وقتی قید almost قبل از صفت یا قیدی دیگر بیایید عموماً بهمعنی «تقریباً» است.◽️I'm almost ready.من ت…
انتشار: 2026/07/15 07:53 UTC
وقتی قید almost قبل از صفت یا قیدی دیگر بیایید عموماً بهمعنی «تقریباً» است.◽️I'm almost ready.من تقریباً آمادهام.◽️It was almost midnight.تقریباً نیمهشب بود.◾️ولی وقتی این قید قبل از فعل بیایید معادل «تقریباً» در مواردی کارساز نیست.◽️I almost broke my leg.اگر در ترجمهی این جمله بگویم پایم تقریباً شکست، یعنی دقیقاً چه اتفاقی افتاده است؟ بالأخره شکست یا نشکست؟اینجا مفهوم جمله این است:کم مانده بود پایم بشکند.چیزی نمانده بود پایم بشکند.نزدیک بود پایم بشکند.▪️یعنی فعل نهایتاً محقق نشده است.🔲 بنابراین، هر وقت almost قبل از فعلی بیاید که آن فعل:(1) در زمان گذشته(ی ساده) باشد،(2) جزو افعالی باشد که در یک مرحله یا لحظه انجام شود (punctual verbs) نه طی یک روند یا فرآیند،(3) مطلوب ما نباشد، به این معنی است که آن فعل در آخرین لحظه انجام نشده است. به بیان دیگر، فعل تا مرز تحقق رفته ولی نهایتاً عملی نشده است.🔸در چنین مواردی امثالِ «چیزی نمانده بود (که)، کم مانده بود (که)، نزدیک بود (که)» برای جایگزینی almost در فارسی مناسب است.چند مثال:◽️I was so surprised to see him (that) I almost fell off my bike.آنقدر از دیدنش تعجب کردم که کم مانده بود از دوچرخه بیفتم. (ولی نیفتادم.)◽️She almost died in the car crash.نزدیک بود در تصادف اتومبیل جانش را از دست بدهد. (ولی نمرد.)◽️The big plane almost smashed the little plane.هواپیمای بزرگ کم مانده بود هواپیمای کوچک را در هم بکوبد. (ولی تصادف نکردند.)◽️He was almost killed in the battle.کم مانده بود در نبرد کشته شود. (ولی زنده ماند.)◽️I was almost bitten by a deadly snake.چیزی نمانده بود که ماری سمی مرا نیش بزند. (ولی نیشم نزد.)◽️The storekeeper was so irate he almost threw me out of the place.صاحب مغازه آن قدر خشمگین بود که کم مانده بود مرا از محل بیرون بیندازد. (ولی بخیر گذشت.)◼️علاوه بر وجه مثبت - نظیر جملههای بالا - جمله در این ساختار ممکن است در وجه منفی نیز بهکار رود.◽️I almost didn't meet him.چیزی نمانده بود که نبینمش./ کم مانده بود که ملاقاتش نکنم.▪️دقت کنید که در اینجا «ملاقات نکردن آن شخص» است که امر مطلوبی نیست، یعنی اگر ملاقاتش نمیکردم، بد میشد.◽️When I heard the tickets were £25 each, I almost didn’t go to the theater.وقتی شنیدم قیمت هر بلیت ۲۵ پوند است، کم مانده بود قید رفتن به تئاتر را بزنم.▪️در اینجا «نرفتن به تئاتر» است که مطلوب نیست.◽️We almost didn't get married.کم مانده بود ازدواجمان سر نگیرد.▪️در اینجا «ازدواج نکردن» است که مطلوب نیست.◽️I almost didn't recognize you.کم مانده بود به جایت نیاورم.▪️در اینجا «به جا نیاوردن» است که مطلوب نیست.🔳با مقایسۀ دو وجه مثبت و منفیِ این ساختار میتوان نتیجه گرفت که در وجه مثبت، تحقق فعل منفی است (یعنی انجام نشده است)، و در وجه منفی، تحقق فعل مثبت است (یعنی انجام شده است).🔹شرط سوم این ساختار، یعنی مطلوب نبودن، خصوصاً شرط مهمی است و بدون حضور آن ناچار باید همان معادل «تقریباً» را بهکار برد.◽️I almost finished the book.در اینجا «تمام کردن»ِ کتاب امر مطلوبی است، بنابراین، نمیتوان ترجمه کرد «کم مانده بود کتاب را تمام کنم.»معنی جمله هم میشود: تقریباً کتاب را تمام کردم. (یعنی تعداد معدودی از صفحاتش باقی ماند که باید بخوانم.)🔺در وجه منفی، اگر آنچه منفی میشود خود فعل نامطلوبی باشد، کل جمله دچار غرابت معنایی شدیدی میشود.◽️A poisonous snake almost didn’t bite me.کم مانده بود ماری سمی مرا نیش نزند!!◾️قید nearly نیز همین ویژگیها را دارد.- عبدالرضا شهبازی@Englishnutsbolts



