تنگه هرمز؛ بازیِ تاکتیکی در تلهی محاصرهی استراتژیکتوافقهای فنی میان تهران و مسقط برای تغییر ساما…
انتشار: 2026/08/26 19:09 UTCدریافت: 2026/08/27 11:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/27 11:10 UTC
تنگه هرمز؛ بازیِ تاکتیکی در تلهی محاصرهی استراتژیکتوافقهای فنی میان تهران و مسقط برای تغییر سامانه تفکیک ترافیک دریایی (TSS) و بستن مسیر سنتی جنوبی در تنگه هرمز، همزمان با عملیات مینروبی سنتکام، بیش از آنکه یک دستاورد دیپلماتیک باشد، تلاشی برای تغییر هندسه محیطیِ یک بحران لاینحل است. اما پرسش اصلی اینجاست: این توافق چه سود ملموسی برای جمهوری اسلامی دارد و چرا این جابهجایی، برخلاف تصور، گشایشی در مسیر مذاکرات با آمریکا ایجاد نمیکند؟۱. توافق فنی؛ تلاشی برای تحمیلِ «حاکمیت دوفاکتو»جمهوری اسلامی با این توافق به دنبال انتقال ترافیک دریایی به آبهای نزدیک به ساحل ایران است. هدف تهران روشن است: تبدیل شدن از یک بازیگر «مخل امنیت» به یک مدیر رسمی آبراه. با تعریف مسیرهای جدید و تلاش برای اخذ عوارض خدمات عبوری، نظام به دنبال کسب دو امتیاز است: اول، تثبیت جایگاه خود به عنوان تنها مرجع تصمیمگیر در گلوگاه انرژی؛ و دوم، تبدیل تهدید جنگ به یک ابزار درآمدی و اهرم فشار دائمی.۲. پارادوکسِ محاصره؛ چرا این توافق یک پیروزی نیست؟بزرگترین خطای تحلیل در این ماجرا، نادیده گرفتن دیوار اصلی است: «محاصره دریایی». توافق با عمان در مورد نحوه تردد کشتیها، هیچ پیوند حقوقی یا سیاسی با لغو محاصره اقتصادی و بنادر ایران توسط آمریکا ندارد. واشنگتن با حفظ محاصره همهجانبه بنادر و صادرات نفت ایران، در حال اعمال حداکثر فشار است.جمهوری اسلامی در حال مدیریت ترافیک در آبراهی است که کشتیهای خودش عملاً اجازه خروج عادی از آن را ندارند. به عبارت دیگر، این توافق شبیه به طراحی نقشه تردد در زندانی است که خودِ ساختمان زندان (اقتصاد و صادرات) توسط آمریکا در حال فروپاشی است. این توافق، «خفگی اقتصادی» را درمان نمیکند، بلکه فقط نحوه نگاه کردن به آبهای خلیج فارس را تغییر میدهد.۳. مواضع واشنگتن؛ مهارِ حاکمیت، نه پذیرش آناین توافق مورد تأیید استراتژیک آمریکا نیست. واشنگتن تنها با پذیرش یک مسیر فنی با واسطه عمان موافقت کرده تا از شوک قیمتی در بازارهای جهانی انرژی جلوگیری کند. اما عملیات مینروبی سنتکام و اسکورتهای نظامی نشان میدهد که ارتش آمریکا حاکمیت ایران بر مسیرهای جدید را به رسمیت نشناخته است. واشنگتن در حال «تفکیک» است: آنها اجازه نمیدهند ایران امنیت دریانوردی را گروگان بگیرد، اما همزمان اجازه نمیدهند مسیرهای جدید به معنای پیروزی سیاسی تهران تفسیر شود.۴. نقش عمان؛ مهارِ سرایت، نه شراکتعمان نه شریک راهبردی ایران، بلکه میانجی نگران است. هدف مسقط جلوگیری از تبدیل شدن تنگه هرمز به میدان جنگ مستقیم است که قلمرو عمان را به آتش میکشد. این توافق بیش از آنکه اتحاد ایران و عمان باشد، تلاش عمان برای «ضدبحرانی کردن» محیط اطراف خود است.نتیجهگیری: استراتژیِ جابهجایی در زمینِ باختهاین توافق برای جمهوری اسلامی نه یک شکست کامل است و نه یک پیروزی استراتژیک؛ بلکه یک «عقبنشینی تاکتیکی به جلو» است. در شرایطی که محاصره بنادر توسط آمریکا همچنان باقی است، تغییر مسیرهای کشتیرانی تنها «جابهجایی بحران» است. جمهوری اسلامی در حال بازی با کارتی است که حتی اگر برنده شود، بازنده اصلی میدان اقتصاد و دیپلماسی باقی میماند. تا زمانی که لغو محاصره بنادر و صادرات نفت به توافقات کلان بازنگردد، این بازتعریف خطوط دریایی، تنها یک «مدیریت ناامنی» در حاشیه یک بنبست بزرگتر است؛ بنبستی که تاوان اصلی آن، فرسایش ساختاری و فقر عمیقتر جامعه ایران است.t.me/hamidasefichannel2%D8%B5%D9%81%D8%AD… یوتیوبyoutube.com/@hamidasefi-mf3jo