی معقول آغاز میشود، در نهایت به ناهمزمانی زبانی میانجامد: ذهنیت گوینده در گذشته زندگی میکند، اما بدن و مخاطبانش در اکنون.در نگاه من، این نکته با تجربهی زیستهی شاعرانه کاملاً سازگار است. زبان گذشته، اگر آگاهانه به اکنون آورده شود، میتواند مادهی خلاقیت باشد؛ اما اگر شاعر یا نویسنده فاصلهی تاریخی را نبیند، زبانش ناخواسته پارودیک میشود. این همان جایی است که دنکیشوت در وجه تمثیلاش، معنا پیدا میکند: ذهنیتی که جهان را با دستگاه ادراکی گذشته میبیند و از همینجا طنز ناخواسته زاده میشود. من نیز بر این باورم که زبان، ارگانیسمی زنده است؛ نه شیئی موزهای. هرگونه تلاش برای بازگرداندن زبان به «اصل» مفروض، در نهایت به همان خطای دنکیشوتی میانجامد، اما این مانع تلاش هر به چندی برای احیای آن و یادآوری وجودیاش برای برونشد از فراموشی نباید باشد، نیز جایگزینکردن ساخت درزمانی زبان با ساخت همزمانی آن. گذشته را میتوان به اکنون آورد، اما نمیتوان اکنون را به گذشته تبدیل کرد.سرهگرایی، آنجا که افراطی میشود، فاصلهی تاریخی را انکار میکند؛ در حالی که شعر، پژوهش، نظم و حتی کیفیت مخاطب، همگی در گرو پذیرش همین فاصلهاند. زبان برای ادامهی حیات، نیازمند حرکت است؛ نه بازگشت. و هرکس بخواهد این حرکت را متوقف کند، تنها دنکیشوت دیگری برای زبان میسازد. سیام اَمرداد یکهزارو چهارصدو پنج خورشیدی، رشت، علیرضا پنجهییt.me/davat1394/18485

