🎓 «آموزش در سایهی بحران؛ روایتی از یک تجربه که نباید فراموش شود»📰 مطلب پیش رو، پیشتر در نشریه «ص…
انتشار: 2026/08/23 04:45 UTCدریافت: 2026/08/23 23:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 23:35 UTC
🎓 «آموزش در سایهی بحران؛ روایتی از یک تجربه که نباید فراموش شود»📰 مطلب پیش رو، پیشتر در نشریه «صدف»، با هدف بازتاب دغدغهها، مسائل و مطالبات جامعه دانشجویی منتشر شده است و اکنون، در کانال شورای صنفی بازنشر میشود.وقتی بحران تمام میشود، تجربهی مدیریت آن باقی میماند:📅 نهم اسفندماه ۱۴۰۴ برای دانشگاه فردوسی مشهد، مانند بسیاری از دانشگاههای کشور، آغاز دورهای متفاوت بود. با شکلگیری شرایط جنگی و نگرانیهای ناشی از آن، دانشگاه تعطیل شد و آموزش حضوری جای خود را به آموزش مجازی داد.⚠️ اصل این تصمیم، موضوع این یادداشت نیست. در شرایطی که امنیت جانی دانشجویان، استادان و کارکنان با تهدید مواجه است، تعطیلی دانشگاه تصمیمی قابل درک است. هیچ نظام آموزشی نمیتواند حفظ جان انسانها را در اولویت دوم قرار دهد.🧭 اما بحرانها فقط با تصمیم تعطیلی آغاز نمیشوند و با بازگشایی دانشگاه نیز به پایان نمیرسند. آنچه در فاصلهی میان این دو اتفاق رخ میدهد، بخشی از تاریخ یک نهاد است؛ تاریخی که اگر ثبت و تحلیل نشود، ممکن است در بحران بعدی دوباره تکرار شود.❓ مسئله، این نیست که چرا دانشگاه در شرایط جنگی تعطیل شد. مسئله این است که آموزش در شرایط بحران چگونه مدیریت شد، تصمیمات چگونه تغییر کردند، دانشجو تا چه اندازه در جریان روند تصمیمگیری قرار گرفت و آیا میان گروههای مختلف دانشجویان، سیاست آموزشی یکسان و قابل دفاعی وجود داشت یا خیر؟این پرسشها شاید امروز صرفاً بخشی از نارضایتی دانشجویان به نظر برسند؛ اما در آینده میتوانند به درسهایی مهم برای مدیریت آموزش عالی در شرایط اضطراری تبدیل شوند. 📚⚖️ یک بحران، اما دو تجربهی آموزشی متفاوتیکی از مهمترین نکات این دوره، تفاوت تجربهی دانشجویان مقاطع مختلف بود.🎓 آموزش برای دانشجویان کارشناسی و تحصیلات تکمیلی در بخش قابل توجهی از این دوره بهصورت مجازی دنبال شد؛ اما مسیر این دو گروه در پایان ترم یکسان نماند.برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی، در حالی که بخش عمدهی ترم در فضای مجازی سپری شده بود، تصمیم بازگشت به آموزش حضوری در دو هفتهی پایانی مطرح شد و در نهایت امتحانات نیز بهصورت حضوری برگزار شد. در مقابل، دانشجویان کارشناسی مسیر آموزش مجازی را تا پایان ترم و امتحانات دنبال کردند.ممکن است برای تفاوت میان مقاطع، استدلالهای آموزشی یا اجرایی وجود داشته باشد. ممکن است گفته شود که ماهیت برخی دروس تحصیلات تکمیلی با دروس کارشناسی متفاوت است یا الزامات آموزشی این دو مقطع یکسان نیست.اما حتی با پذیرفتن همهی این احتمالات، یک پرسش اساسی همچنان باقی میماند:❓ چرا دانشجویانی که بخش عمدهی یک ترم را تحت شرایط مشابه و در بستر آموزش مجازی گذراندهاند، در پایان ترم با دو سیاست متفاوت مواجه شدند؟مسئله در اینجا لزوماً «یکسان بودن» تصمیم برای همهی مقاطع نیست. عدالت آموزشی همیشه به معنای برخورد کاملاً یکسان با همه نیست. تفاوت در نیازهای آموزشی میتواند تفاوت در سیاستگذاری را توجیه کند.📌 اما تفاوت زمانی قابل دفاعتر است که منطق آن برای دانشجویان روشن، از پیش قابل پیشبینی و متناسب با شرایط واقعی آنان باشد.آنچه نارضایتی ایجاد کرد، صرفاً حضوری شدن کلاسها نبود؛ بلکه تجربهی یک تغییر ناگهانی در مسیر آموزشی بود که برای بخشی از دانشجویان اتفاق افتاد و برای بخشی دیگر نه.🏠 حضوری شدن برای دانشجو فقط تغییر یک گزینه در سامانه نیستاز بیرون ممکن است تغییر کلاس مجازی به حضوری، صرفاً یک تصمیم آموزشی به نظر برسد. اما زندگی دانشجو در پشت این تصمیم قرار دارد. برای دانشجوی بومی، بازگشت به دانشگاه ممکن است تنها به معنای چند دقیقه رفتوآمد بیشتر باشد. اما برای دانشجوی غیربومی، این تصمیم میتواند به معنای سفر بینشهری، هزینهی رفتوآمد، پیدا کردن محل اقامت، هماهنگی با خانواده و تغییر ناگهانی برنامهی زندگی باشد.این مسئله در شرایط عادی نیز اهمیت دارد؛ چه رسد به شرایطی که کشور درگیر جنگ بوده و بسیاری از دانشجویان، فارغ از محل سکونت خود، با نگرانیهای امنیتی و روانی مواجه بودهاند.📝 به همین دلیل، تصمیم برای بازگشت به آموزش حضوری باید فراتر از یک تصمیم تقویمی دیده شود.💠 شورای صنفی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد🆔 @FUM_SENFI
