تا مینشست با گل لبخند پیش منفرقی نداشت بندر و دربند پیش منآهوی خستهای که سرآسیمه مینشستبا چشمهای سبز هنرمند پیش منمیایستاد کوه دنا آه میکشیدمیرفت آبروی دماوند پیش منلب میگزید و سرختر از سیب میگذاشتیک چای دم کشیدهی بیقند پیش من باور نمیکنید که من خواب دیدهامروی زمین نشسته خداوند پیش من"گویند رمز عشق مگویید و مشنوید"بیفایدهست موعظه و پند پیش منرفتی و بعد از آن همهی حوریان شهریک ذره اعتبار ندارند پیش من#عبدالحسین_انصاری@GhaZalkhaniI
کنعان به خواب رفتم و در مصر دیدمتاز کاروان بردهفروشان خریدمت شبهای بیشماری از این عشق در دمشقمنجر شدی به خوابم و هر شب پریدمتاز دهلیِ گناهِ لبت تا عراق شرمبر گونه های قرمز جیحون چکیدمتیونان که حمله کرد به چشمان میشیاتبر اسب زاگرس به سپاهان دویدمتوقتی برید موی تو را خنجر عربدر تار و پود قالی کاشان تنیدمت قوم مغول که میل به چشمان گل کشیددر شیون تغزل حافظ خزیدمتتیمور لنگ تیشه چو بر زد به ریشهاتهمچون گیاهِ مِهر به دندان جویدمتبانوی روزْ مادر و شبْ روسپی وطن!در پرچمی سه رنگ به آتش کشیدمت#کوروش_کیانی@GhaZalkhaniI