برای ما قافیه دوستهااولش حتی بلندگو هم نبود. یک نفر که صدای رسایی داشت شعار میداد و مردم تکرار می…
انتشار: 2026/07/13 19:42 UTC
برای ما قافیه دوستهااولش حتی بلندگو هم نبود. یک نفر که صدای رسایی داشت شعار میداد و مردم تکرار میکردند. وسط شعارها به خدیجه گفتم برای ما که اهل ردیف و قافیهایم خوب شد که فامیلی رهبر جدید، زحمت قافیهسازی را از دوشمان برداشت و هر دو خندیدیم.هوا یک بار آفتاب میشد و نورش چشم را میزد و یک بار ابر با سوز سرد. بین آن همه جمعیتی که تمام میدان آزادی کنگاور را پر کرده بودند دوستم حواسش رفت به زن بارداری که شاید ماه هفتمش بود. زن مانتوی کوتاهی تنش بود با یک پافر. باد که میآمد یکی از پرهای شال را میانداخت روی شکمش. دوستم هم با لبخند میگفت ای خدا نگهدارت باشه که با این وضعیت اومدی.یک ساعت و نیم بعد که برمیگشتیم رو به خانه جمعیتِ هم مسیر ما آنقدر زباد بودند که انگار از راهپیمایی ۲۲ بهمن میآمدیم.دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۴@HarfeHezafeH
