درنگ (۴) - مردم؟!▫️مردم ایران ...🍃 هر عبارتی دربارهٔ خواسته و دیدگاه مردم ایران پس از دو کلمهٔ بالا…
انتشار: 2026/08/15 02:51 UTCدریافت: 2026/08/16 15:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 15:35 UTC
درنگ (۴) - مردم؟!▫️مردم ایران ...🍃 هر عبارتی دربارهٔ خواسته و دیدگاه مردم ایران پس از دو کلمهٔ بالا بیاید نادرست است، مگر عبارات بسیار کلی و بدیهی، مثلا «مردم ایران، خواهان سربلندی ایراناند».چرا؟ چون مردم ایران مانند مردم کشورهای دیگر، متکثراند، گوناگوناند، و شاید حتی بیش از بسیاری از ایشان.این نکتهٔ ساده را تا حکومت نفهمد، تا «مردم» نفهمند، تا من و تو نفهمیم، گامی دیگر از واقعیت به سوی پندار برداشتهایم و به جای اینکه بخشی از راه حل شویم، بخشی از مشکل شدهایم.#درنگ@farhadshafti
پستهای تلگرام — فرهاد شفتی
🍃 درود خداوند بر تو ای پیامبر مهربانی: 🔍خاطر عاطر🔍 تو کی بودی ای مسافر ...🔍 مردی که رنگ خدا بود🔍 کدام محمد پیامبر ماست؟🔍 قرآن به منزلهٔ منازلالسائرین محمد (ص)#پیامبر@farhadshafti
تأمل (۵)🍃 «آیا دین خاصی از جهت صدق و امکان رسیدن به رستگاری اعلی نسبت به دیگر ادیان برتری دارد؟»فایل صوتی مختصر بر مبنای نظرات آمده در فرستۀ قبلی پیوست است. این بحث مفصل است و جنبههای بسیار دارد، و بسیاری گزارهها بر مبنای استدلال برای گزارههایی پیشینیاند. امید دارم که به زودی سلسله گفتاری را در باب کثرتانگاری دینی آغاز کنم تا در حد توان دیدگاه خود را در اینباره به صورت جزیی و مفصل توضیح دهم، و به نقدها و پرسشها پاسخی دهم.پینوشت: در دقیقهٔ ۱۹:۱۵ از آگاهی از تجربهٔ دیگر ادیان پرسیدم، باید اضافه میکردم «و مسلکهای معنوی بسیاری که به عنوان دین معروف نیستند».مطالب مربوط:- کثرتگرایی یا انحصارگرایی محققانه؟- قرآن، انحصارگرا یا کثرتگرا؟ - تقریری از جلسات قرآن و سه پرسش اساسی، بخش دوم: قرآن انحصارگراست یا کثرتانگار؟- گفتوگویی در باب قرآن و کثرتانگاری دینی- مناظره (زبان انگلیسی): آیا قرآن میخواهد که همه مسلمان شوند؟#تآمل@farhadshafti
تأمل (۵)🍃 «آیا دین خاصی از جهت صدق و امکان رسیدن به رستگاری اعلی نسبت به دیگر ادیان برتری دارد؟»بیان صوتی بر مبنای نقدها، پرسشها، نظرات و مناظرههای دریافت شده تا حدود سه روز دیگر همرسان میشود. برای آشنایی با روال سلسله پیامهای «تأمل» و نقشی که میتوانید داشته باشید به اینجا نگاه کنید.#تأمل@farhadshafti
ادامهٔ «تأمل»پیش از اینکه طوفان حوادث دل و ذهنمان را به جای دیگری ببرد سلسله فرستههایی را با نام «تأمل» آغاز کرده بودم. در هر تأمل گزارهای را دربارهٔ دین و معنویت مطرح و از دوستان دعوت میکردم که در بخش نظرات دیدگاه یا پاسخ خود به آن گزاره را بنویسند. سپس در یک فایل صوتی کوتاه به نکات مطرح شده میپرداختم و نظر خود را نیز همرسان میکردم.اکنون پس از رهآورد سفر عمره، با شما از وادی دل به وادی عقل میروم و تأملها را ادامه میدهم. چون زمانی گذشته است و این تأملها ترتیبی منطقی دارند، چهار تأمل پیشین را برای یادآوری دوستان علاقهمند در اینجا میآورم و تأمل (۵) را اگر مجالی باشد به زودی همرسان میکنم. تأمل (۱) «دین اخلاق است و دیگر هیچ»تأمل (۲) «مخاطب آیات قرآن و مصداق بدون نیاز به تاویل و تطبیق این آیات تنها ساکنان زمان و مکان وحی بودهاند، مگر اینکه به قرینه خلافش ثابت شود.»تأمل (۳)«قوانین شریعت در قرآن تا چه حدّی فرازمان و فرامکاناند؟»تأمل (۴) «معنا و لفظ وحی تا چه اندازه از نفس وحیگیرنده تأثیر میپذیرد؟»،به عبارت دیگر: «دریافتهای انسان متعالی از حقیقت مطلق تا چه اندازه از نفس او تأثیر میپذیرد؟»تأمل (۵) به زودی ...#تأمل@farhadshafti
مجموعۀ رهآورد سفراز دوستانی که در این یک ماه گذشته با کلمات مهرآمیز و پرمحبت خود من را در ادامۀ فرستادن عکسها و یادداشتهای سفر عمره تشویق و همراهی کردند بسیار سپاسگزارم. نوشتههای شما در بخش نظرات حال و هوای آن سفر را تازه کرد و نیز از شما آموختم.تمام تصاویر و یادداشتها و فیلمها و پیوندها را در یک فایل پی دی اف جمع کرده و به اینجا پیوست کردهام. امیدوارم قابل استفاده باشد.همانطور که در صفحۀ اول نوشتهام، این مجموعه را که «میعادگاهِ آینهها» نام نهادهام به دوست عزیز، صدّیق قطبی پیشکش میکنم.
