
دژنپشت، کتابخانه کهن سرزمین پارس به روزگار پارتهادهلیز نوشتههای تاریخی #محمود_فاضلی_بیرجندینشانی در اینستاگرام:mahmoodfazelibirjandi
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 19 نمونه پست · پوشش داده: 2026/07/26 تا 2026/08/14
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 19 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
.بدون شرح!«سوغات مرکزاز طرف شهرداری تهران ۵۲ نفر گدا به مشهد فرستاده شده که دو نفر آنها اهل سمنان و در آنجا مانده، ده نفر گریخته و چهل نفر دیگر که گویا اهل نقاط مختلف آذربایجانند آورده شدهاند.»- روزنامه آزادی. چاپ مشهد. شماره ۵ آذر ۱۳۲۹. ۲۳ امرداد ۱۴۰۵#محمود_فاضلی_بیرجندی t.me/dejnepesht4000
.فرقه صوفیان اشتراکی بیرجند در ۱۰۵ سال پیش۲۲ امرداد ۱۴۰۵#محمود_فاضلی_بیرجندی از حدود سال ۱۲۹۷ خورشیدی عدهای در روستای بیهود از توابع قائن پیدا شدند، همه اهل حرفه و پیشهور، که پیروان آخوندی بودند نامش ملاعلی. او پیروانش را بر راه و روشی گمارد که آشکارا مرام اشتراکی بود. گفته شده که شاخهای از صوفیان بودند!همزمان آخوندی به نام محمدحسن هم در بیهود پیدا شد که کمر مجازات ملاعلی و پیروانش را بست. او جهان را بر ملاعلی و پیروانش تنگ آورد تا شبی در امرداد ۱۳۰۰ چند تن از آنان او را با زنش کشتند. ۱۰۵ سال پیش در چنین ماهی.خبرها به بیرجند رسید و علمای بزرگ فتوای قصاص دادند. سه تن از آنان بامدادی از آبان ۱۳۰۰ در بیرجند به دار آویخته شدند.در کار وارسی هستم تا گزارشی درست و راست از این سرگذشت شگرف بنویسم. پیدا شدن ملاعلی و پیروانش پدیده فرهنگی نادری بوده که بایست شناخته میشد. اما تعصب برجوشید و سرتاپای داستان با خون و مرگ درنبشته شد!t.me/dejnepesht4000
.آرامگاه استاد ایرجبه دوستی تلفن زدم، از شاگردان ایرج، تا آرامشباد گویمش، درگذشت استاد را.سخن از جای خاک استاد شد.گفتند دوستان بر آن نهادهاند پیکر استاد را به خاک قطعه هنرمندان بهشت زهرا بسپارند. نزدیک خاک فردین گرامی. استاد ایرج خواننده آوازهای بیشماری بود که صدای آن بر نقشهای فردین در سینما گذاشته میشد.۲۱ امرداد ۱۴۰۵#محمود_فاضلی_بیرجندی t.me/dejnepesht4000
.خاطره از استاد ایرج۲۱ امرداد ۱۴۰۵#محمود_فاضلی_بیرجندی سالیانی پیش در آن ساعت که با دوستی بس ارجمند بودیم فرصت دیدار با زندهیاد ایرج دست داد و عکسی به یادگار گرفتیم.امروز که خبر آمد استاد ایرج از جهان گذشتند با آن دوست به یاد گذشته گفتوگو کردم و چون آشنای ایرج بودند خاطرههایی گفتند و من با اجازه ایشان چند کلام را از آن بدینجای میآورم:زندهیاد ایرج چنان که همگان دانند از افسران ژاندارمری بود و تا سرگردی رسیده. چون در آن سازمان به آوازخوانی دلبستگی نشان میدهد، سازمان بر او سخت میگیرد و میخواهند که یا سرگرد ژاندارمری باشد، یا آوازخوان!استاد آوازخوانی را برتر مینهد و با دشواریهای زیاد از سازمان ژاندارمری بیرون میآید.دوستم سخن از شکنجههای ایرج هم کردند و گفتند داغ تازیانهها همیشه بر پشت ایرج بود. نشد که بیشتر بپرسم.گفتند که پس از آن دچار تنگناها شده و زندگی چهره دشوارش را بر او مینمایاند. ...ایرج اصلا حسین خواجه امیری نام داشته. برادری داشته به نام ایرج که در آواز مرتبتی داشته بسی بلندتر از او. اما آوازش را آشکار نکرده و برادرش حسین با نام او آواز میخواند و به نام ایرج نامدار میشود.t.me/dejnepesht4000
