بررسی افسانه شاه ماران از نگاهی دیگر: گویند در سرزمینی از زاگروس به گفته ای آذربایجان و به گفته ی دیگر « دشت زردلان به سبب زیست گاه یارسانان و ریشه دار بودن این افسانه در دین یاری» این گفته درست تر به دیده می آید ؛ شهریاری فرمانروایی داشت که او را دختری…ادامه مطلب...در فرهنگ و باور مردمان لکستان که افسانه ها را در ذهن دارند، مارها بر دو نوعند: ۱- مارخانگی و ماری که از خرمن می گذرد که همزاد صاحب خانه وصاحب خرمن اند و نباید آنها را کشت و نابودی او نابودی خانواده است. مار سپید در خانه و در دشت پری است و نباید آنرا آزار داد که پری یار و دوست انسان است و کشتن چنین ماری موجب پریشانی است ، در هلیلان افسانه و باوری رایج و شنیده شده که دهقانی( حسن صیاد) در کوه پایه دومار سپید و سیاه را در جنگ دید و مار سیاه را کشت؛ پدر مار سپید که شاه پریان بود در حق دهقان لطف ها کرد و دهقان به نان و نوایی رسید که رنگ سپید و سیاه نشان نور وظلمت است و یاد آور نبرد روشنی و تاریکی۲ــ مارهایی که دشمن انسان و موجودات دیگراند و «کافرند»! و باید آنها را کشت و گرنه آزار می رسانند که شیطان به هیأت ماری در آمد و آدم را فریب داد و مارهای دوش ضحاك خون و مغز جوانان میخوردند مار نه در ایران که نزد اکثر اقوام حیوانی موذی و از نیروهای اهریمنی و نزد برخی اقوام اولیه همزاد است و در بسیاری از افسانه ها مار است که انسان را از جادوانی محروم می سازد و از آن جمله است در افسانه ی کهن آشوری گیل گمش که در آن «کیل کمش» پس از به دست آوردن گیاه جاودانگی از ژرفای اقیانوس زمانی که در چشمه ای تن می شوید و گیاه را بر ساحل نهاده است ماری گیاه را می دزد و او را از جاودانی شدن محروم میسازد و در بابل عقابی که جای گیاه جاودانگی را می داند به وسیله ماری مجروح میشود.کانال تلگرامی گلونی🌹🌹🌹🌹@Golvani_lak