✓ موضوع کلی برنامهٔ ۱۰۵۱:در کائنات هر چیزی که خلق شده، از جمله جمادات، نباتات و حیوانات، بهوسیلهٔ…
انتشار: 2026/08/21 04:48 UTCدریافت: 2026/08/21 10:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 10:25 UTC
✓ موضوع کلی برنامهٔ ۱۰۵۱:در کائنات هر چیزی که خلق شده، از جمله جمادات، نباتات و حیوانات، بهوسیلهٔ خود زندگی اداره میشود، همچنین کسانی که پس از ده دوازده سال همانیدگی در ذهن، دوباره به بینهایت و ابدیت خدا زنده شده و در زمان حقیقیِ این لحظه زندگی میکنند، همه مست به خدا هستند؛ غیر از منذهنی که مستِ غرور است و هر طرف بجنبد، زیانآور است. درنتیجه همهٔ مستان به او میگویند: «تو در این جهان اضافی هستی.»مولانا با سه بار تکرار واژهٔ «زیان» نشان میدهد که اگر هشیاری جسمی و منِ توهّمی ذهنی داشته باشیم، هرچه بگوییم و انجام دهیم هم بهصورت افقی به خود و دیگران ضرر میزنیم، آنها هم برای خودشان و دیگران درد ایجاد میکنند، و هم بهطور عمقی مرتب با همانیدنِ بیشتر، خود را بیشتر از زندگی جدا کرده، جسم و فکرمان را خراب میکنیم و بلا سرِ خود میآوریم.از طرفی ضرر به توان ۳ یعنی:۱- اشتباه میکنیم.۲- زیر بار اشتباه خود نمیرویم.۳- با آنکه دیگران آشکارا اشتباهمان را توضیح میدهند، ولی باز هم آن را ادامه میدهیم.☀️ مطلع غزل ۱۱ بیتی برنامه:ای زیان و ای زیان و ای زیانهوشیاری در میانِ مستیان(مولوی، دیوان شمس، غزل ۲۰۲۲)نیمبیت اول نشان میدهد که ما باید هرچه زودتر از «منذهنی که همهاش زیان است» خارج شویم تا جزو مستانی شویم که بینهایت انعطافپذیر هستند، میتوانند از بزرگان یاد بگیرند و بهمحض دیدنِ اشتباه خود، بلافاصله به آدمی مثل مولانا برمیگردند و دنبال راهحلهای ژاژی که منذهنی پیشنهاد میکند نمیروند.➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✓ موضوع کلی برنامهٔ ۱۰۵۲:اگر ما ابیات استاد معنوی مانند مولانا را که بهوسیلهٔ هشیاری نظر و عقل کل میبیند، میخوانیم و گاهی میبینیم که با عقل ما جور درنمیآید، باید بدانیم آن واقعیتی که منذهنیِ ما میبیند، هیچ موقع با حقیقت مطابقت ندارد، درنتیجه اشتباه میبینیم و عمل میکنیم.پس نباید به خدا یا شیخ طرز دید و عمل یاد بدهیم، بلکه باید از او یاد بگیریم و غلطبینی و فکرمان را درست کنیم تا کمتر به خودمان لطمه بزنیم.منذهنیای که درست کردهایم مثل یک معلم روی تخت نشسته، خدا را بهصورت یک بچهٔ کودکستانی درآورده و دارد با «نالیدن، درد کشیدن، مقاومت و عصبانی شدن» به او نصیحت میکند و ایراد میگیرد که «تو بلد نیستی، اینطوری که اداره نمیکنند، این چه وضعی است؟!»درحالیکه زندگی طوری تمام کائنات و از جمله بدن و فکرهای ما را میگرداند که عقل کل ایجاب میکند. پس نباید به خدا و فلک یاد بدهیم که مطابق میل ما بگردد. ☀️ مطلع غزل ۱۰ بیتی برنامه:تو چشمِ شیخ را دیدن میاموزفلک را راست گردیدن میاموز(مولوی، دیوان شمس، غزل ۱۱۸۲)طبق نوشتههای مولانا ما هزاران جور کار غلط انجام میدهیم که متوجهِ غلط بودن هیچکدام هم نیستیم و داریم دقیقهبهدقیقه اشتباه میکنیم. علت انتخاب این غزل هم این است که به خدا و شیخ چیزی نیاموزیم و این ذهنیّت را که خدا باید از من یاد بگیرد، کنار بگذاریم. درعوض ابیات را بخوانیم و تکرار کنیم تا درمان شویم.➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖✓ موضوع کلی برنامهٔ ۱۰۵۳:مولانا فضای ساختهشدهٔ فکری ذهن که فضای ماجرا و ستیزه است را با فضای گشودهشده که ورای ماجرا و تمام اتفاقات است، مقایسه میکند و اولین دستوری که به ما میدهد این است:ای انسان که بهصورت امتداد خدا به این جهان آمدهای و نمیتوانی خاصیتِ از جنس زندگی بودن را از دست بدهی، با جدی گرفتن فضای اطراف اتفاق این لحظه، بهجای جدی گرفتن خودِ اتفاق، «فضای عملیاتی منذهنی را که شامل تصمیمگیری و اجرا براساس هیجانات است» رها کن. «همین لحظه» زمانِ خارج شدن از فضای همانیده و مستقر شدن در این لحظهٔ ابدی است. پس ببین که این لحظه را چطور صرف میکنی و مواظب باش که غفلت نکنی، زیرا تا این فضا گشوده نشود و دوباره هشیارانه از جنس زندگی نشوی، زندگیات شروع نمیشود. «الآن» زمان شروع زندگی است، پس باید از زمان مجازی جمع شده، با استقرار در این لحظه و ایجاد وضعیتهای بیدرد و زیبا که انعکاس مرکز عدمت است، مجلس زندگی خود را آرایش دهی.☀️ مطلع غزل ۱۷ بیتی برنامه:رها کن ماجرا ای جان، فروکن سر ز بالاییکه آمد نوبتِ عشرت، زمانِ مجلسآرایی (مولوی، دیوان شمس، غزل ۲۵۱۲)ما ترک همانیدگیها و فضای ذهن را غیرممکن میدانیم، چون آن را لازم نمیدانیم. درحالیکه لازم است، زیرا امکان ندارد این فضای مجازی را نگه داشته، آن را ادامه دهیم و آخرسر به خدا هم زنده شویم. در طول غزل طرز بیرون پریدن از فضای ماجرا توضیح داده میشود.➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖مرضیه از نجفآباد صفحه ۲t.me/GanjeHozourMessages👇



