برخیز و از جهانِ غزلهایمبیرون بیا که هیچکس اینجا نیستگیرم که مشرف است به ما دنیادلدل مکن که پن…
انتشار: 2026/07/12 09:23 UTC
برخیز و از جهانِ غزلهایمبیرون بیا که هیچکس اینجا نیستگیرم که مشرف است به ما دنیادلدل مکن که پنجرهای وا نیست.تصویری از صدای تو در ذهنمنقشی نبسته؛ حرف بزن با من!در این جهان پر شده از فریادگویا فقط صدای تو گویا نیست.من از دواتِ ریخته بر کاغذاز ارتباط شرعی شن با موجاز اشکهای پنجره دانستمدنیای بیمعاشقه دنیا نیستآرام و بیقرار شدی در منپنهان و آشکار شدی در مناز بس که بیشمار شدی در مندر خلوتم برای خودم جا نیستگاهی نباش در من ناآرامهرچند از نبود تو میترسماما حقیقت است که میگوینددنیا بدون واهمه زیبا نیست.هستی و نیستی؛ چه کنم با تو؟ در من گریستی؛ چه کنم با تو؟آخر تو کیستی؟ چه کنم با تو؟وقتی تو را خیال مدارا نیست...ای من فدای رفتن خاموشت! پیراهنم نکرده فراموشت...یعنی برای گریه در آغوشتراهی به غیر مرگ، دریغا! نیست...#حمیدرضا_برقعی @GhaZalkhaniI