مهندسی تباه فضای شهری در تهرانمسعود امیرزاده ماجرا فقط تخریب چند کافه یا دستکاری و جمعآوری سنگفرش…
انتشار: 2026/08/12 13:54 UTCدریافت: 2026/08/14 04:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 04:10 UTC
مهندسی تباه فضای شهری در تهرانمسعود امیرزاده ماجرا فقط تخریب چند کافه یا دستکاری و جمعآوری سنگفرشهای چند خیابان نیست. مسئله عمیقتر از اینهاست.فضای شهری فقط مجموعهای از خیابان، پیادهراه، نیمکت و کافه نیست. فضا، بستر شکلگیری رابطه است؛ جایی که آدمها در آن یکدیگر را میبینند، کنار هم مینشینند، گفتوگو میکنند و به تدریج «باهمبودن» را تجربه میکنند.به همین دلیل، هرگاه قدرت بخواهد جامعه را کنترل کند، فقط به سراغ بدن انسانها نمیرود؛ فضا را هم مهندسی میکند.همانطور که زمانی تلاش شد بدن انسان با دستور و محدودیت مدیریت شود، امروز میتوان با برهم زدن فضاهایی که امکان گفتوگو و همنشینی در آنها شکل گرفته، رابطه میان انسانها را نیز مختل کرد.کافه، پیادهراه، میدان، خیابان و حتی سنگفرش، وقتی به بستری برای باهمبودن تبدیل میشوند، دیگر صرفاً یک فضای فیزیکی نیستند؛ به بخشی از حیات اجتماعی شهر تبدیل شدهاند.و این منطق فقط به فضای فیزیکی محدود نمیشود. فیلتر کردن فضای مجازی، بستن مسیرهای گفتوگو و محدود کردن امکان ارتباط نیز شکل دیگری از همین مهندسی فضا است؛ فقط این بار فضا دیجیتال است.البته ممکن است در این میان، پیمانکارانی هم از این مداخلات سود ببرند؛ این خود میتواند موضوع بحث دیگری درباره نحوه اداره شهر و سازوکار پیمانکاری باشد.اما مسئله اصلی چیز دیگری است: این اقدامات میتوانند همزمان دو کارکرد داشته باشند.از یک سو، چرخهای اقتصادی برای پیمانکاران و گروههای ذینفع ایجاد میکنند؛ و از سوی دیگر، در مسیر مهندسی بلندمدت فضای اجتماعی و محدود کردن فضاهای باهمبودن و گفتوگو قرار میگیرند.اما یک نکته را ظاهراً هنوز متوجه نشدهاید:جامعه دقیقاً میداند شما چه میکنید!جامعه سوابق شما را دیده است؛ اندیشهها، رفتارها و شیوه مدیریتتان را میشناسد و سطح شناخت و دانشتان را نیز میبیند. بنابراین لازم نیست برای هر اقدام، بهانهای تازه بتراشید و تصور کنید مردم علت واقعی آن را نمیفهمند.مردم میفهمند.اگر کافه را ببندید، مردم جای دیگری همدیگر را پیدا میکنند.اگر پیادهراه را برهم بزنید، گفتوگو در خیابانی دیگر شکل میگیرد.اگر فضای مجازی را محدود کنید، مسیر دیگری برای ارتباط پیدا خواهد شد.جامعه هوشمند ایرانی، راه ارتباط با دیگری را پیدا میکند؛ چون «باهمبودن» چیزی نیست که بتوان با بولدوزر، سنگفرش، فیلتر و بخشنامه از بین برد.جامعه را نمیتوان با تخریب فضاهایش اتمیزه کرد.شاید بتوانید فضا را برای مدتی تغییر دهید؛ اما نمیتوانید میل انسانها به دیدن، شنیدن و یافتن یکدیگر را مهندسی کنید.این ملت هزاران سال است که راههای ماندن و باهمبودن را پیدا کرده است.پس اگر تصور میکنید با برهم زدن فضاهای شهری میتوانید جامعه را از هم جدا و اتمیزه کنید، بدانید که مردم دقیقاً متوجه این تلاش هستند.در نهایت، اگر این اقدامات همزمان برای عدهای نان داشته باشد و برای شما امکان پیشبرد اهداف مهندسی اجتماعی، چه معامله پرسودی برای هر دو طرف!اما مطمئن باشید جامعه را نمیتوانید با این روشها از هم جدا کنید.شما فقط خودتان را خسته میکنید و نام و اعتبارتان را بیشتر آلوده.اگر اینهمه اصرار شما بر برهم زدن فضاهایی است که مردم در آنها کنار هم مینشینند، گفتوگو میکنند و با هم بودن را تجربه میکنند، از یک طرف باید برای زخمی که بر پیکر شهر و سرمایه عمومی میزنید متأسف بود؛ اما از طرف دیگر، مردم از این واقعیت آگاه میشوند که باهم بودنشان چقدر شما را نگران و ناراحت کرده است. و شاید همین، برای مردم مایه خوشحالی و حتی افتخار باشد: اینکه هنوز باهم بودنشان آنقدر قدرتمند است که شما را به انفعال و دستپاچگی واداشته است.t.me/didehbaanzistboom
