َ💎 امون از شیشههای مه گرفته امون از قطرههای ریز بارون امون از غصههای #عصر_جمعه امون از بیکسیم…
انتشار: 2026/08/07 12:12 UTCدریافت: 2026/08/09 13:19 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/09 13:19 UTC
َ💎 امون از شیشههای مه گرفته امون از قطرههای ریز بارون امون از غصههای #عصر_جمعه امون از بیکسیمون، گریههامون… ما که تو ۶۰ شمسی قد کشیدیم تموم غمهای دنیا رو دیدیم جوونیمون هدر رفت و یهوییبه فصل زرد پیریمون رسیدیمما پشت مرزی جا موندیم و هستیم که رؤیامونو از فردا گرفته یا شاید هرچی فردا هست تُو تقویم از این تقدیرِ بیرویا گرفته ما اون سمتی نشستیم که هنوزم صدای خندههای بچگی هست توی کوچه نفسهای حقیقت تو قاب لحظههامون زندگی هست ولی اینجا همش خوابه، یه وَهمهیه نوستالژیِ دور و گنگ و پوچهتموم خاطرات ما سرابننه اون قابِ حقیقیه نه کوچه حقیقت اینه روح ما رو مرزِهخدامون اینورِ دیوارِ روزیم نگامون سردِ اما خیلی وقته داریم از حسرت و غصه میسوزیم نه این فردا که توش خیلی غریبیم نه اون دیروزِ بُغضی حق ما بود سکوت ما رو آیینه میفهمید شکست ما همیشه بیصدا بود… باید ریلای متروکی که دیگه قطار از شونههاشون رد نمیشهبا دست خالی از هر چی خیالهبگیریم و بذاریم پشت شیشه بریم خورشیدو از خونش بیاریمبذاریم تا بتابه، جون بگیریم نذاریم سایههای مه گرفته بگیرن دستامونو تا بمیریم میتونیم از عطش سرشار باشیمولی دریایی از نورو بسازیم میتونیم تا نفس داریم و هستیمبه این تقویم پرغصه نبازیم… #ساسان_خادمی❄️ @GhaZalkhaniI🌿🔺