سهم من از عاشقی چشم انتظاری بود و بسعاشقی بودم که کارم بیقراری بود و بس چشمهایت باده ی ناب شراب کهن…
انتشار: 2026/08/20 17:50 UTCدریافت: 2026/08/22 07:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 07:40 UTC
سهم من از عاشقی چشم انتظاری بود و بسعاشقی بودم که کارم بیقراری بود و بس چشمهایت باده ی ناب شراب کهنه بودبر لب خشکم ولی داغ خماری بود و بساز میان زخم های بیشمار زندگی زخم های عشق تنها زخم کاری بود و بسعشق رویای دل انگیز منِ دیوانه بود این غزلها هم برای یادگاری بود و بسمی دهم تاوان عشقی را که با دل خواستم از ازل تاوان عاشق گریه زاری بود و بسدل که بعد از عاشقی، دیوانه ای بیچاره شد کار من هم بعد از ان دیوانه داری بود و بسکام دل شیرین نشد از مژده ی دیدار یارکار دنیا با دلم ناسازگاری بود و بس #اسماعیل_حاج_علیا