.زین پس ما را بایست تا امروز ۲۱ امرداد ۱۴۰۵ را به نام روز خاموشی آواز ایرج به یاد بسپاریم.خوانندهای که آقای صدا بود و حقش و ارجش در پای ویژهخواری ویژهخواران قربانی شد.حسین خواجه امیری، به نام هنری ایرج، آزاده بود، و ماند؛ و درفش آزادگی، آن فضیلت گمشده بس گران را به دست خود برافراشته داشت. آن هم در زمانهای که نیکی پنهان و از دیدهها دور شد.نامش چون آوازش برتر و بلندتر بماناد.۲۱ امرداد ۱۴۰۵#محمود_فاضلی_بیرجندی t.me/dejnepesht4000
..«چنین گفت زرتشت» از زبان استاد داریوش آشوری.یازدهم امرداد زادروز استاد آشوری بود.زادروز فرخندهاش ۱۳۱۷/۳/۱۱. تهران.معمار واژهها.مردی که هر نفسش سند نیرومندی زبان پارسی و هویت ایرانی است.دیر بزیاد آن بزرگوار خداوند.بیستم امرداد ۱۴۰۵#محمود_فاضلی_بیرجندی t.me/dejnepesht4000
.هر روز که به کویر شوی پا به قلمرو خاک و آفتاب خواهی نهاد. قلمرو اساطیری زمین و مهر!کویر، پایان ندارد و زندگی در کویر چندان بیکرانه میشود که گویی همدم جاودانگی شدهای. چنین است که تاب میخواهد زیستن در کویر.آن ایستایی بینهایت، طعمی پویاتر از هر زمان و هر جای دیگر از زندگی را در کام آدمی میریزد.و شب کویر، که جهان روی به قیر میشوید، با خنکای شگرفش، با گروهههای ستارگان و ستارگان پراکنده که شود در نور آن کتاب بخوانی، مصداق آرامش ابدی است.هر گاه می در کف و یار در کنار باشد، عشاق هم که از شب گریزانند، در شب کویر آرزوی دیرپایی شب میکنند. تنها شب جهان که شب فراق نیست، شب کویر است. عکسی از کویر لوت، از مجتبی صابر.یونسکو، کویر لوت را در فهرست ثروتهای طبیعی دنیا ثبت کرده.۱۹ امرداد ۱۴۰۵#محمود_فاضلی_بیرجندی t.me/dejnepesht4000
.قرارداد ۱۹۱۹ (۱۸ امرداد ۱۲۹۸)سند سیاسی و تاریخی ناشناس۱۸ امرداد ۱۴۰۵#محمود_فاضلی_بیرجندی از شگفتیهای احوال شخصی و جمعی ما یکی این است که اگر قرار شد بر چیزی بتازیم، میتازیم و لازم نمیبینیم دمی صرف بررسیدن موضوع تاخت و تاز خود کنیم. مثلا کمتر کسی از بسیارانی که به قرارداد ۱۹۱۹ و عاقد آن، وثوقالدوله، ناسزا میگویند متن قرارداد را دیدهاند. شگفتی دیگر آن که حسین مکی مینویسد که اصل این قرارداد در هیچ یک از دستگاههای دولتی و حتی وزارت امور خارجه ایران نبوده است! امروز ۱۰۷ سال از تاریخ قرارداد گذشته. متن آن را میآورم تا دست کم یک بار دیده شده باشد. بگویم که قرارداد وثوقالدوله از قراردادها و امتیازهایی که به روزگار قاجاران با دولت روسیه بسته شد، خیانتبارتر و ننگآورتر نبود. اما در این مملکت به قول محمد تقی بهار: اگر نامردانی بیسواد و پست فطرت و دروغگو با لباس [شرافت و بزرگواری] سبز نشده بودند، چه عالمی داشتیم. تاریخ مختصر احزاب سیاسی. ج دوم. ص ۲۱۱.