آبشار دالهلان دلفان لکستان (داله لون)، آشیانهای که دیگر برای عقاب نیست. به تماشای سقوط یک بی تفا…
انتشار: 2026/07/15 09:39 UTC
آبشار دالهلان دلفان لکستان (داله لون)، آشیانهای که دیگر برای عقاب نیست. به تماشای سقوط یک بی تفاوتی😔 کانال تلگرامی گلونی 🌹🌹🌹🌹 @Golvani_lak.آبشار دالهلان (داله لون)، آشیانهای که دیگر برای عقاب نیست.به تماشای سقوط یک بیتفاوتی.✍زهرا نجاتی و عقاب، دیگر به این لانه برنمیگردد، چون میداند کسی نیست که برای برگشتنش، دلتنگ کوه باشد.دالهلان، به زبان لکی یعنی لانه عقاب. نامی که شکوه و عظمت را تداعی میکند، قلۀ مرتفعی در دل مهرابکوه که عقابی آرمانشهر خود را در اوج آن ساخته. این آبشار سالها نهتنها مقصدی برای کوهنوردان، که نمادی از هویت و طبیعت بکر لکستان بود. اما این روزها، آشیانهاش را نه عقاب، که زبالهها و بیتفاوتی پر کرده است.تصور کنید به دل کوهستان میزنید. مسیر سخت و پرشیب را پشت سر میگذارید تا به این شگفتی طبیعی برسید. اما به جای صدای برخورد آب به سنگ، چشمتان به پلاستیکهای رها شده، بطریهای نیمهتمام و اثری از پیکنیکهای بیمسئولیت میافتد. طبیعتی که روزگاری بکر بود، حالا آینهای از بیتفاوتی ماست.این فقط یک آبشار نیست، چشمان مهرابکوه است که به ما خیره شده. و ما، با دست خود، این چشمان را کور میکنیم.چرا چنین میشود؟ پاسخ را باید در مفهومی به نام تراژدی منابع مشترک جست. جایی که منافع فردی بر خیر جمعی غلبه میکند. هرکس فکر میکند یک بطری پلاستیکی یا یک کیسه زباله، در برابر عظمت این آبشار، بیاهمیت است. اما هزاران بیاهمیت جمع میشوند و تبدیل به فاجعهای میشوند که دیگر قابل انکار نیست.این رفتار، ریشه در گسست ما از طبیعت دارد. ما طبیعت را نه بخشی از وجود خود، که مکانی برای مصرف میبینیم. میرویم، لذت میبریم، زباله میریزیم و برمیگردیم. گویی این آبشار و این کوهستان، امانتی برای نسلهای بعد نیستند. غافل از اینکه مهرابکوه در فهرست آثار ملی طبیعی ایران ثبت شده و تخریب آن، تخریب میراثی است که به ما سپرده شده.اما همیشه امید هست. امید به اینکه این بیتفاوتی، ابدی نیست. امید به اینکه آگاهی، جایگزین غفلت شود. اینکه هر گردشگر، سفیر طبیعت شود و هر شهروند، نگهبان آبشار. اینکه دیگر نبینیم زبالهها در دل آبشار جا خوش کردهاند.آبشار دالهلون، این آشیانۀ عقاب، فریاد میزند. فریادی که شاید هنوز دیر نشده باشد. بیایید پیش از آنکه این فریاد به خاموشی بگراید، دست به کار شویم. نه با شعار، که با عمل. نه با گلایه، که با مسئولیت.چرا که اگر عقاب، لانۀ خود را از دست بدهد، دیگر چه چیزی برای این کوهستان باقی میماند؟ جز افسوس و حسرت.و عقاب، دیگر به این لانه برنمیگردد، چون میداند کسی نیست که برای برگشتنش، دلتنگ کوه باشد.کانال تلگرامی گلونی🌹🌹🌹🌹@Golvani_lak

