ناگهان یک روز صبح، ماما صفیه (مامازار) از خواب بیدار شد و گفت: من را ببرید زیر درخت لوور (انجیر معا…
انتشار: 2026/07/12 10:28 UTC
ناگهان یک روز صبح، ماما صفیه (مامازار) از خواب بیدار شد و گفت: من را ببرید زیر درخت لوور (انجیر معابد) و آن روز، به یکی از شگفتانگیزترین و جادوییترین روزهای زندگیام و البته روند تصویربرداری مستند تبدیل شد؛ روزی سرشار از رئالیسم جادویی. در انتهایی تصویربرداری بود که تصمیم گرفتم چند فریم عکس آنالوگ هم ثبت کنم؛ آن هم با یک حلقه فیلم تاریخمصرفگذشته مربوط به دهه ۹۰ میلادی. نتیجه عجیب بود؛ تصاویر محو بدون کنتراست و بی کیفیت ، اما گویا آن فیلم قدیمی هم تحت تأثیر رئالیسم جادویی آن روز قرار گرفته بود..کمی بعد، ماما صفیه برای همیشه رفت و تمام شد؛ و آن عکسها شدند آخرین تصویرها از جادوی حضورش زیر سایه سار آن انجیر معابد کهنسال @kamranheidariناگهان یک روز صبح، ماما صفیه (مامازار) از خواب بیدار شد و گفت: من را ببرید زیر درخت لوور (انجیر معابد) و آن روز، به یکی از شگفتانگیزترین و جادوییترین روزهای زندگیام و البته روند تصویربرداری مستند تبدیل شد؛ روزی سرشار از رئالیسم جادویی. در انتهایی تصویربرداری بود که تصمیم گرفتم چند فریم عکس آنالوگ هم ثبت کنم؛ آن هم با یک حلقه فیلم تاریخمصرفگذشته مربوط به دهه ۹۰ میلادی. نتیجه عجیب بود؛ تصاویر محو بدون کنتراست و بی کیفیت ، اما گویا آن فیلم قدیمی هم تحت تأثیر رئالیسم جادویی آن روز قرار گرفته بود..کمی بعد، ماما صفیه برای همیشه رفت و تمام شد؛ و آن عکسها شدند آخرین تصویرها از جادوی حضورش زیر سایه سار آن انجیر معابد کهنسال @kamranheidari