اینک متن قرارداد نهم اوت ۱۹۱۹ بین دولتین ایران و انگلیسنظر به روابط محکمه دوستی و مودت که از سابق بین دولتین ایران و انگلیس موجود بوده است؛ و نظر به اعتقاد کامل به این که مسلما منافع مشترکه و اساسی هر دو دولت در آتیه تحکیم و تثبیت این روابط را برای طرفین الزام مینماید و نظر به لزوم تهیه وسایل ترقی و سعادت ایران به حد اعلا، بین دولت ایران از یک طرف و وزیر مختار اعلیحضرت پادشاه انگلستان به نمایندگی از دولت خود از طرف دیگر، مواد ذیل مقرر میشود:۱. دولت انگلستان با قاطعیت هر چه تمامتر تعهداتی را که مکرر در سابق برای احترام مطلق استقلال و تمامیت ایران نموده است، تکرار مینماید.۲. دولت انگلستان خدمات هر عده مستشار متخصص را که برای لزوم استخدام آنها را در ادارات مختلفه بین دولتین توافق حاصل گردد به خرج دولت ایران تهیه خواهد کرد. این مستشارها با کنترات اجیر و به آنها اختیارات متناسبه داده خواهد شد. کیفیت این اختیارات بسته به توافق بین دولت ایران و مستشارها خواهد بود.۳. دولت انگلیس به خرج دولت ایران صاحبمنصبان و ذخایر و مهمات سیستم جدید را برای تشکیل قوه متحدالشکلی که دولت ایران ایجاد آن را برای حفظ نظم در داخله و سرحدات در نظر دارد تهیه خواهد کرد. عده و مقدار ضرورت صاحبمنصبان و ذخایر و مهمات مزبور بتوسط کمیسیونی که از متخصصین انگلیسی و ایرانی تشکیل خواهد گردید و احتیاجات دولت را برای تشکیل قوه مزبور تشخیص خواهد داد، معین خواهد شد.۴. برای تهیه وسایل نقدی لازمه بجهت اصلاحات مذکوره در ماده ۲ و ۳ این قرارداد دولت انگلستان حاضر است که یک قرض کافی برای دولت ایران تهیه و یا ترتیب انجام آن را بدهد. تصمیمات این قرض باتفاق نظر دولتین از عایدات گمرکات یا عایدات دیگری که در اختیار دولت ایران باشد تعیین میشود. تا مدتی که مذاکرات استقراض خاتمه نیافته، دولت انگلستان بطور مساعده وجوهات لازمه که برای اصلاحات مذکوره لازم است خواهد رسانید.۵. دولت انگلستان با تصدیق کامل احتیاجات فوری دولت ایران به ترقی وسایل حمل و نقل که موجب تامین و توسعه تجارت و جلوگیری از قحطی در مملکت میباشد، حاضر است که با دولت ایران موافقت نموده اقدامات مشترکه ایران و انگلیس را راجع به تاسیس خطوط آهن و یا اقسام دیگر وسائل نقلیه تشویق نماید. در این باب باید قبلا مراجعه به متخصصین شده و توافق بین دولتین در طرحهائی که مهمتر و سهلتر و مفیدتر باشد حاصل شود.۶. دولتین توافق مینمایند در باب تعیین متخصصین طرفین برای تشکیل کمیته که تعرفه گمرکی را مراجعه و تجدیدنظر نموده و با منافع حقه مملکتی و تمهید و توسعه وسائل ترقی آن تطبیق نماید.- تاریخ بیست ساله ایران.حسین مکی. ج اول. ص ۲۰ و ۲۱ و ۲۲. t.me/dejnepesht4000
