باسلامپیامِ بخش سوم برنامه۱۰۶۲ در بخش اول ودوم برنامه۱۰۶۲ گنج حضور از خارخارِ ذهن ، از نازک شدنِ من…
انتشار: 2026/08/22 06:20 UTCدریافت: 2026/08/22 18:58 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 18:58 UTC
باسلامپیامِ بخش سوم برنامه۱۰۶۲ در بخش اول ودوم برنامه۱۰۶۲ گنج حضور از خارخارِ ذهن ، از نازک شدنِ منِ ذهنی و از غوطه خوردن در بحرِ یکتایی گفته شد. اما مولانا در بخش سوم، میخواهد یک هشدارِ جدی به ما بدهد؛ هشداری که شاید مهمترین بخشِ این سفر باشد. او میگوید: مراقب باش که ادعا نکنی!صد هزاران امتحان است ای پدر هرکه گوید من شدم سرهنگِ دَر(مولانا، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۶۸۲)هر کسی که با منِ ذهنی ادعا کند که به درگاهِ خداوند رسیده و «سرهنگِ در» (دربانِ خدا) شده، صدها هزار امتحان در پیش دارد. این ادعا، نه نشانِ وصل، که نشانِ حیلهگری و خودفریبی است. مردمِ عادی شاید او را نشناسند، اما «پختگانِ راه»، یعنی آنهایی که واقعاً به خداوند زنده شدهاند، از او نشان میخواهند:گر نداند عامه او را ز امتحان پختگانِ راه، جویندش نشان(مولانا، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۶۸۳)وصل، نشان دارد؛ ادعا، نشان ندارد.برای اینکه این هشدار را ملموستر کند، مولانا داستانِ «شغالِ رنگین» را برایمان تعریف میکند:آن شغالی رفت اندر خُمِّ رنگ اندر آن خُم کرد یک ساعت درنگپس برآمد، پوستش رنگین شده که: مَنَم طاووسِ عِلّیّین شده(مولانا، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۷۲۱-۷۲۲)شغالی در خُمِّ رنگ (همان ذهن و همانیدگیها) میافتد و از آن بیرون میآید در حالی که پوستش رنگین شده. او که خود را زیبا و رنگارنگ میبیند، فکر میکند که «طاووسِ بهشتی» شده است. پس خودش را به شغالان دیگر عرضه میکند:دید خود را سبز و سرخ و فور و زرد خویشتن را بر شغالان عرضه کرد(مولانا، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۷۲۴)اما شغالانِ دیگر، که هنوز فریب نخوردهاند، به او میگویند:جمله گفتند: ای شغالک حال چیست؟ که تو را در سر نشاطِ مُلْتویست(مولانا، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۷۲۵)شَیْد کردی تا به مِنْبَر بَرجَهی تا ز لاف، این خلق را حسرت دهی(مولانا، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۷۲۸)یعنی: «ای شغال کوچولو! تو حیله کردی تا خودت را مطرح کنی و با لاف و دروغ، به ما حسرت بدهی.» و در ادامه، حقیقتِ او را اینگونه بیان میکنند:بس بکوشیدی، ندیدی گرمیی پس ز شَیْد آوردهای بیشرمیی(مولانا، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۷۲۹)«تو گرمایِ عشق را نچشیدهای؛ این بیشرمیِ توست که باعث شده اینگونه خودت را نشان بدهی.»مولانا در دفتر سوم، بیت ۷۳۰ و ۷۳۱ این حقیقت را روشنتر بیان میکند:گرمی، آنِ اولیا و انبیاست باز بیشرمی پناهِ هر دَغاستکه التفاتِ خلق سوی خود کَشَند که خوشیم و از درون بس ناخوشند(مولانا، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۷۳۰-۷۳۱)«گرمیِ عشق» (همان حالِ خوب و وصال) مالِ اولیا و انبیاست؛ اما «بیشرمی» پناهگاهِ هر حیلهگری است. اینها توجهِ مردم را به خود جلب میکنند و میگویند «ما خوشیم»، در حالی که از درون، بسیار ناخوشند. این، تصویرِ کسانی است که با چند اصطلاحِ عرفانی و چند روزِ حالِ خوب، خود را عارفِ کامل میپندارند و به دنبالِ مرید و دیده شدن هستند.مولانا برای روشنتر شدنِ مطلب، تمثیلِ دیگری هم میزند؛ تمثیلِ شخصی که فقیر است، اما هر روز صبح، سبیلهایش را با چربیِ پوستِ دنبه چرب میکند:پوست دنبه یافت شخصی مُستَهان هر صَباحی چرب کردی سِبْلَتاندر میان مُنْعِمان رفتی که من لوتِ چربی خوردهام در انجمن(مولانا، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۷۳۲-۷۳۳)او خود را در میانِ ثروتمندان، سیر و خوشحال نشان میدهد و با اشاره به سبیلهایش میگوید:کاین گواهِ صدقِ گفتارِ من است وین نشانِ چرب و شیرین خوردن است(مولانا، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۷۳۵)اما شکمِ گرسنهاش فریاد میزند:اِشْکمش گفتی جواب بیطَنین که: أبادَاللهُ کَیْدَالْکاذِبین(مولانا، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۷۳۶)«خداوندا، مکرِ دروغگویان را نابود کن!» و به او میگوید:لافِ تو ما را بر آتش برنهاد کآن سبيلِ چربِ تو برکَنده باد(مولانا، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۷۳۷)«این لافها و ادعاها، فقط ما را بر آتشِ گرسنگی نشانده است؛ انشاءالله آن سبیلِ چربت کنده شود.»این تمثیل، هشدارِ بزرگی برای ماست: اگر ما با ظاهرسازیِ معنوی، خود را به زندگی زنده نشان دهیم، اما باطنمان همچنان گرسنه و تشنه باشد، دروغ میگوییم. و دروغ، نه تنها ما را به خدا نزدیک نمیکند، بلکه ما را از او دورتر هم میسازد.پس راهِ نجات چیست؟ مولانا در دفتر سوم، بیت ۷۳۸ و ۷۳۹ میگوید:گر نبودی لافِ زشتت ای گدا یک کریمی رحم افگندی به ماور نمودی عیب و، کژ کم باختی یک طبیبی دارویِ او ساختی(مولانا، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۷۳۸-۷۳۹)اگر ادعا و لافِ زشت نبود، یک کریم (بخشنده) به ما رحم میکرد. و اگر عیب خود را نشان میدادی و کژبازی نمیکردی، یک طبیب، داروی تو را میساخت. یعنی پذیرشِ عیب و نیاز، درِ ورودِ کمکِ الهی است؛ نه ادعا و پنهانکاری.ادامه در صفحه۲👇خانم پوری از تهرانt.me/GanjeHozourMessages



