یک. قرار بود دا با امروز با خانوادهی برادرم برود تهران. من هم که طبق معمول از همدان بلیت رزرو کرده…
انتشار: 2026/08/14 10:45 UTCدریافت: 2026/08/19 15:18 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 15:18 UTC
یک. قرار بود دا با امروز با خانوادهی برادرم برود تهران. من هم که طبق معمول از همدان بلیت رزرو کرده بودم و آن یکی برادرم هم دیشب میخواست با اتوبوس برود.دو. دیشب دا گفت خودمان سه تایی یک اسنپ بگیریم تا جای خانوادهی برادرم تنگ نشود.سه. اسنپ زماندار زدیم و برای ده و نیم امروز صبح رزرو کردیم. ماکسیم هم همینطور.چهار. ساعت ده صبح راننده ماکسیم زنگ زد و گفت اگر امکانش هست سه بعدازظهر برویم. علی الحساب پذیرفتیم. ماشینش خوب بود و قیمتش هم مناسب. گرچه میخوردیم به گرما و ترافیک.پنج. اسنپ را که از قبل با زمانبندی رزرو میکنی قابلیت لغو ندارد. زنگ زدم به پشتیبانی و گفتم ما قصد لغو سفر را داریم. کاربر گفت شما سفر رزرو شده ندارید. ما هم خیالمان راحت شد.شش. فکرش را که کردم اگر سه راه میافتادیم با احتساب ترافیک هشت شب میرسیدیم تهران. تا من برسم ترمینال جنوب و برسم قم میشد دست کم یازده شب. ماکسیم قبلی را با گوشی دا زده بودیم. به برادرم گفتم مجددا با گوشی من بزنیم اگر تا ساعت یازده کسی قبول کردیم برویم و از راننده اولی به خاطر ساعت نامناسبش عذرخواهی کنیم.هفت. ساعت ده و نیم خانوادهی برادرم داشتند حرکت میکردند و ما منتظر قبول درخواست ماکسیم دوم که پسرعمو و نوهی عمویم آمدند خانهمان. در واقع آنها هم عازم تهران بودند ولی خواسته بودند پیش از رفتن سری به مادرم بزنند.هشت. در همان فاصلهی کوتاه فهمیدیم آنها دو نفرند. برگشتیم به خان اول. قرار شد مادرم با خانوادهی برادرم برود و من و برادرم با پسرعمویم اینها. نه. ماکسیم دوم را که کسی نپذیرفت. از راننده ماکسیم اولی هم عذرخواهی کردیم به خاطر ساعتش. داشتیم حرکت میکردیم که رانندهای از اسنپ تماس گرفت و گفت ده دقیقهی دیگر میرسد. برایش توضیح دادیم که نیم ساعت پیش با پشتیبانی تماس گرفته و سفر را لغو کردهایم.ده. آدم خیال میکند باید همه چیز را پیشبینی کند و میتواند همه چیز را پیش بینی کند غافل از اینکه گاهی باید سپر بیندازد و طبق شرایط پیش آمده برود جلو.چرا؟ نمیدانم. جمعه بیست و سوم مرداد ۱۴۰۵- همدان

