قسم به اشکِ من این روسپیِ خودمختاربه نخبهنخ شدنِ زیر پاکت سیگار قسم به قلب من این برّهای که گرگ شده همین سلیطه که در سینهام بزرگ شده قسم به زلف تو آن موبهمو تماشایی همان ستارهی دنبالهدار رویایی که زندگی لقبِ یک درخت سوخته بودکه عشق ، یک زن غمگینِ خودفروخته بودقسم به پای من این جفت سخت بیبنیاد همین که میکِشدم سمت هر چه باداباد قسم به گُردهام این زخمیِ نمکخورده همین عجوزهی از هر کسی کتک خورده که در شکست من اینجا کسی سهیم نبود که در جهانِ چَرندم خدا کریم نبود قسم به چشم تو آن دو سیاهِ خانهخراب به آن دو مست تِلوخورده گوشهی محرابقسم به شانهام این شاخهی تبردیده به این دو کوه موازیِ دردسر دیده که از اصول که از چهارچوب میترسم که مثل شعرم از روز خوب میترسم #محمد_جهانجو@GhaZalkhaniI