سالگرد قرارداد ۱۹۱۹۱۲۹۸ خورشیدیدر زیر ⬇️t.me/dejnepesht4000%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%… قرارداد ۱۹۱۹۱۲۹۸ خورشیدیدر زیر ⬇️t.me/dejnepesht4000
.چندی است این دست تابلوها را در بزرگراههای اصلی تهران زدهاند.چرا و به کدام اجازه چنین نوشتهاید؟این نوآوری در نگارش فارسی نیست. این ویرانگری است. زبان هر مردم خانه آنها و شناسنامه آنهاست.چرا شناسنامه ما ایرانیان را مخدوش کردهاید؟چند وقتی است در یکی از تلویزیونهای فارسی بیرون ایران هم هر زمان بخواهند شعر فارسی بخوانند هر رج شعر را از چپ به راست، از پایین به بالا و گاه از میانه به هر سو آن هم با چند قلم و چند خط مینویسند.اینها نوآوری نیست. ویرانگری است.میخواهم با اعتراض به ویرانگری در زبان فارسی، به اندازه خودم نگذارم ارج زبان ما که خانه ماست چنین فرو بریزد. این شبه هنر است. بیشناسنامه میشویم و بیخانومان.۱۷ امرداد ۱۴۰۵#محمود_فاضلی_بیرجندی t.me/dejnepesht4000
.«اینستاگرامیات»۱۶ امرداد ۱۴۰۵#محمود_فاضلی_بیرجندی این سرنام کتابی است از دکتر محمدجعفر یاحقی که انتشارات خردگان تازه چاپ و روانه بازار کتاب کرده است. این کتاب نوشتارهایی است از دیدهها و شنیدههای استاد یاحقی، از آنچیزهایی که ایشان خود «سفرک» نامیدهاند: سفرهای کوتاه به چهار قاره، ۲۴ کشور و ۵۴ شهر در ایران و دیگر کشورها. سفرکهایی که در سی سال شده، و حاصل در ۷۸ سفرنامه یا سفرکنامه گرد آمده، و البته در برگه استاد در اینستاگرام هم منتشر شده. انبانی است از گذر روزگاران بر استاد ما.دکتر یاحقی مردی است بینیاز به شناساندن. به فرموده فردوسی « نخلی بلند» که هر کس در سایهسارش رود، گزندها ازو بازداشته شود! در مشهد نشیم دارد و جز درسها که میدهد و شاگردها که میپرورد، یکی پایگاهی ساخته و آن را «خردسرای فردوسی» نامیده. جایی که اهل شاهنامه و دوستداران فرهنگ، تاریخ و تمدن ایرانی انجمن میشوند. باز سخن خود آییم از اینستاگرامیات.سفرکنامههای استاد یاحقی در این کتاب به زبانی کوتاه نوشته شده و تندرست. تندرست، چون نگاه و زبان استاد یاحقی. نشود کتاب را دوره کرد و به نیش و گوشه و کنایهای رسید. حتی وقتی از کوبای کاستروزده سخن میگوید آن سنگینی و آهستگی را از دست نداده، و این آهستگی شگفت آید، ویژه بر دانشآموزی چون من که جهان چپ، و چپ جهان را بدتر از وبا و طاعون دانم.هر گزارش را که بخوانی دست در دست استاد به شهرها و کشورها سفر میکنی و چیزهایی بیابی و ببینی که بسا اگر خود رفته بودی آن را نمیدیدی؛ و یاحقی مردی است بینادل، که به فرموده فردوسی «اروند و بند جهان» میشناسد. همین را گویم و بگذرم؛ که نه درخور دراز سخن گفتنم از استاد یاحقی.ناگفته نماند که مطالب کتاب زیر نظر دکتر حامد مهراد سامان گرفته. پس بر دست انتشارات خردگان با آراستگی و باریکنگری چاپ و پخش شده است. خردگان ناشری است دلداده چاپ و نشر، و آزموده کار خویش.«اینستاگرامیات»سفرکهای استاد محمد جعفر یاحقیبه کوشش حامد مهراد.تهران. خردگان. اسفند ۱۴۰۴.@kheradsarayeferdowsihttps://t.me/dejnepesht4000
