یوسف شود، آن کس که خریدار تو باشدعیسى شود، آن خسته که بیمار تو باشداز چشمهی خورشید جگرسوخته آیدهر…
انتشار: 2026/08/22 11:50 UTCدریافت: 2026/08/24 00:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 00:50 UTC
یوسف شود، آن کس که خریدار تو باشدعیسى شود، آن خسته که بیمار تو باشداز چشمهی خورشید جگرسوخته آیدهر دیده که لبْتشنهی دیدار تو باشدخوابى که بِهْ از دولت بیدار توان گفتخوابى است که در سایهى دیدار تو باشدهر چاک قفس از تو خیابان بهشتى است!خوش وقت اسیرى که گرفتار تو باشدبر چهرهى گل پاى چو شبنم نگذاردآن راهروى را که به پا، خار تو باشد!"صائب" اگر از خویش توانى به در آمداین دایرهها نقطهى پرگار تو باشدغزلیات #صائب ؛ تصحیح محمد قهرمان، انتشارات علمی و فرهنگی ۱۳۶۴،جلد۴، غزل ۴۳۹۲، صفحه ۲۱۰۹t.me/hezar_khom
پستهای تلگرام — 📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم
🍎دسترسی ویژه به کانالهای علمی🍎✔️🔘برای داشتن این مجموعه در مدت✔️🔘محدود، با انتخاب کلید های زیر وارد شوید📌کانال ویژهی امشب: ⬅️«بازگشت نور»؛ پیامهای بهروز از خانوادۀ کهکشانی👇@returnoflightجهت هماهنگی در لیست🫱🏼🫲🏼@HHo_bb
بوعلی و «بیماری» عشقبوعلیسینا عشق را در دو ساحتِ متفاوت بررسی کرده است: یکی در مقامِ فیلسوف، و دیگری در مقامِ پزشک. از همینرو بررسی #عشق در نظریات بوعلی نیازمندِ تفکیکِ این دو نگاه است:در آثارِ فلسفیاش، بهویژه رسالة فی العشق و الاشارات و التنبیهات، عشق نهتنها بیماری نیست، بلکه اصلی وجودی و کمالبخش است. او عشق را میل به خیر و کمال میداند و آن را در همهٔ مراتبِ هستی، از جماد و گیاه تا انسان و افلاک، جاری میبیند. در این معنا، عشقِ عقلی به واجبالوجود بنیادِ سعادت «قصوا» است و نشانهٔ کمالِ نفس، نه اختلالِ آن.اما در مقامِ پزشک، در القانون فی الطب، بوعلیسینا از «بیماریِ عشق» سخن گفته است. در این چارچوب، عشقِ بیمارگونه نوعی اختلالِ روانیجسمانی و شبیه به مالیخولیاست که در آن تصویرِ معشوق بر ذهن و قوای نفسانی چیره میشود و تعادلِ بدن را برهم میزند. او نشانههایی برای این بیماری برشمرده است: چشمهای گودافتاده، بیخوابی، بیاشتهایی، آشفتگیِ نبض و اندوهِ مدام. یکی از معروفترین بحثهای او در این زمینه، روش تشخیصِ عشق از طریقِ نبض است؛ بدینسان که طبیب نامها و مکانهای گوناگون را بر زبان میآورد و اگر با ذکرِ نامِ معشوق، نبضِ بیمار دگرگون شود، به عشق پی میبرد. برای درمان نیز بوعلیسینا ابتدا وصال را توصیه میکند و اگر ممکن نباشد، پرهیز از خلوت، سرگرمی، سفر، موسیقی یا ایجادِ دلبستگیِ تازه را پیشنهاد میدهد.بنابراین نزدِ بوعلیسینا عشق در ذاتِ خود بیماری نیست. آنچه بیماری شمرده میشود، عشقِ افراطی و وسواسی است که عقل و بدن را از تعادل خارج میکند. عشقِ سالم و بهویژه عشقِ عقلی در نگاهِ او نه فقط آسیب نیست، بلکه راهِ کمال و سعادت است.#بوعلی_سینا#عشق#اختصاصی_کتابخوانهیهزارخم💎ادمین #زهرا_مhttps://t.me/hezar_khom/13501