تصویررهآورد سفر عمره (آخرین یادداشت)میعادگاه آینهها🍃 هر سفری را پایانی است غیر از سفری که در آن در جستجوی ناپیدا باشی. چنین سفری آغازی هم ندارد. اکنون در آخرین شب در مدینه روبروی این بقعۀ سبز ایستادهای و به رسم وفا، جاریِ این سبزینه را بر جانت پذیرا میشوی و درتمام تجربۀ این سفر سِیری دوباره میکنی تا به یاد صبغة الله رنگی از خدا را در خود بیابی و یا خود را تعمید یافتۀ دستانِ پر مهرِ او ببینی. اینجاست که خواهی یافت که تو هیچگاه آغاز این سفر را رقم نزدی که اکنون به پایانش بری. این سفر آغازش به دست اولالاولین بود و پایانش به دست آخرالاخرین. آمدن به مکه و مدینه آغاز سفر نبود و بازگشت از اینجا نیز پایانش نیست. این نیز منزلی دیگر از «سفر حجمی در خط زمان» بود. میتوانی «تولدی دوباره» بینگاریش یا خود را انسانی دیگر بخوانی. من اما گمان میکنم که در این لحظه که پایان نیست، همانم که بودم، رهروی در خیل رهروان، در نیمهراهِ لبریز شدن وجود از پیمانۀ تنگِ تَن، در کارزاری بیامان و بیانتها میان کاستی و فزونی، پلشتی و پاکی، آشفتگی و بسامانی. اینک اما با رهتوشهای برای چالاکی و هوشیاری. آن «برو به سلامت» را که در وداع با کعبه شنیدی، اینجا نیز میشنوی و با خود میاندیشی که آری میروم و میدانم که آن لحظۀ نابی که پروایی از آسودگیم بازمیدارد، یا دردی قرار از من میرباید، و در آن حال خوشی که تابشی آشنا زیر همین ابرهای انبوه جان را گرما میدهد، انگار که در برابر همین گنبد سبز ایستادهام و در طواف همان خانۀ جامه کبودم.🍂 آری درست میاندیشی، یار در خانه است و به قول مولانا معشوق همسایهٔ دیوار به دیوار است.... پس به قصد رفتن چند گام دور میشوی، اما میایستی، و روی برمیگردانی، ... نظاره میکنی. گنبد سبز را میبینی که از همیشه دلرباتر مینماید و در خاطرت کعبه را مییابی و چرخش پروانهوار سپیدپوشان را. در مقابلت مردی همچنان سر فروهشته برابر مسجد نشسته است، و زنی که انگار جامهاش را از گنبد سبز مسجد بافته میان باد خوشی که قرار ندارد، روبروی گنبد در سکوت ایستاده است.و تو به یاد میآوری که بله خداوند در همهجا هست، ... اما من به اینجا آمدم تا بهترین خود را بازیابم و نزد او برم تا شاید آینهای برابر آینهای قرار گیرد و ابدیتی رقم خورد. ای کاش که این آخرین دیدار نباشد، ای کاش که شوق ابدیت، ما را بار دیگر به این میعادگاه آینهها بیاورد، آنجا که بهترینِ تو در انتظار دیدارت نشسته است.#عمره@farhadshafti