.اینستاگرامیات معرفی کتاب در زیر ⬇️t.me/dejnepesht4000
.پس از یکصدوبیست سال۱۴ امرداد ۱۴۰۵#محمود_فاضلی_بیرجندی چهاردهم امرداد امسال یکصدوبیست سال از همین روز در سال ۱۲۸۵ برآمده. در آن روز مظفرالدین شاه قاجار فرمان مشروطیت را امضا و صادر کرد.فشرده آرمانی که بر آن بود بنیاد دستگاه حکمرانی با صدور فرمان پادشاه بر قانون اساسی استوار گردد.اما در راس آنچه پس از آن تا سال ۱۲۹۹ بر ما گذشت، تازش افسارگسیخته کمونیسم بر ایران بود. معنا و مفهوم مشروطه را واژگونه معرفی کردند و چنان وانمودند که رفتار پادشاه باید به قیدوبند درآید. مشروطه میگفت پادشاه سازوکار رفتار رعایا را با فرمانی مشخص کند که دستگاه فرمانروایی بر پایه قانون بگردد. جز آن هم بر تمامیت ایران تاختند. از استان پهناور خراسان در خاوران تا جاهایی در شمالگان و تا باختران ایران گرامی زیر تبلیغات کمونیستها درآمد. مدار و محور آن فراخواندن اهالی به شورش و جدایی و تشکیل سرزمینهای مستقل، زیر عنوان فریبنده تشکیل شوراها، دفاع از حقوق خلقهای ستمدیده، کارگران و رنجبران! در برخی سرزمینهای ایرانی چون جاهایی از شمال اعلام تشکیل جمهوری شوروی گیلان کردند. در خراسان نزدیک بود با یاری شوروی اعلام استقلال شود، بلوچستان پهناور گرامی از زمان ناصری خراجی به مرکز میداد و رها بود به دست دوست محمدخان، و ... تاریخ ایران در چهارده ساله پس از ۱۲۸۵ تا ۱۲۹۹ را که بسنجیم صد برابر هر چهارده سال دیگر رخداد و حادثه دارد. فقط خبرهای آن چهارده ساله را نشود در چهارده مجلد هم گرد آورد.تا جنبشی دلسوز ایران در اسفندماه سال ۱۲۹۹ سربرآورد. دلباختگان شوروی درنگ نکردند و آن را «کودتا»، و کابینه پس از آن را «کابینه سیاه» خواندند. چه کودتایی؟ کدام کودتا؟ کی کودتا کرد؟سیاه، چون بساط جداییخواهی را برچید که در وجب به وجب ایران گسترانده بودند.پس از آن سردارسپه از زیر آوارهای میهن برخاست و جان رفته را به ایران بازآورد.این خلاصه رخدادهاست.همین را نگذاشتند بدانیم و چون همین چند کلمه را امروز منتشر کنم دوستانی دلتنگی خواهند کرد و بر من خرده خواهند گرفت. دوستانی که هر چه رضاشاه را دشنام دهند و تاریخ را وارونه گزارش کنند حق دارند. من و ما اگر مستقل بنگریم، سزاوار نکوهش هستیم و نادان. اختیار نداریم چنان بنگریم که خود میبینیم؟من از مطالعه خردک خردک در تاریخ ایران به این رسیدهام، بر پایه مهر به ایران، نه دلباختگی به آرمانها و به بیگانگان.t.me/dejnepesht4000
.چنان بد که هر شب دو مردجوانچه کهتر چه از تخمه پهلوان،خورشگر ببردی به ایوان شاه و زو ساختی راه درمان شاه.این دو رج، از سرودههای فردوسی است، در داستان ضحاک.ممکن است یک بار که این داستان را میخوانیم بر «مرد جوان» درنگ کنیم!چرا دستگاه ضحاک «جوانخوار» بود؟ جوان میخواست، و مرد میخواست؛ از فرودستان باشد، یا پهلوانان. مرد جوان میخواست!. دوازدهم امرداد ۱۴۰۵#محمود_فاضلی_بیرجندی t.me/dejnepesht4000