⤴️👤بوعلی سینا و عشق 2⃣📝سالروز تولد شیخ الرئیس حسین بن عبدالله بن سینادر «مقامات عارفان» عشق کارکرد پالایشی و وصولی دارد؛ از سویی نفس را از تعلقات جسمانی و خیالی آزاد میکند و از سوی دیگر آن را به اتصال عقلی با معقولات و در نهایت با حق میرساند. عارف حق را برای خودِ حق میخواهد، نه برای پاداش یا از ترسِ عقوبت و مجازات، و همین عشق خالص است که نشانهٔ بالاترین مرتبهٔ انسانی است. بوعلیسینا در این موضع از تعبیر اتحاد و فنای صوفیانه فاصله میگیرد و بر «اتصال عقلی» تأکید میکند.مراتب و تقریرهای گوناگون این نظریهها با هم اشتراکها و تفاوتهایی دارند. اشتراک مبنایی، تعریف عشق به میلِ به خیر و کمال و پیوند آن با ادراک است، اما رسالة فی العشق بر جنبهٔ وجودی و کیهانی عشق تأکید دارد، حال آن که الاشارات بیشتر به جنبهٔ معرفتی و سلوکی آن میپردازد و در الشفاء عشق در روانشناسی فلسفی و مابعدالطبیعه به صورت نظاممند بررسی میشود. جالب آن است که دو تنش نظری در این دیدگاهها قابل مشاهده است. نخستین تنش این است که واجبالوجود در رسالة فی العشق هم عاشق و هم معشوق خوانده میشود، اما در الاشارات و بخشهایی از الشفاء بیشتر در مقام معشوقِ کل ظاهر میشود؛ این تفاوت پرسش از امکان عاشقبودنِ خداوند بدون راهیافتنِ «انفعال» را پیش میکشد. بوعلیسینا با ذاتی خواندنِ عشقِ واجبالوجود میکوشد این تنش را حل کند، اما این راهحل همیشه مورد مناقشه بوده است. دومین تنش به عشق طبیعی برمیگردد؛ اگر عشق بر پایهٔ ادراک خیر و کمال است، چگونه میتوان از عشق جمادات سخن گفت؟ بوعلیسینا در رسالة فی العشق با گسترش مفهوم عشق به میل طبیعی پاسخ میدهد، اما این گسترش با تعریف معرفتی عشق در الاشارات همخوانی کامل ندارد. به همین دلیل، او معنای عشق را بسته به زمینهٔ بحث، گاه به صورت «عامِ وجودی» و گاه به صورت «خاصِ معرفتی» به کار میبرد.با این همه، نظریهٔ عشق سینوی تأثیری ماندگار بر فلسفه و عرفان اسلامی گذاشته است. سهروردی عشق را در بستر نورشناسی اشراقی بازسازی کرد و ملاصدرا آن را در چارچوب اصالت وجود و حرکت جوهری تفسیر نمود. در عرفانِ نظری نیز آموزهٔ عشق بهعنوان اصلِ آفرینش که ریشه در رسالة فی العشق دارد، به یکی از آموزههای محوری تبدیل شد.در مجموع، بوعلیسینا عشق را از هیجان زودگذر انسانی به اصلی وجودی و معرفتی ارتقا داد و توانست میان مابعدالطبیعه، علمالنفس و اخلاق پل بزند. این نظریه، با همهٔ تنشهای درونیاش، نقطهٔ عطفی در تاریخ فلسفهٔ اسلامی به شمار میآید و همچنان شایستهٔ بازخوانی دقیق است.#بوعلی_سینا#عشق#اختصاصی_کتابخوانهیهزارخم💎ادمین #زهرا_مhttps://t.me/hezar_khom/13503?single
👤بوعلی سینا و عشق 1⃣📝سالروز تولد شیخ الرئیس حسین بن عبدالله بن سینابوعلیسینا در آثار گوناگون خود، بهویژه رسالة فی العشق، الشفاء و الاشارات و التنبیهات، عشق را نه صرفاً حالتی عاطفی و انسانی، بلکه اصلی وجودی، معرفتی و کیهانی معرفی میکند. در نگاه او بنیاد عشق همان میل به خیر و کمال است و هر موجودی به اندازهٔ مرتبهٔ وجودی خویش از این میل بهره دارد. بر این اساس، عشق را از ساحت روانشناسی فردی فراتر میبرد و آن را به مابعدالطبیعه پیوند میزند. در #رسالة_فی_العشق این نگرش به زبانی روشنتر بیان شده است؛ عشق در همهٔ مراتب هستی سریان دارد، از جمادات و نباتات