تلویزیون با این برنامهها چه نوع دینداریای میسازد؟این سؤال بسیار مهم است.چون رسانه فقط یک ظرف خال…
انتشار: 2026/08/12 04:16 UTCدریافت: 2026/08/24 13:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 13:20 UTC
تلویزیون با این برنامهها چه نوع دینداریای میسازد؟این سؤال بسیار مهم است.چون رسانه فقط یک ظرف خالی نیست که «دین» را داخلش بریزیم و سالم به مخاطب تحویل بدهیم.مجری، دکور، موسیقی، مسابقه، جایزه، سلبریتی، گریه، خنده، مناسبت، دوربین و شکل مشارکت مخاطب، همه در تولید یک تجربه خاص از امر دینی دخالت میکنند.رسانه دین را فقط بازنمایی نمیکند؛ گاهی در ساختن صورت اجتماعی آن نیز مشارکت میکند.رساله دکتری عبدالله درباره دین، تلویزیون و فرهنگ و آثار بعدی او درباره دین و رسانه نشان میدهد که این مسئله برای او یک علاقه گذرا نبوده است؛ یکی از خطوط اصلی زندگی علمی اوست.از «روش کیفی» تا «کیفیت ایران»حالا اگر این قطعات را کنار هم بگذاریم، شاید تصویر روشنتر شود.روش تحقیق کیفی؛مردمنگاری؛آیینپژوهی؛ارتباطات آیینی؛مردمشناسی بصری؛دین عامهپسند؛مطالعه تصویر؛تحلیل سینما؛هویت؛روایت ملی؛و در نهایت رؤیای ملی.به نظر من اینها تصادفاً کنار هم قرار نگرفتهاند.اینها یک پروژهاند.و نام آن پروژه «کیفیت» است.نه کیفیت در برابر کمیت؛ بلکه کیفیت به معنای پرسیدن از چگونگی و معنای بودن.این جامعه چگونه جامعهای است؟چگونه خودش را میبیند؟چه چیزهایی برایش مقدس است؟چه آیینهایی میسازد؟چه تصاویری از خودش تولید میکند؟مرز «ما» و «دیگران» را چگونه رسم میکند؟چه چیزی را آرزو میکند؟و اصلاً آیا هنوز رؤیایی مشترک برای آینده دارد؟اینجاست که من دوباره به همان تعبیر آغاز سخنم برمیگردم.شاید میان عبداللهِ صوفی و عبداللهِ پژوهشگر کیفی فاصله آنقدر که تصور میکنیم زیاد نباشد.هر دو از ظاهر عبور میکنند تا به معنا برسند.هر دو نسبت به پاسخهای فوری بدگماناند.هر دو میدانند که دیدن، با نگاهکردن یکی نیست.و هر دو میدانند که برای شناخت آدمها، باید بیش از آنکه سخن بگوییم، گوش کنیم.سخن آخراگر از من بپرسند مهمترین میراث علمی عبدالله گیویان چیست، احتمالاً نام یک کتاب را نمیآورم.حتی نمیگویم روش تحقیق کیفی.میگویم:عبدالله گیویان حامل یک حساسیت علمی و انسانی نسبت به «کیفیت» است.کیفیت پژوهش؛کیفیت دیدن؛کیفیت شنیدن؛کیفیت تصویر؛کیفیت آیین؛کیفیت رسانه؛کیفیت روایت ما از خودمان؛و نهایتاً، کیفیت زندگی جمعی ما.عبدالله سالهایی را در غرب گذرانده، اما از حافظ جدا نشده است.با تلویزیون مدرن کار کرده، اما مسحور تکنولوژی نشده است.داده را جدی گرفته، اما انسان را به داده تقلیل نداده است.در ساختارهای رسمی کار کرده، اما کنجکاویاش نسبت به جهان غیررسمی، زندگی روزمره و معناهای مردم را از دست نداده است.و شاید به همین دلیل است که من هنوز او را، پیش از آنکه یک مدیر، استاد، مترجم یا پژوهشگر بدانم، یک جستوجوگر معنا میدانم.عبدالله عزیز،گمان میکنم همه ما به سهم خود از این جستوجوی تو بهره بردهایم.و امیدوارم همچنان به ما یادآوری کنی که در روزگاری که همهچیز را میتوان شمرد، چیزهای بسیار مهمی هستند که برای فهمیدنشان باید از شمارش عبور کرد.باید دید.باید شنید.باید فهمید.و باید، همچنان در جستوجوی کیفیت ماند.برای تو سلامتی، آرامش و استمرار این جستوجو را آرزو میکنم.خیلی متشکرم.