ما شاعران آیینه ی پندار هستیماز جنس فرهادیم و شیرینکار هستیمچیزی به جز طبع روان دیگر نداریمازحس شعر…
انتشار: 2026/07/30 20:08 UTCویرایش: 2026/08/01 00:07 UTCدریافت: 2026/08/04 18:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 18:57 UTC
ما شاعران آیینه ی پندار هستیماز جنس فرهادیم و شیرینکار هستیمچیزی به جز طبع روان دیگر نداریمازحس شعر عشق برخوردار هستیمما عقل مان مغلوب در احساس مان شدمجذوب جذابیت دلدار هستیمیک روز خندانیم و گاهی نیز گریانبازنده در این بازی غمبار هستیمعاشق شدیم و در خفا خفتیم با جفتدر گفتن اسرارمان خوددار هستیمصورت به سیلی سرخ کردیم و قشنگیمظاهر فریبِ باطنِ بیمار هستیماز جنس آدم های دوران گذاریم نقش عجیب خفته ی بیدار هستیمدر زیر خورشید بلا آتش گرفتیمعمری گرفتار تن تبدار هستیمپشت در و دیوار عالم گیر کردیمتحت فشار این در و دیوار هستیمیک ماه و یک دنیا پر از نور و ستارهدنباله دار کهکشان یار هستیمآوازه ی عشق من و دلبر جهانیستتیترِ یکِ روزنامه و اخبار هستیمفردا خبر از حال و روز خود نداریمخوش باش فعلا در جهان انگار هستیمهستیم تا فردا به شرط زنده بودنتسلیم این تقدیر بالاجبار هستیمتک بیت گفتیم و غزل خواندیم و رفتیمدر کار وصف یار خوش اطوار هستیممن نیز جزؤِ کوچکی از جسم دنیامیک ذره در آیینه ی اعصار هستیمدیروز با امروزمان فرقی نداردهر روز چون دیروز پرتکرار هستیمتقدیرمان را اینچنین گویا نوشتند محبوس دور گردش پرگار هستیمدنبال عیش نوش خود مستیم و هستیم دلخوش به دستاویز استغفار هستیمهر لحظه امکان سقوط آدمی هستساکن به روی گنبد دوار هستیمراهی دگر تا آخر دنیا نمانده در نوبت تعیین روزیگار هستیم🖌 #سیــن_جیــم_میــم🌿