.- آنان که لذت زندگی را تنها در تحریف آن مییابند، گویی انتقامی دور و دراز از زندگی میگیرند. اندازه تباهی زندگی در چشم آنان از آنجا معلوم میشود که تا چه حد آرزو دارند تصویر زندگی را تحریفشده، رقیقشده، ماورایی و خدایی ببینند. انسان دینی را هم میتوان در شمار بالاترین رده آنان نهاد.آنچه آنان را وامیدارد که در طول هزارهها با چنگ و دندان به برداشت دینی از وجود بچسبند، آن ترس ژرف و غریزی آنان است که مبادا آدمیان به حقیقت دست یابند.«فراسوی نیک و بد»فریدریش نیچه. ترجمه داریوش آشوریتهران. آگاه. چ ششم. ۱۳۶۲.یازدهم امرداد ۱۴۰۵#محمود_فاضلی_بیرجندی t.me/dejnepesht4000
.اعتصاب حمامیهای مشهد در سال ۱۳۲۳ هفتم امرداد ۱۴۰۵#محمود_فاضلی_بیرجندی پنجم امرداد ۱۳۲۳ روزنامه دادگستران چاپ مشهد خبری چاپ کرد که پس از هشتاد سال چیزی از شگفتی آن کم نشده. خبر این بود که حمامیها در مشهد اعتصاب کردهاند و تا وقتی اجازه داده نشود خزینهها را باز کنند اعتصاب ادامه خواهد داشت. سال ۱۳۲۲ جنگ جهانی دوم برپا بود و ایران ما در اشغال قشون متفقین. کمبود نان و گندم بود و میهن در آستانه قحطی. برخی از سرزمینهای ایرانی چون آذربایجان به اشغال ارتش سرخ شوروی درآمده بود. از جاهایی از مملکت آواهای شوم جداسری برخاسته بود.در آن میانه، در مشهد غم شستوشوی شرعی یا غیرشرعی بدن چندان بر دلهای حمامیها گران آمده بود که دست از کار کشیدند تا خزینهها باز شود! حمام خزینه به دستور رضاشاه برچیده شد تا ایرانی از بسیاری بیماریها رهایی یافت. مهر ۱۳۲۰ یک ماه از رفتن رضاشاه از ایران برنیامده روزنامه اطلاعات خبر داد حمامیهای جنوب تهران خزینهها را از نو باز کردهاند!روزنامه دادگستران نوشت: در قرنی که رادیو اختراع شده و صدای ورق زدن کتابی در آن سوی عالم را توان شنید، شما چه کسانی هستید که دوست دارید صدوهشتاد هزار تن ساکنان مشهد به خزینه بروند و خود را در ادرار و کثافت دیگران بشویند و شهری را در معرض انواع بیماریها آورند؟ چرا باید خود را در کثافت غوطه بدهیم تا مسخره جهانیان شویم؟ t.me/dejnepesht4000
.عکس تازه از دماونداز دریاچه حوض سلطان قم عکاس: ابوالفضل بهادری۵ امرداد ۱۴۰۵#محمود_فاضلی_بیرجندی t.me/dejnepesht4000
.گزارشی از آیین خاکسپاری محمدرضا شاه پنجم امرداد ۱۴۰۵#محمود_فاضلی_بیرجندی محمدرضا شاه پهلوی بامداد پنجم امرداد ۱۳۵۹، یک روز پس از سی و ششمین سالگرد وفات پدرش، در بیمارستانی در قاهره درگذشت. شهبانو فرح پهلوی، دکتر اصلان افشار و اردشیر زاهدی بر بالین او بودند. اردشیر زاهدی چشمان پادشاه را بست. انور سادات رئیس وقت جمهوری مصر بر آن شد که تشییع جنازه پرشکوهی برای شاه فقید ایران ترتیب بدهد. به دستور سادات، محل خاکسپاری پادشاه را در مسجد جامع رفاعی آماده کردند. مسجدی که پیکر رضاشاه هم چند سالی در آن به خاک سپرده شده بود. دکتر اصلان افشار با یاری مقامات تشریفات ریاست جمهوری مصر به پیامهای تسلیت مقامات دنیا پاسخ میداد و تشریفات مراسم تشییع را بر پایه آیینهای دربار شاهنشاهی ایران اداره میکرد.