مولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۲۵۷۰مکرِ شیطانست تعجیل(۱)و شتابلطفِ رحمانست صبر و احْتساب(۲)۱:تعجیل…
انتشار: 2026/08/21 04:41 UTCدریافت: 2026/08/21 10:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 10:25 UTC
مولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۲۵۷۰مکرِ شیطانست تعجیل(۱)و شتابلطفِ رحمانست صبر و احْتساب(۲)۱:تعجیل=عجله کردن۲:احتساب=حساب کردن، در اینجا به معنی حسابگری لذا، اینکه دائم از فکری به فکر دیگری برویم و با عجله پیش برویم و فرجه صندوق با با عجله ببندیم حیله شیطان است.و اینکه حسابگری و تامل داشته باشیم و دائم وضعیت خود را بسنجیم که مبادا در فضای انساب باشیم،لطفیست از سوی خدا. میتوانیم از جنس خدا که تَر بودن و لطافت است باشیم و به سوی گلستان او برویم. یا اینکه از جنس من ذهنی باشیم و خشک شویم و زیر تبر برویم. همچنین ما نباید سبب سازی کنیم و بگوییم چون در گذشته مشکلاتی داشتیم حالا دیگر نمیتوانیم موفق شویم و به خدا زنده شویم. بر صدف اید ضرر نی بر گوهر.مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۳۱۵۲وآن گنه در وی ز جنسِ جُرمِ توستباید آن خُو را ز طبعِ خویش شُستهر عیبی که در دیگران میبینیم، در خودمانهم هست. باید تمرکزمان همانطور که گفته شد روی خودمان باشد و فقط خودمان را درست کنیم.همچنین ما باید هر لحظه خرم باشیم. شاد باشیم. شاید من ذهنیمان مقاومت کند اما ما هم باید در برابر او مقاومت کنیم و به تسلیم ادامه بدهیم تا خون من ذهنیمان ریخته شود. مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۲۶۹دل نباشد غیر آن دریایِ نوردل نظرگاهِ خدا، و آنگاه کور؟دل چیزی بجز فضای گشوده شده درون ما نیست. دل جایی است که خداوند از طریق ان به ما نگاه میکند. چرا باید ان فضا را کور کنیم؟ چرا باید دردمان را در بشقاب به خدا ارائه کنیم؟ مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۲۶۳دل، تو این آلوده را پنداشتیلاجَرَم دل ز اهلِ دل برداشتیما این دل پر همانیدگی خودمان را دل اصلی پنداشته ایم و بجای مولانا سراغ من ذهنی بزرگتر رفته ایم. دل را باید پاککنیم و فقط انسان های پاک را بجوییم.باید چرخ وجودمان را از چرخش بر اساس ذهن بازداریم و پیش حکم حق مرده باشیم. مردن به من ذهنی گشوده شدن در خداوند است. باید در آمدن به سوی خدا عجله کنیم. باید دائما فضاگشایی کنیم و حواسمان به خودمان باشد تا از خدا طعنه لاتبصرون نیاید.مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۳۶۲قبض دیدی، چارة آن قبض کنزآنکه سَرها جمله میروید زِ بُنبسط دیدی، بسطِ خود را آب دِهچون برآید میوه، با اصحاب دههرجا فضای درونمان بسته میشود، باید تسلیم شویم و پیش حکم حق مانند مرده باشیم. و هنگامی که بسط می اید باید ان بسط را گسترش بدهیم. مولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۱۳۶۱امرِ حق بشنو که گفتست: اُنْظُرواسویِ این آثارِ رحمت آر رُویکی از آثار رحمت خدا خود مولانا و بزرگان است. و کار های سازنده ای که خودمان انجام داده ایم. از طرفی کار های مخرب من های ذهنی هم دقیقا برخلاف این است.مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۲۸۷۴پس نبیند جمله را با طِمّ و رِمّحُبُّکَالْاَشیاءِ یُعْمی و یُصِمّوقتی ما همانیدگی هارا دوست داشته باشیم کور و کر میشویم. خشکی ذهن را از دریای حضور تشخیص نمیدهیم. همچنین این چیزها میتواند انسان ها باشد. چون وقتی وارد فضای انساب میشویم انسان هارا هم تبدیل به چیز میکنیم و در دلمان میگذاریم. اما وقتی به شکل ناظر به خودمان نگاه کنیم فکرمان ساده میشود. و آثار رحمت که صنع هم هست میتوانیم ببینیم. در هیچ جا جز فضای گشوده نمیتوانیم صنع خداوند را ببینیم. با مرکز همانیده هیچ صنعی صورت نمیگیرد و آثار رحمت را نمیتوانیم ببینیم. هر لحظه باید برای ما بهار و خرمی باشد. اگر اینطور نیست یک مشکلی وجود دارد. ما با تمرکز بر خود هر لحظه باید تغییر کنیم. بدون توجه به دیگران. این راه رفتنی است و عیب های ما یکی یکی بالا می ایند تا به مقصود خودمان یعنی زنده شدن به ابدیت خداوند برسیم. این بزرگترین دستاورد ماست. همچنین برای این هدف والا راه ذهنی وجود ندارد. مقایسه و قضاوت را هم باید کنار بگذاریم و فقط خودمان را با خود لحظه قبل خود مقایسه کنیم.رضا ۱۹ ساله از تهرانt.me/GanjeHozourMessages



