بعد از مدتها صبح رفتم تراس رو بشورم و بعدش مشغول رفت و روب سردستی خونه شدم. اومدم صبونه بخورم دیدم…
انتشار: 2026/07/30 21:49 UTC
بعد از مدتها صبح رفتم تراس رو بشورم و بعدش مشغول رفت و روب سردستی خونه شدم. اومدم صبونه بخورم دیدم نیم ساعت پیش تماس بی پاسخ داشتم. دا بود. سابقه نداشت ده و نیم صبح زنگ بزنه. زنگ زدم بهش. گفت هیچی. کاری نداشتم. رفتیم سرخاک و برگشتیم. دارم تلویزیون نگاه میکنم.…توی دو تا کانال یه پست گذاشته بودند از وداع سران سه قوه و بعضی مسئولین با آقای شهید. کلیک کردم که ببینم چیه. اون لحظهای که رفت روی تابوت و عکسشون، به سختی ادامهش رو دیدم.شاید اگه ایشون به مرگ طبیعی از دنیا میرفتند اینقدر ناراحت نمیشدم که الان هستم. الان هم غم دارم هم خشم. به نظر من رهبر کشورت رو که ناجوانمردانه بزنند انگار تک تکمون رو زدند.این تک تکها حتی میتونند تماما با این رهبر همدل نباشند اما نمیشه به این تجاوز عظیم بی تفاوت باشند.این کف کنش به این ماجراست تا برسه به اونجایی که بسیاری از ایرانیها ایشون رو از جان عزیزتر میداشتند و حالشون این روزا معلومه. جمعه دوازدهم تیر ۱۴۰۵- قم
