🔶ایده ایرانگرایی در ادبیات محلی(مطالعه موردی ادبیات لکی)🔸نشریه مطالعات ایرانشناسی 🔸نویسنده صبریه…
انتشار: 2026/07/27 06:25 UTC
🔶ایده ایرانگرایی در ادبیات محلی(مطالعه موردی ادبیات لکی)🔸نشریه مطالعات ایرانشناسی 🔸نویسنده صبریه کرمشائی، دکتری علومسیاسی( مسائل ایران)این مقاله بر آن است تا ثابت کند که ایرانگرایی نه فقط در زبان فارسی بلکه در دیگر زبانهای ایرانی نیز نمود پیدا کرده است، و برای اثبات این ادعا به ادبیات لکی رجوع میکند، او از ابیات فولکلور و آثار شاعران معاصر و همچنین قرون گذشته استفاده کرده تا این ادعا را ثابت کند.او در این مقاله به بررسی اشعار برخی از شاعران لک از جمله رضا حسنوند، عزیز بازوند [بیرانوند]، کرم دوستی، علیمردان عسگری عالم، حجتالله مهدوی، منوچهر نور محمدی و ملا منوچهر کلیوند پرداخته است، همچنین برخی از ابیات فولکلور را نیز مورد بررسی قرار داده است.نویسنده نخست به بررسی حضور شخصیتهای تاریخی و اساطیری ایرانی - پررنگترین آنان شخصیتهای شاهنامه فردوسی است- میپردازد و اینگونه نتیجه میگیرد که خودآگاهی ملی شاعران لک موجب شده تا در اشعار خود از این شخصیتها استفاده کنند.تو دهاتی کر سختی اِ نژاد بهمنی یادگار آرش و فرهاد و آریوبرزنیکرم دوستی سپس به الهامگیری و گاه تضمینِ اشعار شاعران ملی ایران توسط شاعران لک اشاره میکند و معتقد است که برای آنان میان زبان ملی و زبان لکی هیچگونه تعارضی وجود ندارد و از هر دو زبان برای بیان احساسات و اندیشههای خود استفاده میکنند:چه خوش موشی وه شعر عارفونه حافظ شیراز گه مه تا عمر دیرم مریدم و جهان بینم جهان زالی که بد بنیاد گه بی وه قاتل فرهاد مکی جادو ئی پیره، بری ئیگیون شیرینم عزیز بیرانوند وی از این شعر حضرت حافظ الهام گرفته است:جهان پیر است و بد بنیاد از این فرهاد کش فریاد که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم همچنین به سهرابنامه لکی اثر امیر شعبانی اشاره میکند و معتقد است میتوان عمیقترین احساسات و مضامین وطنپرستانه را در شاهنامهسرایی شاعران لک یافت.نقد وارد بر مقاله آن است که نویسنده به شاهنامه لکی و نادرنامه لکی نپرداخته است؛ آثاری که بررسی آنها میتوانست تصویر تاریخیِ عمیقتری از وطندوستی در میان شاعران لکِ قرون گذشته ارائه دهد.او میدید که الماسخان کندولهای برآمدن نادرشاه و خلاصی ایران از هرج و مرج را حاصل دعای تمام ایرانیان میدانست و همچنین به ابیات سوزناک شاهنامه لکی که در پی اسیر شدن ایرانیان به دست تورانیان بود مواجه میشد.و همچنین متوجه میشد که اشخاص بسیاری از اشعار شاعران ملی ایران الهام گرفتهاند، اگر مجالی باشد در یادداشتی به این شاعران اشاره خواهیم کرد.دکتر کرمشائی در آخر نتیجه میگیرد که لکها در ناخودآگاه خود پیوندی ناگسستنی با اشخاص ملی و اساطیری ایران دارند، و میگوید «شواهد و قرائن موجود نشان میدهد، احتمالا لکها بیش از دیگر اقوام، ایده ایرانگرایی یا روح ایرانی بودن را به عنوان عنصر هستی بخش خود هم در ذهنیت و هم در کنشگری، طلب میکنند» و ادبیات لکی را به موضوع سرنوشت ملیت ایران گره زده و همچنین معتقد است مردمی که در لالاییهایشان نام شخصیتهای ملی دیده میشود خود را جدا از ایران نخواهند دید، و آنها زاگرس را متعلق به ایران و ایران را روح زاگرس میدانند.از این منظر، ادبیات لکی نهتنها بازتابدهندهی هویت قومی، بلکه بخشی جداییناپذیر از سرنوشت ملی ایران است.🔸برای مطالعه مقاله میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید:civilica.com/doc/1945064/%E2%9C%8D%EF%B8%… کلهباد #یادداشت🟩 @Lakestan_Power 🟥کانال تلگرامی گلونی🌹🌹🌹🌹@Golvani_lak


