آقای سید علی خمینی فرمودهاند: [کشور درحال جنگ است هر کس مذاکره کند برای صلح با آمریکا؛ خائن است! م…
انتشار: 2026/07/11 05:51 UTC
آقای سید علی خمینی فرمودهاند: [کشور درحال جنگ است هر کس مذاکره کند برای صلح با آمریکا؛ خائن است! مداحهای ما کار خودشان را درست انجام دادند و در میدانها خوب ظاهر شدند. باید از آنها تشکر کنیم. آن مسئولی که بخوابد و در فکر انتقام رهبر شهید نباشد، باید به وجدان خودش شک کند!]احمد آقای زید آبادی در واکنش به چنین موضعگیری ایشان نوشته است:[مرحوم آیتالله خمینی وقتی که به نتیجه رسید ادامهٔ جنگ هشت ساله به نفع کشور نیست، یکتنه وارد میدان شد و برغم اصرارهای قبلیاش مبنی بر تداوم جنگ تا سرنگونی صدامحسین، به تعبیر تلخ خودش "جام زهر" را خورد تا نوشدارویی برای کشور و مردم باشد.او پس از پذیرش قطعنامهٔ ۵۹۸ به هیچکدام از توصیههای مربوط به نادیده گرفتن مفاد آتشبس به دلیل ضعف عراق بر اثر فشارهای بینالمللی، وقعی ننهاد و بر لزوم پایبندی کامل به آنچه متعهد شده بود، تأکید کرد.نوهٔ آن مرحوم اما امروز چیزهایی گفت که هم تناقضآلود بود و هم شرایط را برای تصمیمگیران کشور در این وضعیت وانفسا دشوارتر کرد.]♨️چند نکته حاشیهای:١.مرحوم آیتالله روحالله خمینی نیز در جوانی و میانسالی سرِ پرشوری داشت، از فراز منبر فریاد میزد: «ای علمای اسلام، به داد اسلام برسید» و دیگران را به کنش و مقاومت فرا میخواند. اما سالها تجربه، مسئولیت اداره کشور و مواجهه با واقعیتهای سخت جنگ، او را در واپسین سالهای عمر به تصمیمی رساند که خود آن را «نوشیدن جام زهر» نامید. تصمیمی که نه از سر اشتیاق، بلکه از سر تشخیص ضرورت و مصلحت کشور اتخاذ شد. این مهمترین تفاوت دنیای شعار با دنیای مسئولیت است. تجربه بعلاوه مسئولیت پذیری انسان را به تصمیمهایی میرساند که در روزگار آرمانخواهی حتی تصورشان نیز دشوار بود!٢.در سیاست، میان کسی که پشت بلندگو ایستاده و کسی که مسئول امضای تصمیمهاست، فاصلهای عمیق وجود دارد. پشت بلندگو میتوان آرمانیترین شعارها را سر داد، اما در جایگاه تصمیمگیری، هر انتخاب با جان انسانها، اقتصاد، امنیت و آینده یک ملت گره میخورد. به همین دلیل، بسیاری از کسانی که هرگز مسئولیت سنگین اجرایی نداشتهاند، نسخههایی میپیچند که در عالم عمل دوام نمیآورد.٣. یکی از ریشههای ناکامیهای تاریخی ما همین است که فرهنگ سیاسیمان بیش از آنکه مسئولیت را تشویق کند، دنبال رو خطابه بوده و خطیب را تشویق کرده!خطیب هم، هیچگاه هزینه تصمیم سازیاش را نمیپردازد... اما سیاستمدار، فرمانده یا دولتمرد، باید پاسخگوی تکتک پیامدهای تصمیم خود باشد. به همین دلیل، در تاریخ معاصر ایران بارها دیدهایم کسانی که در مقام منتقد، رادیکالترین نسخهها را میپیچیدند، اما همانها وقتی خود در جایگاه تصمیم قرار گرفتند، به انتخابهایی رسیدند که پیشتر خودشان آن را نکوهش میکردند! ٤.جامعهای که این تفاوت را نفهمد، مدام شیفته کسانی میشود که هیچ مسئولیتی ندارند و مدام کسانی را که زیر بار مسئولیت ناچار به انتخابهای دشوارند (نوعا بین بد و بدتر)، به خیانت یا ترس متهم میکند.در چنین فضایی چرا بلندگو از تجربه معتبرتر نشود و چرا شعار، جای قضاوت مسئولانه را نگیرد؟ ٥. نوشتن نکته پنجم به دردسرش نمیارزد!@yaser_arab57
