▪️خواب دیده ام که دیگر دستش نه به شعر می رود نه به نوشتن.خواب ديده ام که دفتر شعرش را تکه تکه کرده…
انتشار: 2026/02/24 17:44 UTCدریافت: 2026/08/22 04:22 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 04:22 UTC
▪️خواب دیده ام که دیگر دستش نه به شعر می رود نه به نوشتن.خواب ديده ام که دفتر شعرش را تکه تکه کرده و به باد می دهد.خواب دیده ام که در میان انبوهی از زنان تیره پوش نشسته است و به دیوار خیره مانده.خواب ها تکرار می شدند و از پس آنها، بیداری،بیداری،بیداری قد علم می کرد.بیدار می ماندم و فکر نمی توانست درگیر او باشد،بیدار می ماندم و نمی شد از او سراغ بگیرم،نمی شد؟ یا شاید هم نمی خواستم ،نمی توانستم؟!نمی دانم.بیدار می ماندم و انگشتانم را در هوا به رقص در می آوردم که حواسم را به سمت و سوی دیگری سوق بدهم.بیدار می ماندم و تا به خود می رسیدم، نوبت به خوردن قرص بعدی می شد...#میم_الف #پرت