اردشیر زاهدی پیکر پادشاه را برابر مبانی دینی شستوشو داد. پیکر را کفن کردند و در تابوتی پیچیده در درفش ایران گذاشتند و آن را بر روی یک اراده توپ قرار دادند که ۱۲ اسب آن را میکشیدند. پیشاپیش تابوت، سه افسر با لباسهای تشریفات هر یک بالشی مخملین در دست داشتند که بر هر یک مدالی از مدالهای پادشاه فقید نصب شده بود. پشت سر تابوت، انور سادات و همسرش، شهبانو فرح و فرزندان پادشاه حرکت میکردند. در پی آنها بیشتر اعضای خانواده سلطنتی و ایرانیان بسیاری حاضر شده بودند. از بزرگان جهان ریچارد نیکسون رئیس پیشین جمهوری آمریکا، پادشاه سابق یونان و همسرش و شاهزاده ویکتور امانوئل ایتالیایی به مراسم آمده بودند. پنج سفیر به نمایندگی از دولتهای خود آمده بودند. کاروان عظیم تشییعجنازه از میان سه میلیون نفر مصری گذشت که در دو طرف مسیر حرکت گرد آمده بودند. پنج هزار سرباز مصری گارد احترام را تشکیل میدادند. پیکر پادشاه در مسجد رفاعی با حضور اعضای خانواده به خاک سپرده شد. چند مشت خاک ایران بر روی تابوت ریختند و آن را درون خاک گذاشتند. افسانهای به پایان رسید.«آخرین شاهنشاه»نوشته دکتر هوشنگ نهاوندی و ایو بوماتی چاپ نخست به زبان فارسی. شرکت کتاب. آمریکا. ۱۳۹۲.برگرفته از ص ۸۲۶ تا ۸۳۱.t.me/dejnepesht4000
.برخی کتابها در باره رضاشاه و روزگارشچهارم امرداد ۱۴۰۵#محمود_فاضلی_بیرجندی این سیاهه کتابهایی است، در باره موضوع، که به دست این نگارنده رسیده. شماری کتابهای دیگر هم چاپ و پخش شده که دشنامنامه است و در این فهرست آورده نشد. نگارنده پس از خاطرات سلیمان بهبودی، کتاب غلامرضا افخمی - ردیف سوم - و دو کتاب دکتر نهاوندی - ردیفهای ۲۰ و ۲۱ - را تازگی خوانده و خواندنش را پیشنهاد میکند. این هر سه تازهتر این دسته کتابهاست. هر سه به قلم وزیران پهلویان است، تبلیغاتی نیست و خواندنیتر است. دکتر عباس میلانی هم زندگینامه رضاشاه را در دست نگارش دارد.۱. مردان خودساخته، محمدرضاشاه پهلوی۲. رضاشاه پهلوی از آلاشت تا ژوهانسبورگ، نادر پیمانی۳. زندگی و زمانه شاه، غلامرضا افخمی۴. تاریخ معاصر ایران، سعید نفیسی۵. شترها باید بروند، ریدر بولارد۶. رضاشاه از الشتر تا آلاشت، کیوان پهلوان۷. چهارخطابه، محمدتقی بهار۸. رضاشاه کبیر یا ایران نو، الول ساتن۹. تاریخ دوره پادشاهی رضاشاه، عبدالله امیر تهماسب۱۰ اعلیحضرت رضاشاه کبیر از دید شخصیتهای بزرگ جهان، محمدرضاشاه پهلوی۱۱. یادداشتهای اعلیحضرت رضاشاه کبیر در زمان ریاست وزرایی، علیالبصری۱۲. سفرنامه کازاما، نخستین سفیر ژاپن در ایران۱۳. در آخرین روزهای رضاشاه، ریچارد استوارت۱۴. بازگشت، محمدرضا خلیلی عراقی۱۵. قزاق، محمود پورشالچی۱۶. رضاشاه، خاطرات سلیمان بهبودی۱۷. سفرنامه خوزستان و مازندران۱۸. برآمدن رضاشاه و برافتادن قاجارها، سیروس غنی۱۹. زندگی و زمانه شاه، دکتر عباس میلانی۲۰. رضاشاه فرزند ایران، دکتر هوشنگ نهاوندی۲۱. آخرین شاهنشاه، دکتر هوشنگ نهاوندی t.me/dejnepesht4000