تا حیوان و انسان و افلاک. سنگ به مکان طبیعی خود میل میکند، گیاه به نور و آب مشتاق است، حیوان به لذت و بقا گرایش دارد و انسان میتواند به معقولات عشق بورزد. این عشقها در اصلِ میل، تفاوتی ندارند؛ تفاوت در نحوهٔ ادراک و مرتبهٔ وجودی آنهاست. عشقِ طبیعی در موجوداتِ بیادراک، به معنای میل ذاتی به کمال است؛ عشق حیوانی با ادراک حسی و خیالی به خیرِ جزئی تعلق میگیرد؛ و عشق عقلی که والاترین مرتبه است به معقولات کلی و خیرِ مطلق روی میآورد و چون متعلَّق آن پایدار و کامل است، لذت و ثبات بیشتری به همراه دارد.واجبالوجود در این نظام، هم خیرِ محض و هم جمالِ مطلق است، از اینرو معشوق همهٔ موجودات به شمار میآید و در رسالة فی العشق به اعتبار ذاتِ خویش، عاشقِ ذاتِ خویش نیز خوانده میشود؛ اما این عشق به معنای انفعال و نیاز نیست، بلکه همان ابتهاجِ ذاتیِ او به کمالِ خویش است. عشق در نگاه بوعلیسینا کارکردی کیهانی نیز دارد؛ نفوسِ فلکی با تصور خیر مطلق و عشق به آن، افلاک را به حرکت درمیآورند و نظم عالم را استمرار میبخشند. در #الشفاء این مباحث در درون نظام جامع فلسفی او بسط مییابد. در کتاب #النفس، عشق در چارچوب قوای نفس تحلیل میشود و با قوهٔ شهوانی و ادراکِ حسی پیوند میخورد، اما در عین حال راه برای فراتر رفتن از این مرتبه و رسیدن به عشق عقلی گشوده است. در #الهیات_الشفاء نیز عشق با عنایت الهی و نظام احسن پیوند مییابد و واجبالوجود بهعنوان غایتِ نهایی و معشوقِ کل مطرح میشود.در #الاشارات_و_التنبیهات بحث عشق عمدتاً در بستر «بَهجتِ عقلی» و مقامات عارفان مطرح میشود، نه به صورت رسالهای مستقل. بوعلیسینا در این کتاب عشق را بر پایهٔ ادراک تبیین میکند و تأکید دارد که هرچه ادراک، قویتر و معشوق، شریفتر باشد؛ عشق شدیدتر و لذت، پایدارتر است. از همین رو عشق عقلی به ذات واجبالوجود برترین مرتبهٔ عشق و بنیاد سعادت نهایی است. ⤵️#بوعلی_سینا#عشق#اختصاصی_کتابخوانهیهزارخم💎ادمین #زهرا_مhttps://t.me/hezar_khom/13503?single
«واجب الوجود در ذات خویش، عقل و عاقل و معقول و عاشق و معشوق و لذتدهنده و لذتبَرنده است؛ و لذت هیچ نیست جز درکِ خیرِ ملائم».النجاة من الغرق فی بحر الضلالات؛ بوعلی سینا، تصحیح محمدتقی دانشپژوه، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۹. ص ۵۸۷.t.me/hezar_khom%C2%AB%D9%88%D8%A7%D8%AC%D… الوجود در ذات خویش، عقل و عاقل و معقول و عاشق و معشوق و لذتدهنده و لذتبَرنده است؛ و لذت هیچ نیست جز درکِ خیرِ ملائم».النجاة من الغرق فی بحر الضلالات؛ بوعلی سینا، تصحیح محمدتقی دانشپژوه، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۹. ص ۵۸۷.t.me/hezar_khom
🌹زادروز شیخالرئیس ابوعلی سینا و روز پزشک، گرامی و فرخنده باد.عشق: بیماری، هیجانی ساده یا اصلی وجودی و کیهانی؟در این نوشتار، مسیر اندیشهٔ بوعلی را در آثارش از جمله: رسالة فی العشق و الاشارات و التنبیهات، دنبال کردهایم.بوعلی، از میلِ نهفته در جماد و گیاه تا عشقِ عقلی به واجبالوجود و پیوندش با سعادت قصوا و مقامات عارفان، برایمان میگوید. متن کامل مقاله را در ادامه بخوانید.t.me/hezar_khom


