📝 صادره از اراک: روایتی خودمردمنگارانه (۳) 🔻نعمت الله فاضلی، ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ ✅ اراک بهمثابه میدان تج…
انتشار: 2026/08/20 23:44 UTCدریافت: 2026/08/22 05:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 05:12 UTC
📝 صادره از اراک: روایتی خودمردمنگارانه (۳) 🔻نعمت الله فاضلی، ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ ✅ اراک بهمثابه میدان تجربه زیسته: اراک برای من میدان تجربهای بود که در آن، نخستین مواجهههایم با مفاهیم انسانشناسی شهری شکل گرفت. در سالهای ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۷ که در اراک رفت و آمد…📝 صادره از اراک: روایتی خودمردمنگارانه (۴)🔻نعمت الله فاضلی، ۳۰ مرداد ۱۴۰۵✅ اراک؛ شهرِ آینده: چند سال پیش در سخنرانی که انجمن جامعه شناسی ایران در استانداری اراک برگزار کرد، به این پرداختم که اراک با همه ناهمگونیها، سکوتها و تنشهایش، هنوز شهری است که «امکان» دارد. آینده اراک در گرو روایتپذیری است؛ اینکه تجربههای زیسته مردم به حافظه جمعی تبدیل شوند. 🔻آینده اراک در گرو بازسازی هویت شهری است؛ هویتی که نه بر اساس گذشتهای یکدست، بلکه بر اساس پذیرش ناهمگونی و چندصدایی شکل گیرد. آینده اراک در گرو فضاهای عمومی است؛ فضاهایی که مردم بتوانند در آنها حضور یابند و با هم گفتوگو کنند. آینده اراک در گرو حضور زنان است؛ حضوری که ریتم شهر را تغییر میدهد. آینده اراک در گرو بدنهاست؛ بدنهایی که ریتمهای مختلف شهر را حمل میکنند. آینده اراک در گرو مهاجران است؛ مهاجرانی که میتوانند ناهمگونی را به سرمایه فرهنگی تبدیل کنند. آینده اراک در گرو امیدهای کوچک روزمره است؛ امیدهایی که در رفتارهای مردم حضور دارند و آینده را ممکن میکنند.✅ اراک و نسبت زیستن و نوشتن: در زندگی من، زیستن و نوشتن دو مسیر جدا نیستند؛ دو جریاناند که در هم میپیچند. هر بار که در خیابانهای اراک قدم زدهام، چیزی در من نوشته شده است؛ چیزی که بعدها در کتابهایم ظاهر شده است. اراک شهری است که با من مینویسد؛ شهری که در زبان، در ریتم جملهها و در ساختار روایت حضور دارد. این حضور همان چیزی است که در انسانشناسی شهری به آن بدنمندی نوشتن میگوییم؛ اینکه نوشتن فقط کار ذهن نیست، بلکه کار بدن، حافظه، فضا و تجربه است. 🔻نوشتن درباره اراک، نوشتن با اراک است؛ نوشتنی که در آن، شهر و نویسنده در یکدیگر تنیدهاند. اراک و من دو روایت جدا نیستیم؛ دو روایت در هم تنیدهایم.🔻اراک برای من آینهای است که وضعیت فرهنگی، اجتماعی، تاریخی و شهری ایران را بازتاب میدهد. در آن میتوان تنش میان سنت و مدرنیته، ناهمگونی فرهنگی، مهاجرت، فقر، سکوت، فراموشی، حضور زنان، ریتم صنعت و گسست محلهای را دید. 🔻 این شهر، نمونهای است که مسائل بنیادین انسانشناسی ایرانی را در خود جمع کرده است. اراک نشان میدهد که چگونه شهرهای ایران روایت نشدهاند، چگونه حافظه جمعی شکل نگرفته، چگونه بدنها حامل تاریخاند، چگونه فضاها معنا دارند، چگونه مهاجرت هویت را میسازد، و چگونه امیدهای کوچک روزمره آینده را ممکن میکنند. اراک برای من نه فقط موضوع مطالعه، بلکه میدان مطالعه است؛ میدانی که از آن میتوان ایران را دید.✅ در فرهنگ و شهر، مفهوم «میانبودگی» را صورتبندی کردم؛ میانبودگی میان سنت و مدرنیته، میان روستا و شهر، میان گذشته و اکنون، میان بدن و فضا. این میانبودگی را نخستین بار در اراک دیدم؛ در خیابانهایی که در آنها زمانهای مختلف در کنار هم حضور داشتند، در بدنهایی که میان ریتم صنعت و ریتم سنت در رفتوآمد بودند، در محلاتی که میان حافظه و فراموشی معلق بودند. اراک برای من نمونه روشن میانبودگی بود؛ و این میانبودگی بعدها به یکی از مفاهیم کلیدی پروژه فکری من تبدیل شد.🔻در زنانهشدن شهر، مفهوم «بدنمندی جنسیت» را صورتبندی کردم؛ اینکه چگونه حضور زنان در فضاهای عمومی، ریتم شهر را تغییر میدهد و فضا را بازتعریف میکند. این تغییر را نخستین بار در اراک دیدم؛ در خیابانهایی که حضور زنان در آنها، شهر را از وضعیت سنتی به وضعیت مدرن منتقل میکرد. این تجربه، بعدها به یکی از محورهای اصلی پروژه فکری من درباره جنسیت و فضا تبدیل شد.🔻در پشت دریاها شهری است، مفهوم «شهر بهمثابه خیال» را صورتبندی کردم؛ اینکه شهر پیش از آنکه در بیرون باشد، در ذهن ما ساخته میشود. این مفهوم را نخستین بار در کودکی، در مسیر مصلحآباد به اراک تجربه کردم؛ جایی که شهر پیش از آنکه دیده شود، در خیال ساخته میشد. این تجربه، بعدها به یکی از محورهای اصلی پروژه فکری من درباره رابطه خیال و شهر تبدیل شد.🔻در سخنرانیها و کلاسهایم، مفهوم «بدنمندی فضا» را صورتبندی کردم؛ اینکه فضا فقط دیده نمیشود، بلکه در بدن حس میشود. این مفهوم را نخستین بار در بازار اراک تجربه کردم؛ جایی که ریتم بازار، بدن را شکل میداد و بدن، فضا را معنا میکرد. این تجربه، بعدها به یکی از محورهای اصلی پروژه فکری من درباره بدن و فضا تبدیل شد.