کلمهی wireless در حالت صفتی بهمعنای «بیسیم» یا «بدون سیم» است.مثلاً◽️a wireless connectionاتصال…
انتشار: 2026/07/08 09:59 UTC
کلمهی wireless در حالت صفتی بهمعنای «بیسیم» یا «بدون سیم» است.مثلاً◽️a wireless connectionاتصال بیسیم/ خطِ بیسیم◽️a wireless phoneتلفنِ بیسیم◽️wireless Internet accessدسترسی بیسیم به اینترنت/ دسترسیِ اینترنتیِ بیسیم◽️a high-speed wireless networkشبکهی پرسرعتِ بیسیم🔲 این کلمه در حالت اسمی و در انگلیسی بریتانیایی، در چنددههی میانیِ قرن بیستم، بهمعنی رادیو بود.◽️a wireless رادیو▪️توجه داشته باشید که این کلمه بهمعنی رادیو در انگلیسیِ بریتانیایی، چند دهه است که دیگر بهکار نمیرود.🔳 نکتهی مهم این است که باید حواسمان به wireless در متونِ بریتانیایی که در آن بازهی زمانی نوشته شدهاند، خصوصاً دههی چهل و پنجاه میلادی، باشد چون در بسیاری موارد بهمعنی رادیو است و نه «بیسیم» یا «بدون سیم»، هرچند دلیل این نامگذاری بدون سیم بودنِ رادیو بوده است.مثلاً در دورهی آموزش انگلیسی لینگافن با لهجهی بریتانیایی (که در دههی پنجاه میلادی تالیف شده) به این جمله میرسیم:◽️I listen to the wireless almost every evening.من تقریباً هرشب به رادیو گوش میدهم.◼️عدم توجه به این نکته موجب شده است در ترجمهی داستان مزرعهی حیوانات، که جورج اورول آن را در دههی چهل میلادی نوشت، حداقل یکی از مترجمانِ بنام اشتباه کند و wireless را دستگاه بیسیم ترجمه کند!(در فصل دهمِ داستان و زمانی که خوکها یک دستگاه رادیو خریداری میکنند.)◼️با این همه، ممکن است گاه در انگلیسی محاوره و غیررسمی بریتانیایی از wireless همچنان معنای رادیو را مراد کنند، که البته طنزآمیز و کهنهنما است.🔳 حال که صحبت از دستگاه بیسیم شد بد نیست بدانیم که کلمهی radio علاوه بر اینکه بهمعنی رادیو است، بهمعنی دستگاه بیسیم نیز هست.معمولاً بافت به ما کمک میکند بدانیم radio در این یا آن جمله به کدام معنی است.◽️Did you hear the interview with the prime minister on the radio this morning?مصاحبهی نخستوزیر را امروز صبح از رادیو شنیدی؟▪️در اینجا حرف اضافهی on نیز به ما کمک میکند بدانیم منظور رادیو است نه دستگاه بیسیم.◽️We received a call for help over the ship's radio.تقاضای کمکی را از دستگاه بیسیمِ کشتی شنیدیم.▪️در اینجا حرف اضافهی over هم به ما کمک میکند بدانیم منظور بیسیم است نه رادیو.▪️حرف اضافهی by نیز عمدتاً در کنار بیسیم میآید.◽️We should be able to reach them by radio.باید بتوانیم از طریق بیسیم با آنها حرف بزنیم.◽️We've lost radio contact with the plane.ارتباط بیسیم با هواپیما را از دست دادهایم./ ارتباط بیسیم با هواپیما قطع شده است.🔳 کلمهی radio در حالت فعلی بهمعنی ارتباط داشتن یا ارتباط برقرار کردن از طریق بیسیم است.◽️The ship radioed for help.کشتی از طریق بیسیم تقاضای کمک کرد.▪️به نقش حرف اضافهی for دقت کنید.◼️در انگلیسی امروزین کاربردِ radio بهمعنی بیسیم (معمولاً دستگاههای غیرقابل حمل) عمدتاً در حوزههای خاص است، مثل حوزهی هواپیمایی یا دریانوردی.در زبان روزمرهی عمومی (و حتی حوزههایی مثل پلیس و تیمهای امداد و نجات) بیشتر از walkie-talkie بهمعنی بیسیم کوچکِ قابل حمل (=دستی) استفاده میشود، خصوصاً برای فواصل نسبتاً کوتاه.◻️She then spoke into the walkie-talkie and they walked back into the building.او سپس با بیسیم حرف زد و آنها پا پس کشیدند و به داخل ساختمان برگشتند.▪️به کارکرد حرف اضافهی into دقت کنید. البته برای حرف زدن از طریق walkie-talkie عموماً از حرف اضافهی on استفاده میشود.◻️The policeman was speaking to the station on his walkie-talkie.مامور پلیس داشت با بیسیمش با مرکز پلیس حرف میزد. - عبدالرضا شهبازی@Englishnutsbolts


