هویتِ گروهِ بزرگ، روابط بینالملل و روانکاوینویسنده: وامیک دی. وولکانترجمه: رواندرمانی پویشی━━━…
انتشار: 2026/03/30 19:33 UTCدریافت: 2026/08/22 05:02 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 05:02 UTC
هویتِ گروهِ بزرگ، روابط بینالملل و روانکاوینویسنده: وامیک دی. وولکانترجمه: رواندرمانی پویشی━━━━━━━━━━━این مقاله به بررسی روانشناسیِ گروههایی میپردازد که بر پایهی قومیت، ملیت، مذهب یا ایدئولوژی سیاسی شکل گرفتهاند و از هزاران یا میلیونها نفر تشکیل شدهاند. در چنین گروههای بزرگی، اغلب افراد هرگز در طول زندگی خود یکدیگر را ملاقات نمیکنند. با این حال، آنها احساسی پایدار از «همانندی» را با یکدیگر تجربه میکنند؛ احساسی که میتوان آن را «هویتِ گروهِ بزرگ» نامید. این مقاله بررسی میکند که چگونه این مفهومِ انتزاعی، یعنی هویتِ گروهِ بزرگ، میتواند به نیرویی مرکزی تبدیل شود که بر روابط بینالملل اثر میگذارد. روانکاوانی که مایلاند در فعالیتهای میانرشتهای مشارکت کنند، میتوانند شناختی از روانشناسیِ گروههای بزرگ در اختیار دیپلماتها قرار دهند و، بر این اساس، راهبردهایی برای کاهش تنشها و حرکت بهسوی راهحلهای صلحآمیز در منازعات بینالمللی پیشنهاد کنند.━━━━━━━━━━━اگر یک منازعهی بینالمللی شدید یا مزمن شود، مسائل مربوط به هویتِ روانیِ یک گروه بزرگ، تمام مشکلات دنیای واقعی، مانند اقتصاد یا حقوق، و همچنین تلاشهای دیپلماتیک برای حل آنها را آلوده میکند. اگر استعارهی سفیر هاول را گسترش دهیم، میتوانیم تصور کنیم که مقدار زیادی روغن روی زمین بسکتبال ریخته شده است. در این صورت، بازی بههمریخته و آشوبناک میشود. نخستین کاری که باید انجام شود، پاک کردن این روغن و تمیز کردن زمین است. در یک رابطهی بینالمللی، این «نشت روغن» که اجرای بازیِ معمول را ناممکن میکند، عمدتاً حول هویتِ گروهِ بزرگ و حفاظت و حفظ آن شکل میگیرد. زمانی که مسائل مربوط به هویتِ گروهِ بزرگ ملتهب و مسئلهساز میشوند، پیشبرد روابط بینالملل تنها از طریق تلاشهای دیپلماتیکِ «متعارف» بسیار دشوار و گاه ناممکن میشود. من نام مشخصی برای «حرفهی دوم» خود ندارم؛ شاید بتوان آن را با پاک کردن نشت روغن از زمینهای بسکتبال مقایسه کرد. بدیهی است که این «حرفه» کاری دشوار است، و یادآور توصیف فروید از روانکاوی بهعنوان «حرفهای ناممکن» است.━━━━━━━━━━━📖 نسخهٔ کامل این مقاله را در🔗 سایت رواندرمانی پویشیبخوانید.

