ادامه مطلب پیشین👇🏼دیپلماسی واقعی یعنی دستگاه دیپلماسی فقط مجری نباشد، فقط سیبل حمله مخالفین مذاکره…
انتشار: 2026/07/11 05:54 UTC
ادامه مطلب پیشین👇🏼دیپلماسی واقعی یعنی دستگاه دیپلماسی فقط مجری نباشد، فقط سیبل حمله مخالفین مذاکره در فرایندی که فقط مجریِ تصمیم نهادهای بالادستی است، نباشد و در سطحی بالاتر کشور فقط منتظر نباشد دیگران پیشنهادی بدهند تا او واکنش نشان دهد.کشوری که همیشه در موقعیت پاسخگویی باشد، حتی اگر قوی باشد، بخشی از ابتکار عمل را از دست داده است.ایران باید بتواند درباره آیندهای که میخواهد، هم، فکر کند و فقط مشغول تهدیدهای روزمره نباشد. یک سیاست خارجی موفق فقط نمیگوید «چه چیزی را نمیپذیریم»؛ میگوید «چه نظمی را در چه محدوده زمانی و با چه حدود و ثغوری میخواهیم بسازیم». مهمتر از همه اینها، مسئله داخلی کشور است. هیچ راهبرد خارجی بدون انسجام داخلی دوام نمیآورد انسجام هم با یکدست کردن جامعه به دست نمیآید. تاریخ نشان داده کشورهایی که تلاش کردهاند همه اختلافها را با حذف صداهای متفاوت حل کنند، در نهایت نه وحدت، بلکه سکوت موقت ساختهاند و سکوت، وحدت نیست.وحدت زمانی شکل میگیرد که بخشهای مختلف یک جامعه احساس کنند در یک مسیر مشترک و برای پروژههای مشترک حرکت میکنند، حتی اگر درباره روشها اختلاف داشته باشند اما برای رسیدن به این نقطه، یک تغییر مهم لازم است و تصمیمگیری باید از ترس واکنشها آزاد شود. مرادم از این سخن این نیست که نباید به افکار عمومی موافق یا مخالف بیاعتنا بود اتفاقا افکار عمومی یکی از مهمترین عوامل قدرت ملی است.اما اگر هر تصمیمی فقط با این معیار سنجیده شود که چه گروهی ممکن است خشمگین شود، نتیجه چیزی جز ادامه وضعیت موجود نخواهد بود. تصمیمهای بزرگ همیشه مخالف دارند، صلح، مخالف دارد.جنگ، مخالف دارد. اصلاح و حتی سکوت هم مخالف دارد اما تصمیمگیر یا تصمیمگیرانی که منتظر لحظهای باشند که هیچکس از تصمیمشان ناراضی نباشد، عملا تصمیمهای بزرگ را غیرممکن میکنند.شجاعت سیاسی یعنی توانایی انتخاب میان گزینههای دشوار، نه انتخاب گزینهای که برای مدتی کوتاه همه را آرام کند و البته که این شجاعت یک شرط دارد و آن این است که تصمیم باید بر پایه تحلیل باشد، نه واکنش.کشور باید ابتدا در یک فضای واقعی و بدون فشار رسانهای، همه سناریوها را بررسی کند؛ از بدترین پیامدهای ادامه مسیر تا فرصتهای احتمالی تغییر مسیر اما پس از آن، وقتی تصمیم گرفته شد، باید یک صدای روشن وجود داشته باشد نه چندین مرکز پیامرسانی که هر کدام تصویری متفاوت از مقصد ارائه دهند زیرا دشمن فقط قدرت نظامی را ارزیابی نمیکند؛ انسجام تصمیمگیری را هم میسنجد و اگر تفرق را رصد کند خودش برای چیدن نیروها دست به مهره میشود.با درنظر داشتن همه آنچه گفته شد جوهر سخن آن است که نیاز امروز کشور عبور از «مدیریت بحران» به «طراحی پایان بحران» است تا امروز بخش بزرگی از تصمیمها واکنشی بوده است؛ واکنش به تحریم، واکنش به حمله، واکنش به فشار یا واکنش به پیشنهاد مذاکره اما هیچ بحرانی فقط با واکنش پایان پیدا نمیکند. کشور زمانی ابتکار عمل را به دست میآورد که نه فقط بداند امروز چگونه پاسخ دهد، بلکه از همین امروز تصویر روشنی از روزی داشته باشد که میخواهد این بحران در آن به پایان برسد. بدون چنین تصویری، حتی موفقترین عملیات نظامی یا موفقترین مذاکره نیز ممکن است فقط مقدمه دور بعدی همان بحران باشد در چنین وضعیتی زندگی در سایه جنگ و تعلیق تبدیل به عادت میشود و کشوری که همیشه منتظر ضربه بعدی است، آرامآرام و شاید بدون وقوع جنگ بعدی فرو میریزد و شاید هدف اصلی حریف نه تکرار جنگ که همین تعلیق باشد.@sahandiranmehr
