من هر روز میروم پیادهرویکنگاورم. به دا گفتم دم ظهر میرم پیادهروی هر روزم رو انجام میدم و بعدش…
انتشار: 2026/06/18 21:14 UTC
من هر روز میروم پیادهرویکنگاورم. به دا گفتم دم ظهر میرم پیادهروی هر روزم رو انجام میدم و بعدش میرم مسجد جامع. به یاد روزهای قبل از کارمند شدنم. اسم پیادهروی من را برد به جنگ دوازده روزه. یکی از روزهایش که رفته بودیم بهشت زهرا شهیدی را آوردند به نام دکتر عزیزی. با همسرش که حرف میزدم گفت پزشک متخصص بوده و خانهشان حوالی میدان تجریش است. آن روز هم برای پیادهروی رفته بود که میدان را زدند.ما اگر جنگ هشت سالهٔ خودمان و جنگ در کشورهای همسایه را نمیدیدیم و نمیشنیدیم شاید میشد بگوییم چون جنگ ندیدهایم خیال میکنیم دشمن فقط مراکز نظامی را میزند. اما آن که کمر به نابودی ما بسته از قضا در کمین همین واژههای «روتین» و «عادی» و «معمولی» هر روزهی ماست. او چشم دیدن زندگی در ایران را ندارد حتی اگر به قدر یک پیادهروی روزانهی ساده باشد.دوشنبه یازدهم اسفند ۱۴۰۴- کنگاور[انتشار در بله ساعت ۰۱: ۱۸]@HarfeHezafeH
